اوضاع امروز ایران و سردرگمی اپوزیسیون!

اوضاع امروز ایران و سردرگمی اپوزیسیون!

ن/ بیژن قبادی

تمامی شواهد و قرائنبیانگر این واقعیت است کە امروزە در ایران سیستمی نورمال و متعارف وجود ندارد. نگاهی بە اوضاع جاری در تمامی عرصەها بیانگر این مدعاست.

حداقل نمودهای عینی آن را از زمانی قریب بە یک‌سال و نیم پیش و در جریان وقوع زلزلە در کرمانشاە شاهد بودیم. نوع مدیریت و رسیدگی بە فاجعە سیل اخیر در استانهای شمال شرق، جنوب و جنوب غربی ایران این نقیصە را بە عینە بە نمایش گذاشت.

با مروری کوتاە و اجمالی بر فایلهای ویدئویی موجود در شبکەهای اجتماعی و استمداد مردم آسیب دیدەاز مردم سایر نقاط ایران برای امداد رسانی بە آنان، میزان و نقش مردم در یاری رسانی بە مردم مناطق سیلزدە، سهل‌انگاری عجز و ناتوانی رژیم و ارگانهای عریض و طویلش و موج اعتراض و نارضایتی مردم از نحوە و نوع مساعدت و امدادرسانی بە آنها و این موضوع کە مردم در اظهار نارضایتی خود صراحتا عالیترین مقام حکومتی را مورد خطاب قرار می داند، خود گویای اوج فاجعە بود.

دردناکتر از آن نیز وارد شدن مقامات شاخص حکومتی بە موضوع و تلاش برای قبولانیدن مواهب بیشمار سیل و زلزلە بە مردم بلازدە و سایر مردم ایران است. همانگونە کە خمینی "جنگ را موهبت الهی قلمداد می‌نمود این‌بار نیز با همان ترفند نخ‌نما توفان، زلزلە و سیل نازل شدە بر مردم را رحمت و امتحال الهی جلوە دادە و این بلایا را ناشی از میزان و شدت قربت مردم ایران بە الهی بقبولانند.

همانگونە کە تا دیروز در مذمت ملخ و ملخ خواری! داد سخن سر می‌دادند و رسالە و فتوا پیرامون آن صادر می کردند، امروزە می‌بینیم کە بە منابر و تریبونهای داخلی اکتفا ننمودە و حتی عوامل نفوذی خود در رسانەهای خارج از ایران را بخط نمودە کە در مدح و ستایش و میزان بالای پروتئین و ارزش خوراکی "ملخ" بە انواع حیلەها متوسل می‌شوند!

بجای ارائەی خدمات بە مردم آسیب دیدە و رسیدگی بە مشکلات آنان، گسیل مزدوران خارجی و استقرار آنان در مناطق سیلزدە کە با توجە بە سیاستهای غلط و نالایقی رژیم اسلامی مرکز ثقل و پتانسیل بالقوە انفجاری اعتراضی هستند و نیز کردستان کە کانون چهل سالە مقابلە بی امان با رژیم اسلامی‌ و سنگری تسخیر ناپذیر کە تا بە امروز تن بە سلطە سیستم توتالیتر حاکم بر تهران ندادە است. تنیدە شدن بحرانی همە جانبە در تمامی عرصەهای تاروپود رژیم و موج فزایندەی اعتراضات و سیل فراگیر و گستردە ریزش نیروهایش در داخل کشور از یک سو. بی اعتباری جهانی فاصلە گرفتن حتی متحدین منفعت‌جوی دیروزین، دست‌و پازدن های بیحاصل و تمسک بە ترفندهای دمدە و تاریخ مصرف گذشتە از سوی دیگر، بیانگر شکست فلاکتبار این رژیم است.

اینها نمونەهایی از افلاس حکومت تهران وبە گل نشستن این زورق فرسودەی قرون وسطایی است. اما چە عاملی آنرا هنوز سرپا نگاە‌ داشتە است؟

مدت مدیدی است کە حاکمیت مشروعیت و اعتبار خود را از دست دادە است، اما خلاء وجود آلترناتیوی کارآمد، توانمند و مورد اعتماد مردم و نیز عدم اعتماد آنها بە نیرو و توانایی و پتانسیل نهفتە در خود ایران آن ستون و پایەهایی هستند کە این کالبد بیجان با تکیە بر آنها سرپا ایستادە و بە حیات خود ادامە می‌دهد.

امروز اپوزیسیون ایرانی بطور عام بجای پرداختن بە اولویتها و پاسخ بە نیازهای جامعە، مشغول خط و نشان کشیدن برای رقیب سیسی خود و تقسیم غنائم است. طیفی از همین اپوزیسیون بەدنبال رؤیاهای خود و طیفی دیگر از وحشت احقاق حقوق مشروع و طبیعی ساکنین این سرزمین، حاضر بە تن دادن بە ادامە حاکمیت رژیم اسلامی‌اند.

آستانە تحمل مردم لبریز شدە است. رژیم در تمامی زمینەها بە بن بست رسیدە و انتظار نیرویی را می‌کشد کە جسورانە بە میدان آمدە و این بار مسئولیت تاریخی را بە دوش بکشد و آنها خود را گم و گور نمایند. خواە ناخواە سیل نفرت و بیزاری تلنبار شدە مردم هر آن راە خواهد افتاد. چنانچە اپوزیسیون نتواند خود را با این موج هماهنگ نمودە و هارمونی تحولات پیش رو را با مردم ایجاد نماید و با آن همگام شود، یقینا خود را در حاشیە خواهد یافت چوم مردم بجان آمدە راە خود را خواهند یافت.



231 بار دیده شده‌‌


PM:03:01:29/04/2019