اوضاع ژلەای و اپوزیسیون تخیلی نامنعطف!

اوضاع ژلەای و اپوزیسیون تخیلی نامنعطف!

بیژن قبادی

خوب بیاد داریم و بیشک خیلیهای دیگر نیز حتما فراموش نکردەاند و بیاد دارند کە بعد از سقوط نظام پادشاهی از عامە مردم گرفتە تا احزاب مطرح سیاسی و ‌چهرەهای قدر، بر این باور بودند کە رژیم ماندگار نیست و دوام چندانی نمی آورد و لرزان و رفتنی است. در مراودات روزانە، اعلامیە، بیانیە، مقالە، نشریات و سخنرانیهای خود این موضوع را در کوی و برزن فریاد می‌زدند. اما همین رژیم مارمالادی لرزان قریب بە نیم قرن دوام آورد. در این چهل سال ایران را بە قهقرا برد، جنایات بیشماری را مرتکب شد، برخلاف وعدەهایی کە دادە بود نە شهرها بلکە کل ایران را ویران و گورستانها را آباد کرد و حتی سطح زندگی را چنان پائین کشیدند کە جمعی از مردم ناگزیر بە گورخوابی درگورستانها شدند. با دنیا در افتادند، بە ریش همە خندیدند و همە را بە سخرە گرفتند.

الحق نمی‌شود کتمان کرد کە در برخی زمینەها رشد قابل ملاحظەای را نسیب ایران کردەاند کە گوی سبقت را از جمع زیادی از کشورها ربودە و یکەتاز میدان هستند و مدال اولینها را بر سینە زدەاند. بەتناسب آمار جمعیتی اگر در نظر بگیریم، مقام اول جهانی در اعدام، دارای رتبەی اول در فرار مردم از سرزمین خود، دارای شتابی لحظەای برای کسب مقام اولی شدن در زمینەهای بی اعتباری جهانی، گرانی، فقر، بیکاری، اعتیاد، نا امیدی از آیندە، سقوط سن اعتیاد و فحشا، فرار نخبگان و صدها بلیەی دیگر کە غیر قابل شمارشند.

جامعەی ایران را در تمامی عرصەها بە لبەی پرتگاهی مهیب کشانیدە و در برخی موارد نیز دچار سقوطی فاجعەبار نمودەاند. اگر تا دیروز مردم حتی از نجوای زیرلبی بیان اعتراض و نارضایتی واهمە و ابا داشتند، امروز نە فقط در عرصەهای سیاسی، اقتصادی، مدیریتی،اجتماعی، بین‌المللی و غیرە کە در زمینە اعتقادات و ایدئولوژیک، کل سیستم را بە سخرە گرفتە و دستمایە طنز و لطیفە و جوک نمودەاند. آنها آشکارا در مقابل مزدوران ریاکار و متملق ایستادە و با بیان و انعکاس بخشی از آلام و رنجهای بیشمار خود می‌گویند و فریاد حقخواهی خودرا سر می‌دهند و در برخی موارد نیز در هنگام مواجە شدن با سماجت و وقاحت مأموران رژیم ، آنها را گوشمالی می‌دهند. جامعە هوشیار شدە و بە میدان آمدە است اما ناپختگی و نا آمادگی اپوزیسیون در صورت تداوم روند حاکم بر آن، میرود کە باردیگر فرصت سوزی کردە و مجددا میدان را بدون هیچ مبارزە و مقاومتی بە رقیب واگذار نماید.

مردم در کوی برزن و شهر و روستا و خیابان و کوچە و محافل خانوادگی و ادارات و نهادهای حکومتی، بی‌محابا و شجاعانە و با صدای رسا اعتراض و بیزاری خود را جار می‌زنند.

در این میان اپوزیسیون چپ و راست و رادیکال و میانەرو و لیبرال و ملی و آنارشیست و غیرە و ذالک در کجای این معادلات واقع شدەاند؟ آنها یا با محسور کردن خود در دنیای سکت و بستە ایدئولوژیک تک بعدی در زمان زندانی شدە و در حاشیە ماندە و فراموش شدند، یا با قرائتی دمدە و کاسبکارانە بە پادو و توجیەگر رژیم اسلامی مبدل گشتند و یا در طول زمان دچار فرسایش گشتە و براثر همین فرسایش دچار نومیدی و یأس شدە و با این وصف نە حاضر بە اعترافی صادقانە بە شکست هستند و نە با دنیای تخیلی و نوستالوژیک خود قادر بە وداع می‌باشند. لذا با روی‌آوری بە رویکردی خودفریبانە و تئوری‌تراشی، دچار چند پارچگی و انشعابات و پس‌لرزەهای آن شدەاند.

جامعەی ایران از فرط فشار، خفقان، گرانی، ستم و بیداد بەتنگ آمدە و در آستانەی انفجار است. چنانچە سیکل باطل آزمون شدە تداوم یابد، بدون شک سیل نفرت و بیزاری بنیان‌کن مردم بجان آمدە تمامی سدها را درهم شکستە و مسیل خودرا خواهد یافت. اما سؤال اینجاست کە آیا تضمینی هست کە یک سیکل تاریخی دیگر مجددا بر ریل سوار نشود؟

آیا با اپوزیسیونی کە هم جایگاە و نقش تاریخی خود را فراموس کردە و هنوز هم قادر بە تفکیک صف خود از صف موازی‌سازی شدەی رنگین کمان گسیل شدگان و گماشتگان اپوزیسیون نمای مجعول تفکیک نماید، میتوان نسبت بە آیندە امیدوار بود؟

بستر مناسب فراهم است و یا باید با موج تحولات همراە گشت و یا گرفتار موجهای خروشان آن شد و در لابلایش بە تاریخ پیوست.



310 بار دیده شده‌‌


PM:02:40:08/05/2019