عبداللە مهتدی؛ "راه تامین صلح از کانال تغییر نظام جمهوری اسلامی میگذرد!"

عبداللە مهتدی؛


رادیو کوردتریبونال در برنامە ”پرسمان" مصاحبەای را با رفیق عبداللە مهتدی دبیرکل حزب کومەلە کردستان ایران در مورد وضعیت اکنون ایران و تنشهای بین ایران و آمریکا و مسائل مربوط بە گذار از جمهوری اسلامی انجام داد. آنچە در زیر می خوانید، متن این مصاحبە با رفیق عبداللە مهتدی یست کە آقای مهران عباسیان آن را انجام دادە است.

مهران عباسیان؛ جناب مهتدی خیلی خوش آمدید به برنامەی "پرسمان"!
عبداللە مهتدی؛
 متشکرم جناب آقای عباسیان و به همه ی شنوندگان و همچنین بینندگان شما سلام عرض میکنم. 

مهران عباسیان؛ خیلی ممنونم جناب مهتدی. می دانم که مشغله کاری زیادی داشتید و درسفر هستید قبول کردید که در برنامه ”پرسمان" شرکت کنید. جناب آقای مهتدی می خواستم درباره تیتر برنامه بپرسم، گذر از جمهوری اسلامی و رسیدن به دموکراسی، فکر می کنید چه لازمه های برای تحقیق پیدا کردن این موضوع نیاز است؟ 

پاسخ؛ عامل اصلی تغییر و تحول در جمهوری اسلامی و در خیلی جاهای دیگرمردم هستند. مردمی که هدفشان رابه روشی تشخیص می دهند چه را نمی خواهند را می دانند، هیچ بلکه می خواهند را در نظر دارند. ببینید از دی ماه سال گذشته الان یک سال و چند ماهی است یک جنبش بزرگ فراگیر مردمی در ایران که هم خواستەهای عمیقا اقتصادی، صنفی و همچنین خواستەهای سیاسی داره، شروع شد. این جنبش با افت و خیزهای زیادی با فروکشها و تحولات زیادی روبه رو بوده ولی در مجموع می شه گفت از اون مقطع به این سمت عامل مردم و اثرگذاری اون کاملا خودش را نشان داده و خیلی قبل از اونکه تحریمهای روی جمهوری اسلامی ایران بر ایران گذشته شود، خیلی قبل تر آنکه دولتی به نام آقای ترامپ و دیگران سرکار بیایند این خواستەهای مردم وجود داشته و در مقاطع مختلف به شکلهای مختلف خودش را نشان داده من مهمترین عامل را عامل مردم، عامل جنبشهای اجتماعی و جنبشهای مدنی می دانم و بعنوان بخشی از این عامل مردم، من شکلگیری یک آلترناتیو دمکراتیک، تکثرگرا هم یکی از این شرطها می دانم. آلترناتیوی که از یکطرف بتواند اعتماد مردم را جلب کند و به اندازەی کافی تکثرگرا و فراگیر باشد و همه یا اکثریت جامعەی ایران بتوانند به نحوی خودشان را درش ببینند و هم از سوی دیگر بتوانند به این مبنا حمایت بین الملی را کسب کنند.

پرسش: بله ممنون. با در نظرگرفتن تمام این تحولات و مشکلات اقتصادی  و فشارهای سیاسی که از درون رژیم هست، نقش مردم را شما چگونه میبینید؟ ایا این سکوت نسبی نشانەای از طوفان پیش بینی نشده است؟ 

پاسخ: ببینید جنبشهای اجتماعی کی یک مرتبه قلیان پیدا می کنند یا کی فروکش میکنند یا دقیقا مطابق چه سناریوی پیش می روند را هیچکس نمی تواند پیشبینی کند و کسی هم نمی تواند براش نقشه دقیق و مشخص بکشد. اینها تحت تاثیر عوامل گوناگون اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و داخلی و بین المللی قرار می گیرند. فکر می کنم که بله شما درست می فرمایید حق با شماست این جنبش در مقایسه با دی ماه سال گذشته یا بعضی مقاطع دیگر الان در حال فروکش است ولی هیچ دلیلی نداره که یک هفته دیگر، یک ماهه دیگر، یا چند ماهە دیگر، دوباره قلیان پیدا نکند و کاملا اعتلای جدیدی را ما در ایران شاهد نباشیم. علل و زمینەهای یک چنین جنبشی نە فقط وجود دارد، بلکه بیش از پیش هر روز در ایران داره فراهم می شود. ابرهای سیاه و تیرەای رژیم جمهوری اسلامی را فرا گرفته است، مردم به حد ناامیدی از تمام جناحهای رژیم رسیده اند، حاکمیت برای وضع اقتصادی و برای رفرم راهی ندارد. اکنون اگر در گذشته راەهایی موجود بود برای رفرم خودشان نمی خواستند، امروزە حتی اگر بخواهند و تمایل داشته باشند چندان گزینەای برای رفرم در وضعیت اقتصادی و سیاسی البته جزء با گذر از جمهوری اسلامی، منظورم اینه با حفظ این نظام دیگه راهی به نظر نمی رسد رژیم برای حل معضلات داشته باشد. بنابراین باید امیدوار بود و همتلاش کرد که این جنبشهای اجتماعی درباره خودآگاەتر و نیرومندتر و متحدتر بین همەی اقشار، از کارگر تا دانشجو تا مال باخته تا زنان تا اقشار مختلف مردم دوباره سربلند کند.

پرسش: بله ممنون، نقش اقلیتهای اتنیکی و مذهبی ایران را چگونه ارزیابی می کنید در پیوند با گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به دموکراسی؟

پاسخ: ببینید یکی از بدترین تبعیض های که در ایران وجود دارد همین تبعیض های اتنیکی و مذهبی است، ملیتهای مختلف ایران و مذاهب گوناگونی که تحت ستم قرار دارند پیروانش، در ایران اتفاقا بیشتر از بقیه از نبود دمکراسی، از تبعیض، از استبداد، از این توتالیتارسیم مذهبی زیان می برند و لطمه می بینند، بنابراین منطقا آنها باید بیش از دیگران خود را ذی نفع بدانند و فعالیت کنند برای تحقیق دمکراسی در ایران که معنی دیگر این حرف گذار از جمهوری اسلامی است. به نظر من آنها بایستی واقف باشند حالا از ملت کورد گرفته تا بقیه بایستی واقف باشند و بدانند که آیندە آنها در گرو تغییر نظام و گذار به دمکراسی است. بنابراین باید بیشترین از دیگران در این راه اتفاقا تلاش بکنند. ایجاد یک آلترناتیو دمکراتیک از جمله و شاید بیش از بقیه به نفع انهاست. 

پرسش: بله خب، نقش ملت کورد و مشخصا حزب کومەله کوردستان ایران رادر این تحولات سیاسی ارزیابی می کنید؟

پاسخ؛ ما بارها به روشنی برنامەهایمان را در این زمینه گفتیم. گذشته از اینکه ما بعنوان یک حزب فعالیتهای خودمان را باید ده چندان بکنیم و امید و آرزوهای مردم رامتجلی بکنیم در شعارهایمان، در فعالیتهایمان، در کارهایمان ولی بخصوص در چند جبهه ما باید کار بکنیم، یکی در جهت ایجاد یک وحدت خیلی محکمتر و شکل دادن به یک جبهه متحد کورد در کوردستان ایران، خوشبختانه از یک سال و نیم پیش ما موفق شدیم که مرکز همکاری احزاب کورد را بوجود بیاوریم این قدم خوبی بوده، اما هنوز خیلی راه در این مسیر داریم که باید برویم، بنابراین ایجاد این وحدت یکی از هدفهای ماست، همچنین برای شکل گیری یک اتحاد بزرگ برای رسیدن به دمکراسی در ایران ویک آلترناتیو دمکراتیک در ایران هم بخش دیگری از این فعالیتهاست تا آنجایی که به خارج از حزب ما بر می گردد آنچه که به خود حزب ما برمی گردد ما با سازماندهی با کار و فعالیتهایمان روی زمینهای سیاسی، تشکیلاتی، فرهنگی و غیرە داریم فعالیتمان را می کنیم، امیدواریم که بتوانیم نقش مثبتی بازی کنیم.

پرسش: بله اشاره فرمودید به مرکز همکاری احزاب کورد کە یک سال ونیم پیش شکل گرفته، چرا چنین مرکزی در بین نیروهای اپوزیسیون ایرانی شکل نمی گیرد؟

پاسخ: چرا در این زمینە هم تلاشها زیادی هست، طی این سالهای اخیر هم بوده در پاسخ به پرسش شما یکی از دلایلش شاید این باشه که جنبش کورد خیلی جنبش متحزب تری است و کار حزبی و کار متشکل سیاسی از دهها سال پیش در کوردستان سابقه دارد و با وجود همه لطمات و ضربات و صدمات و دستگیریها و اعدامها و تبعیدها و غیر هنوز جامعەی کوردستان کاملا جامعەیست که حول این احزاب متشکل است و آلترناتیو خودش را در درون آنها می بیند. به این معنی متحد شدن آنها با اینکه بدون اشکال نبوده، بدون موانع نبوده ولی در مجموع راه راحت تر را شاید توانسته اند بپیمایند. برای رسیدن به یک همچنین مرکزی، من دلیلش را این ویژگی های سیاسی جامعه کوردستان می دانم، ولی از اینجا این نتیجه را نمی توانم بگیرم که در بقیه ایران همچین چیزی، یک نوع اتحاد بزرگ دموکراسیخواهی در ایران غیر ممکن است، اتفاقا بیش از همیشه یک چنین چیزی لازم است و امیدوار هستم کە شکل بگیرد و تلاشهای نیز در این زمینه هست.

پرسش: بله، آقای مهتدی در زمان "بوش” پسر احتمال حملە نظامی، همین احتمالی که حالا خیلی به اندازه یک مو نازک شده و هر لحظه امکان دارد آمریکا به ایران حمله نظامی بکند، در زمان بوش پسر هم این احتمال حمله بوده، ولی واکنش جامعه جهان خیلی شدیدتر بود. اما این واکنش را در حال حاضر نمی بینیم، فکر می کنید چه تفاوتی کرده نصبت به آن زمان؟

پاسخ: خب شاید حالا در دنیای خیلی متفاوتی تری بسر می بریم، ولی تا آنجایی که به خود ایران و تنشهای که بین ایران و آمریکا وجود داره برمیگرده، من فکر میکنم که تا حدود زیادی رسوایی ها و بدنامی هایی که رژیم جمهوری اسلامی ایران دارد و کم و بیش شناخته شده است برای جهانیان تاثیر داشته بر اینکە یک جنبش بزرگ در حمایت جمهوری اسلامی ودر مخالفت با آمریکا راه نیافتد.

برای اینکه همه دروغگوهای رژیم جمهوری اسلامی و کتمانكاری و پنهانکاری هاش در زمینه اتمی، پشتیبانیش از تروریسم که حتی به خاک کشورهای اروپایی کشیده شده و این را دولتهای اروپایی و دادگاه های اروپایی با مدرک ثابت کردەاند. تلاش جمهوری اسلامی برای بی ثبات کردن منطقه و ایجاد یک امپراطوری مذهبی شیعه کە آرامش را از منطقه خاورمیانه تماما سلب کرده، اینکه دست جمهوری اسلامی در همه درگیریهای ریز و درشت این منطقه از لبنان و یمن گرفتە تا افغانستان تا عراق تا سوریه و غیره است و همه می دانند جمهوری اسلامی عامل بی ثبات سازی خیلی بزرگی است. نقض فاحش حقوق بشر در داخل کشور، تبعیضها، ستمها و غیره، فساد بسیار زیاد که حتی هنوز هم اجازه ندادە با وجود اینکه تحت فشار جامعه بین المللی است، اجازه نداده کە ایران طرح ها و لوایح مربوط به ضدپولشوی FETF را امضاء بکند. اینها همه نشانگر آن است که ریک اصلی را جمهوری اسلامی به کفش دارد و درست است که آمریکا فشارها اقتصادی و سیاسی خیلی سنگینی به جمهوری اسلامی وارد کرده، ولی تقریبا خیلی ها باور کرده اند که روایت خود دولت آقا ترامپ کە آنها قصد ندارند، ابتدا به ساکن حملەای به جمهوری اسلامی ایران بکنند و در نتیجه ما شاهد یک جنبش ضد جنگ نیستیم، حتی این عملیاتهای ایضایی اخیر مثل منفجر کردن بعضی از کشتی ها مسافرتی و حملات که اخیرا در خلیج فارس و بندر فجیره اتفاق افتاد، این را نە فقط بعضی کشورهار عربی که با جمهوری اسلامی دشمن دارند، بلکه حتی شرکت ها بیمە و  دولت نروژی تایید کردند که این کار، کار جمهوری اسلامی بوده! همه  اینها نشان می دهد که اتفاقا عامل تحریک و تنش خود جمهوری اسلامی  است دراین زمینه، آنچه که بنام جنبش ضد جنگ خوانده می شود و یک عده تلاش میکنند راه بیاندازند در واقع نوعی ایجاد چتر حمایتی برای جمهوری اسلام است اگر کسی واقعا خواهان صلح برای ایران است که البته باید بود این خیلی خواست بر حقی هست، باید بداند که این خواست از کانال تغییر نظام ایرانی می گذرد چون ممکن است یک تنش ضد این موقتی نیز صورت بگیرد ولی تا وقتی که که این نظام جمهوری اسلامی سرکار است در ایران ن مردم آن روی اسایش و امنیت خواهند دید و نە مردم منطقه.

پرسش: هفته گذشته مهمان برنامه پرسمان جناب آقای ”حسین شریعتمداری" بودند و مژده این را دادند که برای آینده ایران یک آلترناتیو سازی دارد انجام میگیرد و به زودی اعلام میشود، شما فکر میکنید ایجاد یک آلترناتیو بجای جمهوری اسلامی لازمه دارا بودن چه مشخصاتی است؟

پاسخ: پیشتر گفتم لازمه اش این است که قبل از هر چیزی فراگیر باشد، نمیشود گفت همه، اما بخش خیلی بزرگی از اقشار و نیروها و عرصه های اجتماعی را در ایران شامل بشود. بتواند مسائل اساسی ایران را در زمینه اقتصاد دوره گذار، در زمینه عدالت دوره گذار پاسخگو باشد، به اندازه کافی بتواند حمایت کارگرها و جنبشهای کارگری، دانشجوها، مال باختگان، ملیتها، زنان، جوانان و غیره را جلب کند. بتواند رابطه متقابل بگیرد باجنبشهای اجتماعی. بتواند درشبکه های اجتماعی هم از آنها مطلب و ایده بگیرد و هم بتواند ارتباط برقرار کند و تاثیر گذاری داشته باشد. بتواند با رسانه های بزرگ و کثیرالانتشار ارتباط کم و بیش و مناسبی بگیرد و به اندازه کافی شناخته شود، در درون جامعه ایران اینها را من لازمه شکلگیری یک چنین آلترناتیو میدانم و امدیوارم که این آلترناتیو شکل بگیرد.

پرسش: سیاست اتخاذ شده رژیم در حال حاضر، نه جنگ نه مذاکره است، این سیاست عملا خود حکومت را بیشتر در انزوا و بلاتکلیفی قرار میدهد، فکر میکنید چرا رژیم ایران چنین سیاستی را در پیش گرفته است؟

پاسخ: ببینید نباید خیلی باور کرد که رژیم جمهوری اسلامی هرگز مذاکره نخواهد کرد. ما میدانیم که در مقطع جنگ ایران و عراق بعد از مدتها جنگ، بعداز ویرانیهای خیلی عظیمی که برای جامعه و مردم ایران اتفاق افتاد، بعداز زیانهای هنگفت مالی و انسانی و همه اینها بلاخره یکجایی جمهوری اسلامی مجبور شد اتفاقا وارد مذاکره شود یا قطعنامه شورای امنیت را قبول کند، موقع نامناسبی این کار را کرد، موقعی که هیچ گزینه ی دیگری برایش باقی نمانده بود این کار را کرد ولی بلاخره این کار را کرد، درجریان گروگانگیری سفارت آمریکا بلاخره گروگانها را آزاد کرد، اما در مقطع خیلی بدی. بنابراین نمیتوان گفت که هیچ وقت وارد مذاکره نخواهد شد. اگر این رژیم مردمی بود، عاقل بود، دور اندیش بود و منافع ایران را در نظر داشت خیلی زودتر از اینها می بایست وارد یک مذاکره جدی و سازنده با آمریکا و کل جامعه جهانی میشد، ولی این نوع حسن نیتها در جمهوری اسلامی غایب است. چیزی که از جمهوری اسلامی میتوان انتظار داشت این است که در اثر فشار فوق العاده زیاد و بر اثر استیصال و بیچاره گی اقتصادی و سیاسی ممکن است به یک مذاکراتی هم اتفاقا کشیده شود، در این مذاکرات چیزی که جمهوری اسلامی بنابر تجربه های قبلی تعقیب خواهد کرد، نه منافع کشور و مردمش بلکه بقای خودش است، گارانتی میخواهد از آمریکا که به حاکمیت کاری نداشته باشد و این در واقع شعار اصلی و هدف اصلی بوده چه در جنگش و چه در صلحش. در هیچ یک از این دو حالت جمهوری اسلامی در پی منافع مردم ایران نبوده و اگر مذاکرەای روی دهد بازهم درآن پیگیر منافع مردم ایران نخواهد بود، بلکه برای بقای خودش ممکن است به چنین مذاکراتی پا بگذارد و ممکن است حتی امتیازهای خیلی بزرگی هم بدهد. مشکل این است با وارد شدن به یک چنین مذاکرەای و بادادن امتیازهای بزرگ در زمینه سیاست خارجی نحوە دیگری از تغییر و تحول در جمهوری اسلامی، نحوە دیگری از گذار از جمهوری اسلامی مطرح خواهد شد. سناریوهای گذار میتوانند متفاوت باشند، ولی بعضی از سازش بزرگ از معامله بزرگی بین ایران وآمریکا صحبت میکنند، اگر اصولا چنین امکان داشته باشد، وقتی است که جمهوری اسلامی تغییرات اساسی در سیاست خارجی خود را قبول بکند و قبول چنین تغییرات اساسی بسیار دشوار است. هم انجام دادنش و هم پیامدهایش بسیار سنگین است برای جمهوری اسلامی. اگر بخواهد از راه مذاکره به این مسائل خاتمه بدهد و اگر هم بخواهد راه تنش را بپیماید زیانهایش را البته مردم ایران و منطقه خواهند دید، ولی نهایتا از این هم سربلندبیرون نخواهد آمد. بنابراین من فکر میکنم ساعات پایان برای جمهوری اسلامی به تیک تاک افتاده است، ولی اینکه به چه طریقی و کی عمر این نظام به پایان خواهد رسید معلوم نیست. در صحبت اولم بر میگردم بە مطلوب ترین و بهترین و بی دردسرترین و برای آینده مترقی ترین راهی که تغییر نظام ایران دارد، از طریق اعتلای جنبشهای مردمی، به هم پیوستن آنها و تبدیل به یک جنبش بزرگ تغییرنظام است.

پرسش: بنظر شما اوپوزیسیون جمهوری اسلامی میتوانند نقشی در جلوگیری در جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا داشته باشند و اگر پاسخ شما مثبت است به چه دلیلی؟

پاسخ: نه فکر نمی کنم، اوپوزیسیون جمهوری اسلامی میتواند نقشش به جامعه جهانی نشان دادن ایران دیگریست جز آن تصویری کە جمهوری اسلامی بە جهان نشان دادە است. ایران شرور و بدنامی که متاسفانه جمهوری اسلامی به دنیا معرفی میکند. ایران دیگری هست که برایش آزادی، دمکراسی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی و صلح با همسایگان کاملا معنی دارد و اینها را وجهه همت خودش قرار داده. بنظر من نشان دادن این وجهه تمایز بزرگ بین جمهوری اسلامی و اپوزیسیونش و آلترناتیوهای دموکراتیکش این بایستی وجهه اصلی همت یک اپوزیسیون دمکراسیخواه باشد، و نه اینکه با ایجاد جنبشهای تقلبی ضد جنگ، آبی به آسیاب جمهوری اسلامی بریزد به عقیده من. راه تامین صلح از کانال تغییر نظام جمهوری اسلامی میگذرد. صلح پایدار و همچنین توسعه پایدار و همچنین دمکراسی پایدار، کسب حقوق برای مردم ایران اینهارا همه باهم بایستی در یک کلیت بهش نگاه کرد و یک چنین برنامەای برای انجام همه اینها باید داشت. شکی نیست که یک اپوزیسیون دمکراسیخواه واقعی بایستی یک صلح طلب واقعی هم باشد، به هیچ وجه از هیچ برنامه جنگی نباید پشتیبانی کند اما در عین حال بنظر من بایستی به مردمش و به دنیا نشان دهد که تغییر رژیم داخلی لازمه نظام آینده با مردم و همچنین صلح منطقه ای و بن المللی خواهد بود.


پرسش: جناب آقای مهتدی شما دبیر کل یکی از احزاب کوردستان ایران هستید، خیلی ها در کوردستان ایران معتقد بر این هستند که اگر ایران به دمکراسی برسد بازهم خیلی از کوردها در داخل ایران به خواسته های خودشان نمیرسند. فکر میکنید خواسته های اصلی ملت کورد در داخل ایران چه میتواند باشد؟

پاسخ: ببینید این حرف به یک معنی درست است و به یک معنی درست نیست. به این معنی درست است که دمکراسی به خودی خود حقوق اجتماعی و سیاسی را که کوردها و دیگر ملیتها خواهان آن هستند به سادگی محقق نمیکند. دمکراسی ما را از مبارزه آینده معاف نمیکند، بلکه شرایط مناسب تر و به مراتب مساعدت تری را برای اینکه بتوانیم حقوق مان را بگیریم و مبارزه کنیم و به آن حقوق برسیم فراهم میکند. این فقط برای کوردها نیست، برای کارگرها نیز همین طوری است. اگر بر فرض نظام عوض شود و خیلی نظام دمکراتیکی هم آمد اگر بعد از آن کارگران نجنبند، خودشان را متشکل نکنند، خواسته هایشان را فرموله نکنند و به میدان نیایند برای این خواسته هایشان، دمکراسی به خودی خود حقوقی را به آنها اعطا نمیکند. زنان نیز همین طور، دانشجویان نیز همین طور و غیره... بنابراین دمکراسی به خودی خود و اتوماتیک ماها را خوشبخت نمیکند و از هر لحاظ به خودی خود همه تبعیضات را از بین نمیبرد اما با ایجاد شرایط دمکراتیک، ما را وارد دورەای میکنید به مراتب ما در آن نیرومند تر خواهیم بود و میتوانیم متشکل تر باشیم و میتوانیم از شزایط مناسب و سهل تری استفاده کنیم برای کسب حقوق مان، به این معنی بله ما در فردای دمکراسی نیز مبارزه در پیشرو خواهیم داشت اما به اشکالهای دیگری، به اشکال مدنی، به اشکال قانونی و این راهی است که در پیشرو داریم.

اما به این معنی درست نیست؛ برای اینکه این طور وانمود میکنند که مملکت دمکراسی نباشد یا باشد به حال ما فرقی نمیکند، نه این طور نیست خیلی فرق میکند. شما فکر کنید اگر کوردها و همین مشکلی که امروز دارند با تبعیضهای ملی و اتنیکی و زبانی و فرهنگی نیز که امروز دارند، فرض کنید که کوردها در یکی از کشورهای اروپایی حضور داشتند! آن موقع وضعیت جور دیگری میشد. میخواهم بگویم: فقدان دمکراسی یکی از بدترین لطماتی است که اتفاقا کوردها بیشتر از دیگران ازش متضرر می شوند بنابراین اتفاقا به این معنی من می گوییم هرقدر دموکراسی عمیق تر ، ریشه دار تر وفراگیرتر باشد تازه کوردها از آن استفاده بیشتری می برند. خلاصه میکنم: دمکراسی اتوماتیک شما را به همه حقوق تان نمیرساند اما شرایط فوق العاده مساعدتری را برای اینکه شما بتوانید به این حقوق برسید فراهم میکنید و در اختیار شما میگذارد، بنابر این نه فقط ما نباید الاسبیە باشیم نصبت به چنین تحول بزرگی بلکه باید یکی از ارکان تحقق آن در جامعه ایران باشیم. 

پرسش: آقای مهتدی اگر جنگی احتمالا بین ایران و آمریکا شکل بگیرد، فکر میکنید این جنگ چه تفاوتهایی نصبت به جنگ بین ایران و عراق دارد؟

پاسخ: خب پیش بینی اینها خیلی مشکل است اما آنچه که از شرایط فعلی میتوان برداشت کرد این است که آمریکا به هیچ وجهه حتی اگر ایران به کارهای ایضایی خودش ادامه بدهد و حتی آنها را به اهداف آمریکایی توسعه بدهد و مستقیما هم حمله بکند فکر نمیکنم دولت آمریکا هیچ برنامه ای برای اشغال خاک ایران داشته باشد، یعنی سرباز بفرستد و خاک ایران را اشغال بکند، این چیزها فکر نمیکنم اکنون به هیچ وجهه به نظر نمی رسد این چنین برنامه ای داشته باشد و تمهیدات آمریکا هم برای یک همچنین چیزی نیست. جامعه آمریکا هم خواهانش نیست، دولت آقای ترامپ هم خواهان چنین چیزی نیست. اما مطمئنا اگر ایران به این نوع کارهای ایضایی ادامه و توسعه دهد و برسد به این حد که به اهداف آمریکایی مستقیما حمله کند و جان پرسنل نظامی و مدنی آمریکای را به خطر بندازد فکر میکنم ضربات خیلی شدیدی خواهد خورد، اما عمدتا به طرقی غیر از خود انگلیسی ها میگویند: پوتین سربازان آمریکایی روی خاک ایران نخواهد آمد، به احتمال قوی، اما ضربات اساسی و سنگینی چه از طریق نیروی دریایی و هوایی و امکانات دیگری که آمریکای ها دارند به ایران وارد کنند.


445 بار دیده شده‌‌


PM:11:10:04/06/2019