تبعیض رفتاری در برخورد با جامعه ی کارگر در جمهوری اسلامی

تبعیض رفتاری در برخورد با جامعه ی کارگر در جمهوری اسلامی

ن/ ژیکان راهنورد
جمهوری اسلامی با کارگران چه کرده است؟ 
بارها در سطح کشور با مناظر این چنینی مواجه شده ایم که یک کارگر در میان سایر انسانها سوار بر یک وسیله ی نقلیه خسته از کار به منزل خود باز میگردد. شاید او در آفتاب سوزان این روزها از هر فرد دیگری خسته تر باشد. خسته از کار طاقت فرسا در زیر آفتاب، خسته از برخورد ناشایست بالادستی ها، خسته از حقوق پرداخت نشده و دغدغه ی قسط های عقب افتاده... اما از همه ی اینها که بگذریم چرا این انسان به خود این حق را نمیدهد که همانند سایر انسانها از امکانات جامعه استفاده کند؟ چه چیز باعث میشود که قشر کارگر حتی در خود شایستگی نشستن بر روی صندلی خالی مترو را نیابد؟! این صحنه شاید ما را به یاد داستان های تاریخی تبعیض نژادی بر علیه سیاه پوستان بیندازد. اما این منظره ای از یک سیاهپوست قرن ۱۷ نیست.
اینجا ایران قرن ۲۱ است. حاصل سالها حکومت یک نظام توتالیتر با نام جمهوری اسلامی ست که با شعار انقلاب مستضعفین و به بهانه ی رسیدگی به اوضاع قشر کم درآمد جامعه، مردم آن روزگار را فریب داده و انقلاب را از آنان ربود و ایران را به تصرف عده ای خونخوار و سیری ناپذیر درآورد که در این ۴۰ سال ننگین، نه تنها به وضعیت کارگران رسیدگی نکرده است بلکه همواره از ضعف مالی آنان و نیازشان به کار سوء استفاده کرده است و کارهایی طاقت فرسا در یک نظام برده داری بر آنان تحمیل داشته و در آخر به جای پرداخت همان اندک حقوق آنان برای گذران روزگار، حقشان را از آنها ربوده و در جیب آقازاده هایشان راهی کشورهای دیگر کرده است.
در آخر نیز با وقاحت تمام در برابر اعتراض مردم در راستای احقاق حقوق اولیه شان از زیاده خواهی ایرانیان سخن گفته و با جعل حقایق و مقایسه ی ایرانیان با مردم چین سعی در عادی جلوه دادن اوضاع و بی اهمیت بودن گرسنگی قشر ضعیف جامعه دارد. این نظام که شکم خود را با غارت اموال مردم بزرگ کرده است، حال از آنها میخواهد با یک وعده غذای روزانه شکم خود و خانواده شان را سیر کرده، مقاومت پیشه کنند تا سران بتوانند به اهداف پلید خود در راستای آتش افروزی در منطقه و کشورگشایی با موفقیت گام بردارند!
 از همه مهمتر، این نظام نهایت تلاش خود را در از بین بردن شأن انسانی و خرد کردن شخصیت مردم جامعه به کار برده و حق داشتن غرور و شخصیت را از آنان گرفته به گونه ای که آنها این حق را برای خود قائل نباشند که حتی فکر رفاه را در ذهن داشته باشند. ایجاد دودستگی و شکاف عمیق میان طبقات جامعه این حس را از انسان های زحمت کش سلب کرده است که آنان نیز انسان هستند و باید در قبال کار و زحمتشان به حقوقی دست یابند. مردم در طول ۴۰ سال به قدری با مسائل و مشکلات حاد دست و پنجه نرم کرده و برای احقاق کوچکترین حقوق اولیه خود رنج کشیده ، جان داده و فریادشان به جایی نرسیده که دیگر توانی برای تفکر و امیدی برای ادامه در آنها باقی نمانده است. 
اما آیا بهتر نیست به جای از دست دادن روحیه و سرسپردن به ظلم روا شده در حق زحمتکشان، حال که جامعه ی جهانی این فرصت را برای سرنگونی این رژیم خونخوار فراهم کرده است به جای چشم دوختن به کمک سایر کشورها یا قرار گرفتن در حالت انتظار و تماشای تصمیمات نظام که هرگز در راستای منافع مردم نبوده و نخواهد بود، عزم خود را جزم کرده برای احقاق حقوق خود یکبار برای همیشه با اتحاد کار این فرقه ی تبهکار را یکسره کنیم؟ بهتر نیست به جای خودکشی و گرفتن جان خود یا عزیزانمان در پی دیدگاه های غلط القا شده توسط رژیم، آخرین نفسهای خود را برای گام برداشتن در راه مبارزه به کار گرفته متحد شده و برای خود و خانواده ی خود بجنگیم؟
این رژيم از کشته شدن انسان های زحمتکش باکی ندارد. افزایش روزافزون خودکشی ها به ویژه در مناطق مختلف اقلیم کردستان ایران از مطلوبات و آرزوهای نظام است. اینکه انسان ها به ویژه ملت کورد خود را از درون نابود سازند بدون اینکه برای رژیم هزینه ای ایجاد کنند همان نتیجه ایست که سالها تلاش رژيم برای تورم سازی و ایجاد بیکاری و محروم سازی منطقه ی کردستان را طلبید. آیا بهتر نیست با آگاهی به نیات جمهوری اسلامی به جای تسلیم به مبارزه با آن بپردازیم؟ شاید این تنها فرصت کوتاهی باشد که جهان برای مردم ایران فراهم کرده است. چرا نهایت تلاشمان را در استفاده از آن به کار نبندیم؟...


260 بار دیده شده‌‌


PM:10:17:11/06/2019