نگاهی اجمالی به بررسی محتوای طرح ۵۰ ساله ی آینده ی نظام، تحت عنوان "سند الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت"

نگاهی اجمالی به بررسی محتوای طرح ۵۰ ساله ی آینده ی نظام، تحت عنوان

ن/ ژیکان راهنورد
همزمان با برنامه ریزی اصولی و قوی تعدادی از اپوزیسیون ها در راستای ارایه ی طرحهای علمی و عملی برای بازسازی ساختاری ایران پس از گذار از جمهوری اسلامی، سران جمهوری اسلامی به فکر ارائه ی سندی برای چارچوب برنامه های خود در
۵ دهه ی آینده افتادند. این عمل دو پیام به اپوزیسیون و جهان ارسال میکند: اول اینکه قصد تحویل مسالمت آمیز حکومت را ندارند و خود را مالک آینده ی کشور نیز میبینند و دوم اینکه یک چارچوب و شیوه ی کلی عملکردی در راستای آرمانهای خود ارائه میدهند که اصول عملکردی تمام نهادها را در آن راستا هماهنگ میکند. اکنون با توجه به برگزاری هشتمین کنفرانس الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت در دانشگاه تهران در هفته ی گذشته، شاید لازم باشد این طرح را به تفصیل بررسی کرده و ابعاد، مفاهیم و جهتگیری های پنهان در آن را شفاف سازی کنیم و ببینیم این سند که به فرمان خامنه ای، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس، دولت، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، صداوسیما و دستگاه‌های تبلیغی همگی باید در پیشبرد آن بکوشند، دقیقا چیست و چه میگوید؟

در نگاه اول به این سند با دو رویکرد مواجه خواهیم شد: اول اینکه در ظاهر آرمانهایی که از آن دم زده شده است در نظر عموم و افرادی که شناخت کاملا دقیق از ماهیت جمهوری اسلامی ندارند آرمانهایی رویایی در قالب جملاتی شعری-ادبی به نظر میرسد. دوم اینکه این سند نیز همانند سایر اسناد و برنامه های اعلام شده ی نظام برای سرگرم سازی مردم به شعارهایی در باب آینده ی بهتر بوده و قدمی از پیش نخواهد برد و صرفا برای خالی نبودن میدان در برابر حرکات جدی اپوزیسیونها تنظیم شده و راهی دیگر برای تاسیس نهاد و تخصیص بودجه و غارت اموال مردم فراهم کرده است.

اما لزوم بررسی آن جدای از این دو دیدگاه این است که ما را با افکار و اصول ذهنی جمهوری اسلامی و آرمانهای بنیادین آنها تا حدودی آشنا کرده چارچوب کلی عملکرد آینده ی آنها را نمایان میسازد.

این سند در سال ۱۳۹۴ به صورت پیشنویس اولیه تهیه شده و طی سالهای بعد در خلال خطبه های نماز جمعه به آن اشاره شده و به عنوان سند بالادستی کشور تا سال ۱۴۴۴ در دستور کار قرار گرفت. بخش های مختلف آن شامل مبانی، آرمانها، رسالت، افق و تدابیر میباشد. در بخش مبانی بیشترین تاکید بر روی دین بوده و اصول دینی و اعتقادی جمهوری اسلامی مطرح گشته است به طوری که تعریف جهان و انسان و زندگی همه از پنجره ی اسلام تعریف و تعبیر شده است. اما آنچه اهمیت پیدا میکند این است که در بخشهایی از آن لزوم تغییر فرهنگ ها و سنن ایرانی و قومی مختلف در راستای اسلامی شدن مطرح شده و لزوم قرار گرفتن دین به عنوان مبنای عملکردی تمام ابعاد و ساختار جامعه مورد تاکید قرار گرفته است. برای مثال چنین مطرح شده است که: "جامعه دینی مبتنی بر شکل‌گیری مناسبات اجتماعی بر اساس اصول و ارزش‌های دینی است و دینداری فردی آحاد جامعه به تنهایی ضامن تحقق جامعه دینی نیست.

- جهت‌گیری تاریخ به‌سوی آینده‌ای پیشرفته در تمام ابعاد مادی و معنوی با حاکمیت ایمان و تقوا و رهبری امام معصوم(ع) است.

- پیشرفت حقیقی با هدایت دین اسلام، رهبریِپیشوای الهی، مشارکت و اتحاد مردم و توجه به غایت پایدار تحقق کلمه‌ الله حاصل می‌شود.” و در ادامه این چنین بیان کرده است: "دین، دستگاه جامع معرفتی- معیشتی است که از سوی خداوند متعال برای تأمین کمال و سعادت دنیوی و اخروی آدمیان نازل شده است.

- دین کامل، جهان‌شمول و نهایی، اسلام است که بر نبی خاتم نازل و توسط آن حضرت ابلاغ و تفصیلات آن در سنت پیامبر و اهل بیت بیان شده است.

- اسلام با نظام هستی و سرشت انسان، هماهنگی دارد و نقش بدیل‌ناپذیری در تأمین نیازهای نظری و عملی، فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی ایفا می‌کند. به همین جهت استطاعت کامل برای تمدن‌سازی و ارائه‌ی الگوی پیشرفت دارد.

همین مساله که دین اسلام به عنوان اصل پایه و مبنای عمل و جهتگیری جامعه در پنج دهه ی آینده قرار گرفته است خود در ابتدا تمام اقلیت های مذهبی را از جامعه به طور پیشفرض حذف کرده است. راهی که جمهوری اسلامی درست در خلاف جهت پیشرفت جامعه ی جهانی و کمرنگ شدن نقش دین در تصمیمات سیاسی و برنامه ریزی های کلان جامعه در پیش گرفته است. این مورد در بطن خود جملات ابتدای سند را که ادعا میکند همسو با تغییرات و تحولات جهان تنظیم شده است نقض کرده نشان میدهد که درست مسیری خلاف جهت تحولات جهانی برای جامعه ی ایران مدنظر برنامه ریزان فعلی کشور میباشد و این افراد میکوشند تا جامعه امروز را به جامعه ی ۱۴۰۰سال پیش نزول دهند.

پس از مبانی، آرمانها مطرح شده اند که در رأس آنها مواردی از قبیل نیل به خلافت الهی، ایمان به غیب، رحمت و اخوت با مسلمانان، مقابله مقتدرانه با دشمنان اسلام مورد تاکید قرار گرفته است.

سپس رسالت نظام را ایجاد تمدن نوین اسلامی در جهان مطرح کرده، افق های مورد نظرش را در این چارچوب طنزآمیز ارائه داده است:

"در سال ۱۴۴۴ هجری شمسی مردم ایران دیندار، عموماًپیرو قرآن کریم، سنت پیامبر و اهل‌بیت و با سبک زندگی و خانواده اسلامی ایرانی و روحیه جهادی، قانون‌مدار، پاسدار ارزش‌ها، هویت ملی و میراث انقلاب اسلامی، تربیت‌یافته به تناسب استعداد و علاقه تا عالی‌ترین مراحل معنوی، علمی و مهارتی و شاغل در حرفه متناسب‌اند و از احساس امنیت، آرامش، آسایش، سلامت و امید زندگی در سطح برتر جهانی برخوردارند.

"ایران در آن زمان از تداوم رهبری فقیه عادل، شجاع و توانمند و ضمانت کافی برای سیاست‌ها، قوانین و نظامات مبتنی بر اسلام برخوردار است و همچنان با اتکا به آرای عمومی از طریق مشارکت آزادانه مردم در انتخابات به دور از تهدید ثروت و قدرت و با بهره‌گیری نظام‌مند از مشورت جمعی نخبگان اداره می‌شود و قدرت کامل برای دفاع بازدارنده از عزت، حاکمیت ملی و استقلال، امنیت همه‌جانبه و تمامیت ارضی خویش را حفظ کرده و عامل اصلی وحدت و اخوت اسلامی، ثبات منطقه‌ای و عدالت و صلح جهانی است.

در سال ۱۴۴۴ ایران از نظر سطح کلی پیشرفت و عدالت، در شمار چهار کشور برتر آسیا و هفت کشور برتر دنیا شناخته می‌شود و دارای ویژگی‌های برجسته جامعه اسلامی و خاستگاه تمدن نوین اسلامی ایرانی است.

جدای از تمام شعارهای همراستا با رژیم، چند نکته ی مهم در این موارد مطرح شده است که عموما تا به حال از سوی همگان دست کم گرفته شده است که ما در اینجا اندکی آنرا بسط میدهیم:

در این جملات ضمن ابدی در نظر گرفتن جایگاه و قدرت ولایت فقیه تاکید ویژه ای بر "جهاد” انجام شده است. اما اهمیت این مسئله در چیست؟

دین اسلام در عمل همانند یک نردبان است که ارتقا در آن از طریق بالا رفتن از پله های آن انجام میشود. ابتدا از احکام و زندگی فردی و نماز و روزه شروع کرده، در افکار و شیوه ی زندگی افراد نفوذ میکند. سپس جهت ارتقا به آنها فرامینی میدهد. عده ی زیادی از مسلمانان بدون شناخت دقیق ایدئولوژی زیربنایی این دین صرفا در همان پله های اول مانده، در نهایت در مسلمان ترین حالت ممکن خود، به انجام احکام اکتفا میکنند. اما آنها که به دنبال ترقی در زندگی دینی بوده و ذوب در ولایت هستند، بالا رفتن از این نردبان را طبق اصول عنوان شده در این دین و طبق فرمانهای پیامبر و رهبرشان در پیش میگیرند. بالاترین پله در این نردبان سیاه، جهاد است! اما جهاد مورد نظر اسلام چیست؟

جهاد اسلامی یعنی مسلح شدن در راستای تحقق آرمان نهایی دین اسلام که سلطه بر تمام انسان ها و تمام تمدن هاست. جهاد اسلامی به تعبیر ساده یعنی استفاده از کلمه ی خدا و پیامبر این دین به عنوان مجوز قتل، غارت، تجاوز و تسخیر! در اصل جهان خوش شانس بوده است که تاکنون بیشتر مسلمانان اصلا اسلام را نمیشناسند و صرفا به دلیل وراثت نام مسلمان را یدک میکشند. تصور کنید تمام مسلمانان در راستای تحقق ایدئولوژی پیامبرشان شمشیر به دست میگرفتند. آنگاه نتیجه جز حمکرانی بربرها بر جهانی خونین، چیز دیگری نبود.

اگر واقع بینانه و با دیدگاه علمی به این موضوع بنگریم متوجه خواهیم شد که تمام گروه های تروریستی همانند حماس، حزب الله، حرکة النجبا، حشدالشعبی، جهاد اسلامی، بوکوحرام و داعش با نام ذکر الله اکبر جان انسانها را میگیرند و برای جنایات خود شادی میکنند. به راستی این الله کیست که آنها را به ریختن خون همنوعان خود تشویق میکند؟! کیست که تشنه ی خون است و از شهوت قدرت پر است؟! آیا این امکان وجود دارد که ایدئولوژي شومی این افکار را با هدف دیگری در انسانها القا کند به گونه ای که مسلمانان گمان کنند که برای الله و در راه رسیدن به بهشت گام در آخرین پله ی این نردبان یعنی جهاد گذاشته اند؟

حال آنکه تنها واقعیت موجود این است که زندگی خود و عده ای انسان بیگناه دیگر را در راستای تحقق آرمانهای دکان داران این دین گرفته و تباه ساخته اند. اگر انسانها با شجاعت در اعتقادات خود شک کرده و با علم سعی در اثبات آن داشته باشند هرگز به نقطه ی اول بازنمیگردند. بلکه افق هایی جدید از حقایقی که این دین سالها از چشم آنها پنهان کرده بود به روی آنها گشوده خواهد شد. اما برای جلوگیری از این شک، سند الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت تدابیری اندیشیده است:

- تبیین و ترویج اسلام ناب محمدی متناسب با مقتضیات روز

- تقویت و تعمیق فرهنگ توحیدی و معادباور و ایمان به غیب

- بسط فرهنگ قرآنی و تعمیق معرفت و تداوم محبت اهل بیت از طریق زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا و انتظار بدون انحراف و بدعت

- ترویج آموزه‌های اخلاق اسلامی و هنجارهای مدنی و تبلیغ عملی دین

- شناساندن علمی و واقع‌بینانهارزش‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی

- تربیت نیروی انسانی توانمند، خلاق، مسئولیت‌پذیر و دارای روحیۀمشارکت جمعی با

تأکید بر فرهنگ جهادی و محکم‌کاری

- تبیین، ترویج و نهادینه‌سازی سبک زندگی اسلامی ایرانی

- اهتمام به احیا و توسعه نمادهای اسلامی ایرانی به ویژه در پوشش، معماری و شهرسازی

- تحقیق و نظریه‌پردازی برای تبیین عدم تعارض‌ دوگانه‌هایی از قبیل عقل و نقل، علم و دین، پیشرفت و عدالت، ایرانی بودن و اسلامیت، و...

در نتیجه راه حل نظام برای پاسخ به شک و شبهه های مردم در خصوص عدم تطابق دین با علم، نظریه پردازی در راستای توجیه دین است! همچنین در ادامه، این موارد در راستای تلاش برای حفظ نظام مطرح شده است:

- گسترش فهم عمیق و تحکیم نظریه مردم‌سالاری دینی مبتنی بر ولایت فقیه

- حفظ و تقویت مردم‌سالاری دینی، مشارکت مردمی، عدالت و ثبات سیاسی

- گسترش و تقویت تشکل‌های مردمی به منظور افزایش سرمایه اجتماعی و تحکیم ساختار درونی نظام

- تقویت فضای آزاداندیشی به منظور ارزیابی و نقد علمی سیاست‌ها و عملکردهای گذشته و حال برای تصحیح مستمر آن و "حفظ مسیر انقلاب اسلامی

که همه بدین معنی ست که تنها تشکلهایی که اجازه ی حیات دارند آنهایی هستند که همراستا با ارزشهای نظام بوده و در جهت تقویت آن میکوشند! در نتیجه همچنان حزب و کار حزبی در جمهوری اسلامی فاقد معنا خواهد بود...

بندهای پایانی این سند نیز در راستای تحکیم روابط با گروه های تروریستی اسلامی و تشویق مسلمانان برای گسترش و صدور انقلاب اسلامی خمینی، این دستورالعمل ها را ارائه میدهد.

- پیشگیری از شکل‌گیری تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران، گسترش بسیج مردمی و تقویت بنیه دفاعی بازدارنده

- تقریب مذاهب اسلامی و تحکیم اتحاد و انسجام مسلمانان از طریق تأکید بر مشترکات دینی و پرهیز از اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی

- ترویج عقلانیت و روحیه جهادی در جهان اسلام و حمایت از حرکت‌های اسلامی و نهضت‌های آزادی‌بخش و استیفای حقوق مردم فلسطین

که تمام اینها تنها به معنی عدم تصمیم رژیم بر عقب نشینی از اهداف شوم و گسترش تروریسم اسلامی و همچنین تقویت نیروهای بیشتر برای نیل به این اهداف میباشد.

در نتیجه آنجا که نامی از "جهاد” به میان می آید، جهان باید هوشیار باشد چرا که این کلمه در اسلام مفاهیم عمیق و گسترده ای دارد. کلیدواژه و مجوزی ست برای هر گونه عمل تروریستی از فردی تا جمعی، از درون حکومتی تا جهانی... از حمله ی تروریستی و گروگانگیری تا تولید انواع سلاح شیمیایی و هسته ای...فرمان به جهاد و تاکید بر "پرورش جامعه و جوانانی با روحیه ی جهادی” که در این سند بر آن تاکید ویژه شده است، به معنی تاکید بر تروریست پروری و تغییر شکل و ماهیت کل جامعه به یک جامعه ی تروریستی... این کلمه هرگز نباید دست کم گرفته شود.

حقوق زنان نیز در این سند جامع از قلم نیفتاده است به گونه ای که در بخشی از آن به ارج نهادن جایگاه زنان از طریق تاکید بر نقش مادری و خانه نشین کردن آنها اشاره شده است!!!

در بعد صنعت و اقتصاد نیز پس از گذشت ۴۰سال همچنان برنامه ریزی برای جلوگیری از خام فروشی منابع نفتی و مقابله با وابسته بودن اقتصاد کشور در جهت تاثیرپذیری کمتر از تحریمها مورد تاکید قرار گرفته است. دور از انتظار نیست که نظامی که با تحریم زنده است و اقتصادش را با سوء استفاده از دشمن تراشی ها و از جیب مردم و با فقیر کردن آنها میچرخاند، همچنان تحریم را در ۴۰سال آینده ی خود نیز ببیند...

اما تفاوت این سند با سند چشم انداز بیست ساله در چیست؟

به نوشته سایت مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، سند الگو جامع‌تر از سند چشم‌انداز است. سند چشم‌انداز فقط هدف را مشخص کرده اما سند الگو مسیر و چگونگی حرکت را نشان می‌دهد. علاوه بر این سند چشم انداز بیست ساله از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ را در بر می‌گرفت، اما سند الگو به چشم‌اندازهای دورتر می‌پردازد. تمام سیاست‌گذاری‌ها و اسناد و چشم اندازها حتی چشم‌اندازهای بیست‌ساله و ده‌ساله که در آینده تدوین خواهد شد باید بر اساس این الگو تدوین شود. تهیه این الگو کار "متفکران ایرانی" است، اما "غایات، اهداف، ارزش‌ها و شیوه‌های کار، همه از اسلام مایه خواهند گرفت."

اگرچه این سند نیز همانند تمام اسناد تنظیم شده ی جمهوری اسلامی در این ۴۰سال، بی اساس و غیرعلمی و فاقد راهکار و فرآیند عملی ست اما باز به بهانه ی احقاق آن نهاد تاسیس شده و تخصیص بودجه صورت گرفته است به طوری که صادق واعظ زاده رئیس مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، در نشستی که طی دو روز در دانشگاه تهران برگزار شد، عنوان کرد که برای احقاق این اسناد نیازی به تغییر قانون اساسی کشور نبوده و فقط بسیج تمام نهادها به ویژه دانشگاه ها لازم میباشد و واعظ زاده در ادامه احقاق این سند را نیازمند صبوری و مقاومت مردم در برابر سختی های پیش رو عنوان کرده است. در مقابل نیلی احمدآبادی رئیس دانشگاه تهران تحقق اسناد تنظیم شده را با توجه به تحولات سریع جهانی ناممکن توصیف کرده و برنامه ریزی برای ۲۰ سال آینده را نیز در شرایط فعلی کاری نامطمئن قلمداد کرده است.

اما با توجه به اینکه از طرفی تغییر دولت و مجلس در هر دوره گاه در شیوه ی اجرای این اسناد تدوین شده تاثیراتی منفی میگذارند و از شدت عمل مورد نظر نظام فاصله میگیرند و از طرف دیگر واقف بودن بر این حقیقت که نظام دیگر با حرفها و وعده های فریبنده در تبلیغات انتخاباتی نمیتواند اقشار مختلف جامعه را با خود همراه ساخته و به پای صندوق های رای کشانده تا جهان را فریب دهد، این امکان وجود دارد که همان طور که اخیرا بر آن تاکید میکنند در پی تغییراتی اساسی در ساختار حکومتی باشند به نحوی که دیگر نیازی به رای مردم نداشته باشد. با این پیشفرض میتوان برخی تغییرات احتمالی مورد نظر نظام و گام های آنرا پیش بینی کرد که البته این مساله در صورت آگاهی مردم در سطح وسیع اندکی کار را با مشکل مواجه میسازد.

تنها زمانی رهایی حقیقی میسر میشود که مردم به این درک و آگاهی برسند که جمهوری اسلامی دقیقا همان حاکمیت اسلام و نمود کامل آرمانهای اسلامی ست. این تفکر که اسلام حقیقی آن چیزی نیست که رژیم به نمایش گذارده است اشتباه هست و همان اهرمی ست که ایدئولوژی بیمارگونه ی ۱۴۰۰سال پیش را به امید یک آینده ی روشن خیالی زنده نگه داشته است و مردم را از عمل بازداشته و در حالت انفعال و انتظار رسیدن کمکی از غیب قرار داده است. حال آنکه تحقق کامل اصول اسلامی میتواند پایان تاریخ زندگی بشر بر روی این زمین خاکی باشد... شاید ایراد از انسان ها نباشد. اگر هر انسانی، فارغ از نژاد در جامعه ای بسته که با اصول قرون وسطایی کالیبره شده است، قرار گیرد عملی مشابه داشته باشد چرا که چنین جوامعی اجازه ی تفکر پویا به انسان ها نمیدهند و کسب و گسترش آگاهی در این جوامع کاری مشکل میباشد.

اما تفکر جمعی این جوامع بیانگر ایدئولوژی و درجه ای از آگاهی میباشد که یا رو به روشنایی دارد و یا تاریکی. رژیم های فاسد با ایجاد درگیری و جنگ طلبی زنده میمانند و عدم توافق با کشورهای دیگر ضامن بقای آنهاست. به همین دلیل است که به هیچ صراطی مستقیم نبوده و هر گونه شرط و پیشنهادی را در راستای صلح رد میکنند چرا که با ایجاد تصویری از دشمن خیالی در ذهن مردم آنها را در وحشت جنگ قرار داده، به خود پایبند کرده و برای بقای خود زمان میخرند. در نهایت تنها مردم هستند که میتوانند با آگاهی و تدبیر، مسیر بازسازی را بر نابودی ترجیح داده و در جهت تعیین سرنوشت کشور گام بردارند که نقش جوامع توسعه یافته و اپوزیسیون در این راستا میتواند آگاهی رسانی و شفاف سازی حقایق به شیوه های ممکن باشد...



490 بار دیده شده‌‌


PM:10:24:24/06/2019