رواج چادرنشینی در ایران تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی

رواج چادرنشینی در ایران تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی

ن/ ژیکان راهنورد

در ایران اسلامی، همواره ﻣﺴﮑﻦ جزئی از ﺳﺒﺪ دارایی های تعدادی از ﺧﺎﻧﻮارﺎ و بزرگترین نگرانی برای عده ای دیگر بوده است. ﺗﻐﯿﯿﺮ در ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺴﮑﻦ از ﯾﮏ ﺳﻮ باعث افزایش سرمایه ی عده ای خاص و

از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ، به دلیل اختلاف طبقاتی موجود در جامعه و تفاوت چشمگیر در میزان دارایی های اقشار گوناگون، ﺑﺎﻋﺚ تغییر میزان ﺛﺮوت اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠﻒ در قیاس با یکدیگر شده و با هر مرتبه تغییر ناگهانی قیمت، عده ای ثروتمندتر و عده ای فقیرتر گشته، شکاف طبقاتی بیشتر می شود. بازار مسکن در ایران همواره درگیر نوسانات شدید، مستمر و بی منطق بوده است. اگرچه این مشکل در جمهوری اسلامی همواره وجود داشته اما در سالهای اخیر تبدیل به معضلی بزرگ و دغدغه ی اصلی در زندگی عده ی زیادی از مردم در سراسر کشور و به ویژه در اقلیم کوردستان شده است. اما علت چیست؟

از جمله عوامل موثر بر قیمت مسکن میتوان قیمت زمین، هزینه ی ساخت و ساز، مالیات، درآمد سرانه، اعتبارات و تسهیلات بانکی از قبیل وام و سود سپرده، تورم، نقدینگی، درآمد نفتی کشور (که از متغیرهای کلان محسوب میشود)، نرخ اجاره بها، میزان درآمد و پس انداز خانوارها و میزان بازدهی دارایی های جایگزین از قبیل سکه و طلا، ارز به ویژه دلار، سهام و بورس را نام برد که در ایران به دلیل اقتصاد به هم ریخته و فقدان برنامه برای آبادسازی کشور تمامی این موارد دچار تزلزل بوده و هر یک به نوبه ی خود اثر مخربی بر بازار مسکن داشته اند. از مهم ترین عوامل، نوسانات قیمت ارز و شوک های ناگهانی بازار آن در طی سالهای متمادی حکومت جمهوری اسلامی بوده است. نظریه ای وجود دارد که شاید بتواند توضیحی برای بخشی از نوسانات غیرمنطقی ارز در کشور ارائه دهد. برای درک آن بهتر است نگاهی به روند تلاطم بازار در ایران اسلامی بیندازیم.

از زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، برنامه ریزی کثیفی برای تصاحب تدریجی پولهای تحت تملک مردم صورت گرفت. بدین شکل که هر دولت در طول ۴سال اول روی کار آمدنش، قیمت ارز را با مانور بر روی بازارهای موازی همانند مسکن، تسهیلات بانکی و بورس کنترل نموده و نوسان شدیدی در این حوزه ایجاد نمی کند. چرا که اولا نوسانات شدید ارز از جمله مسائلی ست که توجه افکار عمومی را به سرعت به خود جلب کرده، شتابزدگی و تلاطمی در کلیه ی حوزه های اقتصادی به ویژه در قیمت کالاهای اساسی ایجاد میکند که مطلوب یک دولت نبوده و در افکار عمومی به عنوان امتیازی منفی بزرگی در کارنامه ی آن دولت ثبت می شود و شانس آنرا برای رسیدن به دور دوم حکومت، کاهش میدهد. اما اگر قیمت کالاهای اساسی در حد انتظار و با افزایش تقریبا معقول کنترل شود و افزایش قیمت در حوزه های دیگر همانند بورس و ... به طور نامحسوس انجام شود، توجه آحاد جامعه را چندان به خود جلب نمیکند. سپس با رسیدن دولت به۴ سال دوم، سیاستی متفاوت اما هماهنگ با قبل، در دستور کار قرار میگیرد بدین شکل که قیمت دلار حدودا ۳برابر شده تنشی به بازار ارز وارد میشود.

این روند توسط عوامل رژیم از طریق هدایت کردن مردم به مسیر مورد نظرش به ظرافت انجام میگیرد. با نوسان شدید بازار ارز تمامی حوزه ها به ویژه مسکن و کالاهای اساسی افزایش قیمتی ناگهانی را تجربه میکنند. در آخر با نزدیک شدن به پایان دوره ی ۸ ساله ی دولت، با ایجاد کاهش اندکی در قیمت ارز، کشور به دولت بعدی تحویل داده میشود بدون آنکه کاهشی در کالاهای گران شده ایجاد شود. دولت هاشمی رفسنجانی بازار ارز را در سال ۱۳۶۸با قیمت دلار ۱۰۰ تومان تحویل گرفت و چهارسال اول را با افزایش اندکی در قیمت دلار تا حدود ۱۲۰ تومان، به پایان رسانده وارد چهارسال دوم خود شد. در دوره ی دوم، قیمت دلار ناگهان به ۴۰۰ تومان افزایش یافته و با اندکی کاهش در پایان دوره، دولت ششم با دلار ۳۶۰تومان در سال ۱۳۷۶تحویل دولت سید محمد خاتمی شد. خاتمی نیز در چهارسال اول خود، با افزایش اندکی در قیمت ارز دلار را به ۴۰۰ تومان رسانده، دوره ی دوم خود را آغاز کرد. در چهار سال دوم، با شوکی ناگهانی قیمت دلاربه ۱۲۰۰ تومان رسید و در سال آخر با کاهش اندکی در قیمت آن، دولت با دلار حدود ۱۰۰۰ تومان به احمدی نژاد تحویل داده شد. دولت نهم از ۱۲ مرداد ۱۳۸۴شروع به کار کرده و در ۴سال اول با مانور ویژه ی احمدی نژاد در حوزه ی بانکی و تغییرات اساسی در ساختار بانک ها و تسهیلات و سود بانکی و تمرکز بر سیاستهای خارجی اشتباه و پروپاگاندای انرژی هسته ای، دلار را در مرز ۱۲۰۰ تومان کنترل کرده و وارد دوره ی دوم خود شد. در دولت دهم، قیمت دلار مجددا جهشی ناگهانی به ۴۰۰۰تومان را تجربه کرده، با کاهش اندک در حدود ۳۶۰۰ تومان به دولت روحانی تحویل داده شد. حسن روحانی نیز بازی گذشته را تکرار کرده، در چهار سال اول تکان شدیدی به بازار نداد و توجه افکار عمومی را بیشتر به سیاست خارجی جلب کرد تا جایی که برجام نقل محفل تمامی آحاد جامعه

گشت و سپس در دولت دوازدهم با شوک ناگهانی به بهانه ی تحریم ها قیمت دلار را به بیش از ۳برابر افزایش داده و اکنون در وضعیت نسبتا ثابتی نگاه داشته است تا در نهایت اگر دولت و نظام مطابق برنامه های آنها ادامه یابد، با کاهش اندک در قیمت دلار آن را به حدود ۱۰۰۰۰ تومان رسانده و تحویل دولت بعد دهد. اما اثر این سیاست بر جامعه چگونه خواهد بود؟

با افزایش ۳ برابری قیمت دلار، ارزش پول ملی و ریال در دست مردم به یک سوم قبل کاهش می یابد بدین معنی که افراد برای تهیه ی آنچه پیش از این خریداری میکردند باید ۳ برابر بیشتر پول بپردازند چرا که جمهوری اسلامی یک اقتصاد وابسته به نفت را اداره کرده، عمده ی درآمدش از فروش نفت بوده و عمده ی کالاها و مواد مصرفی داخل کشور از واردات تأمین میشود. به این معنی که درآمد کشور و واردات آن به دلار بوده و آنچه قیمت ها را در بازار تعیین میکند قیمت دلار است. بدین ترتیب در هر ۸ سال دارایی مردم به یک سوم میزان اولیه ی خود کاهش یافته و پولهای در گردش در جامعه وارد جیب حکومت میشود. این سیاست کثیف اصطلاحا سیاست فقیرسازی تدریجی مردم میباشد که جمهوری اسلامی ماهرانه از ابتدای شکل گیری اش آن را در پیش گرفت. حال اثر این موارد را بر بازار مسکن بررسی میکنیم.

با این سیاست و سیاست های بسیار دیگر از این دست که جمهوری اسلامی در آن تبحر دارد، مردم به تدریج بدون آنکه از علت آن آگاه باشند اموال خود را از دست داده سرمایه و قدرت خریدشان کاهش می یابد. در خیلی از مناطق کشور از جمله کردستان که بیکاری و تورم نرخ بسیار بالایی دارند، ملک تنها سرمایه ی عده ای از مردم برای گذران زندگی میباشد و با کاهش قدرت خرید، مردم به اجاره نشینی روی می آورند. رکود بازار، بیکاری، افزایش قیمت ها به طور مداوم، تورم، کلاهبرداری گسترده و سازماندهی شده ی بانک ها و عدم پاسخگو بودنشان، شرایط نامطمئن تصمیم گیری و سرمایه گذاری، و بلوکه شدن نقدینگی در بخش های خاص، همه موجب میشود که صاحبان ملک تنها راه مطمئن برای کسب درآمد را ملک خود دانسته و با توجه به نیاز مردم به سرپناه، در عمل، اشخاص حقیقی در سطح جامعه تبدیل به قیمت گذاران بازار ملک شوند که از این میان، نقش دلالان، غیرقابل چشم پوشی ست

از طرفی افزایش قیمت اجاره بها و تبدیل شدن آن به منبع درآمدی برای عده ای از مردم موجب می شود تمایل آنها به فروش ملک کاهش یافته، عرضه ی زمین کمتر از میزان تقاضای سازندگان بوده، ارزش ذهنی ملک در بازار مسکن افزایش یابد. اما از آنجا که درآمد سرانه و قدرت خرید مردم کاهش یافته، بازار مسکن وارد یک سیکل معیوب شده و معاملات چندانی انجام نمیشود که این مساله خود به رکود بازار دامن میزند به طوری که بازار مسکن سنندج که از اردیبهشت سال ۱۳۹۲ وارد رکودی جدی شد، همچنان با گذشت چندین سال رونق نگرفته است.

در سالهای اخیر و به ویژه در دوسال گذشته، این سیاست فقیرسازی مردم تحت تاثیر سیاست خارجی اشتباه جمهوری اسلامی اثری دو چندان بر جامعه اعمال کرده، عده ی زیادی را بی خانمان کرده است. به طوری که اکنون در بسیاری از مناطق کشور از جمله کرمانشاه شاهد روی آوردن مردم به چادرنشینی و افزوده شدن آنها به جمعیت چادرنشین پس از زلزله، هستیم. افزایش شدید قیمت اجاره به بالای متری یک میلیون و چهارصد هزار تومان در کرمانشاه سبب شده است عده ای از مردم که دیگر قادر به پرداخت اجاره بها نمیباشند با پرداخت بهایی کمتر برای یک زمین خالی، چادرنشینی را انتخاب کنند. رواج چادرنشینی در ایران قرن ۲۱، نشانی روشن از ماهیت حقیقی و عملکرد جمهوری اسلامی و وعده های پوچ روح الله خمینی در باب «فراهم کردن مسکن برای همه ی مردم و رساندن آنها به مقام انسانیت» است!

اگرچه تحریم ها نیز بر بازار بی اثر نبوده است و به ویژه از راه افزایش قیمت فولاد و مصالح ساختمانی، هزینه ی ساخت و ساز را برای سازنده و سرانجام قیمت تمام شده ی ملک را برای مالک بالا برده است، اما در کل، اقتصاد کشور در کلیه ی حوزه ها به طور عمده در دست عده ای از سران رژیم و وابستگان آنها به صورت انحصاری قرار داشته و به طور مافیایی اداره میشود. و این رژیم که سالها، تحمل مردم را با تحمیل انواع سختی ها سنجیده و آنها را به زندگی در شرایط سخت عادت داده است، چه تحت تحریم باشد و چه نباشد، سیاست یکسانی در قبال مردم تحت حکومت خود دارد چه بسا از تحریم فقط به عنوان بهانه ای مناسب در جهت پیشبرد اهدافش استفاده کند. به همین دلیل است که اموال حاصل از برجام تنها به دارایی های رژیم اضافه شد و حتی ریالی از آن در جهت بهبود وضعیت جامعه و معیشت مردم صرف نشد.

چشم دوختن به تصمیمات رژیم، منتظر ماندن برای تغییر سیاستها و عملکرد آنها از دولتی به دولت دیگر، و امید بستن از یک اصولگرا به یک به اصطلاح اصلاح طلب یا میانه رو برای اصلاح ساختار و ساماندهی به این وضعیت نابه سامان، کاری عبث می باشد چرا که این رژیم سرت

اسر یک رنگ است و نه توان و علم سازندگی دارد و نه برای این هدف طراحی شده است. این رژیم آمده است که غارت کند و ویران سازد و تا زمانی که مردم با اتحاد خود این فرقه را از کشور بیرون نکنند، روزگار به همین منوال خواهد گذشت...



472 بار دیده شده‌‌


AM:10:24:25/06/2019