مذاکرە و قواعد آن!

مذاکرە و قواعد آن!

ن/ بیژن قبادی

تمامی منازعات میان انسانها ناشی از دو عامل اصلی است کە عبارتند از: اول تضاد منافع و دوم عدم درک متقابل. خارج از این دو قاعدە هیچ مستمسک دیگری نمی‌تواند مبنا بودە و موضعیت مبنایی داشتە باشد. بە فراخور زمان، مکان، توان، امکانات و مجموعەای فاکتور از این قبیل، منازعات میان انسانها، قبایل، ملتها و کشورها بە ترتیب پروسەهای تاریخی مرتبط با چگونگی زیست انسان، شرایط و موقعیت اقتصادی و تولید و همچنین ابزار و مناسبات تولید و ابزار ابداعی دفاعی انسانها متغییر بودە است. باید خاطر نشان نمود و نباید خود را فریب داد و متوسل بە برخی قواعد از اصول حقوقی شد و صرفا با تکیە بر شعار در صدد اثبات موضوعی بر آمد بلکە باید روی این مسئلە متمرکز شد و آنرا مدنظر قرار داد کە یک اصل در این منازعات تعیین کنندە بودە و حرف نهایی را بر کرسی نشاندە کە آنهم قدرت بودە و هست.

خیلی صریح و رک باید گفت کە در منازعات میان انسانها چنانچە توان برابر باشد و هیچکدام قادر بە از میان برداشتن و وادار بە تسلیم نمودن طرف مقابل نباشد، نهایتا با مذاکرە و تعیین مواردی برای همدیگر بە توافق می‌رسند. اما در صورتیکە یکی از طرفین دارای برتری باشد، خواستهای خود را بە طرف مقابل دیکتە کردە و او را ناچار بە تمکین می نماید. در برخی از موارد و هنگامیکە با چند طرف در حال نزاع باشند، بنابر تشخیص خود و ترسیم جدولی برای تعیین اولویتها، ترفند خاص خودرا داشتە و وارد مذاکرە با برخیها میشوند برای متمرکز شدن بر روی سوژەای تعیین کنندەتر. در این راستا نیز حتی با برخی از طرفهای نزاع متحد شدە برای غلبە بر طرفی دیگر. در کل همەی اینها تاکتیکهایی هستند کە بنابر نوع خوانش هر طرفی میتوانند متغییر باشند.

این تخاصمات عرصەهای متنوعی را در بر می‌گیرند از لشکرکشی و جنگ و اشغال نظامی گرفتە تا محاصرەی اقتصادی و ... اما موضوعی کە هموارە اختتامیەی تمامی این منازعات بودە است، مذاکرە می‌باشد. حال چە در بعد توازن قوا و یا شکست یکی از طرفین یا هر دلیلی دیگر، در نهایت این میز مذاکرە بودە کە بە جنگها خاتمە بخشیدە و منازعات را بە سمتی هدایت نمودە است. بنابرین مذاکرە بخشی از جنگ و کشمکش میان انسانهاست.

در جنبش کردستان نیز این موضوع صدق می‌کند. اصولا جنبش کردستان جنبشی مطالباتی است. وظیفەی جنبش کردستان سرنگونی رژیم حاکم بر تهران نیست چون نە رسالت این جنبش است و نە در توان آن. اگر شعار سرنگونی سیستم حاکم امروز در تهران را سرمی‌دهد، نە ناشی از ماهیت جنبش بلکە ناشی از تجربەای است کە از حکام تهران دارد کە در سالهای انتهای دهەی پنجاە شمسی در چند مرحلە وار گفتگو شد اما هیچ نتیجەای کسب نکرد و از همان اوان و با توجە بە مجموعەی عملکرد و نیز ساختار قانون اساسی‌اش متوجە این موضوع شد کە این ساختار نە ماهیت، نە ظرفیت و نە پتانسیل آنرا دارد کە جوابگوی مطالبات حداقلی مردمان کردستان باشد و نحوەی تعامل جمهوری اسلامی تا بە امروز بیانگر این موضوع است. چون بر این باور است کە با سیستم موجود بجایی نمی‌رسد و در صورت سرنگونی این رژیم است کە جنبش کردستان فرصت می یابد با حاکمان تازەی تهران بر روی مطالبات خود چانەزنی بکند.

در آن مذاکرات نمایندگان کردستان بەدنبال تحقق مطالبات مردم کردستان بودند اما حاکمان تهران تنها بەدنبال وقت کشی، خرید زمان و تقویت خود برای هجومی همە جانبە. در مراحل بعدی نیز با نیت پاک کردن صورت مسئلە و زهرچشم گرفتن با ترور چهرەهای شاخص اپوزیسیون چە ایرانی و چە کردستانی و حتی بکار گیری حیلە مذاکرە و سلاخی رهبران احزاب کردی در پشت میز مذاکرە و جهان شاهد همەی آن جرائم بود کە یا از در مصالحە در آمد و یا چشم و زبان خود را بر روی آنها بست.

مذاکرە بخشی اساسی و تعیین کنندە از مبارزات مردم ما برای کسب حقوق پایمال شدەیشان است. اما غاصبان سرزمین کردها از منظر خاص خود بە این مقولە می‌نگرند. همانگونە کە تاریخ دنیای معاصر می‌گوید، هموارە حاکمان تهران، آنکارا، بغداد و دمشق در زمان ضعف و احساس زبونی بە موضوع مذاکرە روی آوردەاند و هیچگاە نیز از روی صداقت نبودە بلکە هموارە بە مثابەی تاکتیکی برای کسب زمان، گریز و شانەخالی کردن و تجدیدقوا از آن بهرە بردەاند.

در صورت رویکردی صادقانە از سوی حکومتهای مرکزی برای حل مشکل کردها، آنها ناچار بە اثبات میزان صداقت و حسن‌نیت خود میباشند کە با یک‌سری اقدامات میتوانند آنرا ثابت نمایند. قبل از هرچیز چهرەهای شاخص نظام حاکم بایدآنرا رسما اعلام کنند و همزمان با اعلام رسمی آن بگویند کە ما برای اثبات حسن‌نیت و جدیت خود در این بارە، یکطرفە این اقدامات را انجام میدهیم. کە این اقدامات میتواند شامل آزادی زندانیان سیاسی، آشکار و علنی بودن تمامی موضوعات در این بارە، لغو نمودن برخی قوانین موضوعی مربوط بە آن منطقە، برچیدن سیستم پلیسی و امنیتی و دور نمودن برخی از ارگانهای نظامی، سیاسی، امنیتی و ...، آزادی حضور و فراهم بودن میدان مانور برای نیروهای طرف مذاکرە باشد و الخ و پشتوانەی همە اینها مشارکت، نظارت و ضمانت طرف سوم کە باید نهادی بین‌المللی دارای اعتبار و مشروعیت و پشتوانەی جهانی باشد.

همە میدانیم کە رژیم اسلامی حاکم بر تهران فاقد پتانسیل لازم برای این موارد ابتدایی است و اصولا با ماهیتش خوانایی ندارد و در تضاد است. اما من کە جنبشی مطالبەجو هستم باید مقدمە و پیشنیازهای خود برای مذاکرە را با هرطرفی کە مایل بە مذاکرە است را اعلام کردە باشم کە با اولین اعلام رسمی طرف مقابلم، میزان صداقت، باورمندی و جدیتش در مذاکرە با این سنگ محک قابل سنجیدن باشد. این موضوع شاخصی است برای جنبش کردستان و نشان میدهد کە ما موضوع را پیگیری کنیم و یا آنرا بە پوشە آرشیو تاریخ فراموشی بسپاریم.

این روزها خبرهایی بر روی صفحات دنیای مجازی خود نمای میکرد و نقطە نظراتی را برانگیخت کە در سە گروە قابل دستەبندی بودند. گروە اول آنهایی بودند کە موافق بدون چون چرای مذاکرە بودند و تنها دلخوری‌ای کە داشتند عدم حضور خودشان بود، کە این طیف عدەی قلیلی بودند. گروە دوم آنهایی بودند کە با نفس مذاکرە مشکلی نداشتند اما معتقد بودند کە باید پتانسیل و ظرفیت حاکمان تهران، رسمی بودن، آشکار و علنی بودن آن، گزارش بە مردم، مشارکت تمامی احزاب و حتی چهرەهای منفرد تودەای، تضمینی برای امنیت جان مشارکین و نیز مصوبات و مخرج حاصلە، مجموعەای اقدامات از سوی حاکمان تهران برای اثبات صداقت و حسن‌نیت و ... را باید مدنظر داشت.

و اما گروە سوم گروهی نشستە در برج عاج و با رویکردی آیین‌گونە نسبت بە تمامی مفاهیم دنیای امروز. آنها خود را حق مطلق پنداشتە و تمامی قرائتهای تا بە امروز بشری را هیچ و باطل انگاشتە و خود را یگانە پرچمدار تمامی مفاهیم زیست و حیات بشر می‌پندارند و با تمامی دنیا سر ستیز و جنگ دارند و با همە مشکل دارند. آنها بە هیچ رفرمی قائل نیستند و تنها منطق آنها حنجرە درانی برای توزیع فقر و یکسان سازی و برابری در این عرصە است. همانگونە کە در نظام ولایی و اسلامی و با شعار حکومت "کوخ نشینان" کوخ‌نشینی را در راستای ارتفاع کاخها و افزایش تعداد صفر حسابهای بانکی خود رونق بخشیدە و بە کوخ نشینی نیز بسندە نکردە گور نشینی و گورخوابی را رواج دادند، آنها نیز دقیقا با رویکردی ایدئولوژیک روشن است کە از همین امروز چە خوابی برای طبقەی کارگر دیدە و از این پل برای کسب سلطە بهرە خواهند جست.

همە باید بدانند کە جنبش کردستان پل کسب سلطەی سیاسی با شعارهای پرزرق و برق برای کسی نیست. جنبش کردستان همدرد و همراە تمامی جنبشهای مطالباتی در ایران است اما مایل نیست دیگر قربانی بشود. حق خود میداند ضمن پشتیبانی از تمامی مطالبات انسانی و حقوقی سایر مردم، با هر سیستمی کە دارای پتانسیل و ظرفیت پاسخگویی صادقانە و تضمینی و آشکار بە مطالباتش باشد و حائز چنین ماهیت و رویکردی، با مشارکت احزاب اصیل درگیر در قضیە و چهرەهای مقبول و نمایندەی جامعەی کردستان مذاکرە بکند و نیاز بە کسب اجازە از کسی ندارد بجز نمایندگی بحق مردم کردستان.



248 بار دیده شده‌‌


PM:08:12:13/07/2019