تحریمها و چالشها؛ رژیم و کلیه ی راه حل ها/ بخش دوم

تحریمها و چالشها؛ رژیم و کلیه ی راه حل ها/
بخش دوم

ن/ ژیکان راهنورد

بخش دوم- صنعت گاز

در ادامه ی بررسی تاثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران و راه حل های مورد استفاده ی رژیم، به یکی از راه حل های معروف و قدیمی آن یعنی افزایش صادرات گاز خواهیم پرداخت.

همواره در طول سالیان دراز تحریم، اولین گام رژیم در جبران تحریم نفت، افزایش صادرات گاز و میعانات گازی بوده است. ایران همواره به دلیل کلاهبرداری ظریفی که در بستن توافقنامه های تحریم داشته است، با سوء استفاده از یک تفاوت لغوی میان زبان کشورها، "condensate" را که "نفت خام سبک و مرغوبی" می‌باشد، با ترجمه به "میعانات گازی" از قرار گرفتن در زمره ی آنچه آمریکایی ها به عنوان نفت خام (crude oil) میشناسند، نجات داده و راهی برای فروش آن پیدا کرده است. اگرچه آمریکا به تدریج به این ترفند رژیم آگاهی پیدا کرده و علت عدم برخورد با آن را محدود بودن و ارزش زیاد این منابع عنوان کرده است و اذعان داشته که رژیم با فروش آن علاوه بر هدر دادن منابع کشور، صرفا قادر خواهد بود درآمد حاصل از آن را برای خرید برخی کالاها از کشورهایی مانند هند و چین صرف کند. اگرچه اعتقاد بر این است که دولت اوباما در تحلیل ماهیت حقیقی رژیم مرتکب اشتباهات بزرگی بوده و آنها را بسیار دست‌کم گرفته و با عدم دوراندیشی، درصدد استفاده موقت از موقعیت برآمده بود.

با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم ها، رژیم مجددا از همان ترفند قدیمی استفاده کرد با این تفاوت که اکنون ذخایر میعانات گازی کاهش پیدا کرده، همچنین حمل دریایی آن با مشکل مواجه شده است پس رژیم مجبور است بیشتر بر صنعت گاز که قیمت بسیار پایین تری دارد تمرکز کند. اما مشکل اینجاست که جهان امروز، همان جهان گذشته نبوده و در تمام سالهایی که رژیم مشغول غارت و چپاول کشور و سرمایه گذاری کلان در گسترش تروریسم اسلامی در منطقه و جهان و سرکوب و تحمیق مردم در داخل بوده، سایر کشورها در جهت توسعه پیش رفته اند و صنایع خود را وارد مرحله ی رقابتی و تصرف بازار کرده اند. از آن جمله میتوان به عربستان سعودی، عراق و اسرائیل اشاره کرد. همچنین تهدیدات رژیم ایران سبب نزدیکی کشورهای منطقه به یکدیگر شده تا جایی که برخی کشورها، مبادلات با عربستان سعودی را جایگزین مبادلات تجاری با ایران کرده اند.

یکی از راهکارهای رژیم که اخیرا نیز بر آن تاکید فراوان دارد، افزایش صادرات گاز و صنایع حاصل یعنی برق به کشورهای منطقه از جمله عراق میباشد. رژیم در صدد است تا با افزایش صادراتی از این دست، کمبود بودجه ی خود را از همسایگان تامین کند که برخی از آنها از جمله عراق به دلیل قیمت نازل پیشنهادی رژیم، همکاری مقطعی با وی را پذیرفته اند.

از طرفی دیگر عربستان سعودی با امضای قرارداد با عراق، کویت و سایر کشورهای منطقه در زمینه ی تامین گاز و انرژی، در صدد است از یک سو عرصه را بر ایران تنگتر کرده و از سوی دیگر روابط خود را با کشورهای دیگر از جمله اسرائیل گسترش دهد تا جایی که تامین انرژی اسرائیل را نیز بر عهده گیرد. مسیر خط لوله ای که در گذشته از کرکوک به حایفا کشیده شده بود و به دلیل بمبگذاری های گسترده توسط گروه های تروریستی وابسته به رژیم ایران، مسدود شد، اکنون از مسیر عربستان و یا عربستان-اردن امکان پذیر است. حتی روزنامه ی دنیای اقتصاد نیز در تاریخ ۷ مرداد درگزارشی با عنوان "خواب سعودی برای تنگه هرمز" اعتراف کرد که: "به‌دنبال افزایش تنش‌های منطقه‌ای، سعودی‌ها در تلاشند با افزایش ظرفیت انتقال خط‌لوله «شرقی-غربی» که از داخل این کشور می‌گذرد، نفت خود را به سواحل دریای سرخ برسانند و تنگه هرمز را دور بزنند." و در ادامه بیان کرد که "یکی از مشکلات این راه عبور از تنگه ی باب المندب است که تامین امنیت آن به سادگی امکان پذیر نیست"! که از همین جملات و نگاه به عملکرد رژیم در بستن آن تنگه و ناامن کردن آن منطقه در این مدت و درگیری اسرائیل و ایران در زمینه ی امنیت تنگه ی باب المندب و دریای سرخ، به راحتی میتوان به برنامه های آینده ی رژیم در باب کارشکنی در این زمینه نیز پی برد. در همین راستا وزیر نفت عربستان سعودی، خالد الفالح، از کشورهای مصرف کننده از جمله اسرائیل خواسته است که در راستای تامین هر چه بیشتر امنیت این تنگه، همکاری خود را با سیاستها و برنامه های جدید عربستان افزایش دهند. یکی از علل این افزایش همکاری عربستان با کشورهای منطقه و چاره اندیشی و پیاده سازی سیاست های کاهش وابستگی مبادلات نفتی به مسیر تنگه ی هرمز، کاهش نیاز آمریکا به تجارت از این تنگه و در نتیجه کاهش تمایل وی برای هزینه ی مداوم در راستای صیانت از امنیت تنگه ی هرمز است. در نتیجه امکان باجگیری از آمریکا و عربستان که طعمه های شیرینی برای رژیم ایران بودند، به شدت کاهش یافته و کشورهایی مانند انگلیس علاوه بر اینکه مجبور به هزینه ی بیشتر برای حفاظت از نفتکشهای خود هستند، لازم است در راستای همکاری با آمریکا برای مهار ایران نیز گامهای اساسی تری بردارند.

در داخل نیز، فعالیت رژیم در توسعه و بهره برداری از فازهای 11، 13، 14، 22، 23 و 24 میدان گازی پارس جنوبی افزایش چشمگیری داشته است به طوری که در 22 تیرماه سال جاری نیز سکوی فاز 14 تکمیل شد که از اهداف آن تولید روزانه 56.6 میلیون متر مکعب گاز غنی، تولید روزانه 75 هزار بشکه میعانات گازی، تولید سالانه 1.05 میلیونتن گاز مایع (LPG) ، پروپان و بوتان، تولید سالانه 1 ميليون تن اتان به منظور تأمین خوراک واحدهای پتروشیمی و تولید روزانه 400 تن گوگرد میباشد. جالب اینجاست که مجری طرح فاز 14 پارس جنوبی محمد مهدی توسلی پور، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی صنایع در سال 1395 از دانشگاه صنعتی امیرکبیر بوده و از اعضای خانواده ی حمیدرضا توسلی پور فرمانده ی سپاه پردیس میباشد.

افزایش تولید گاز از میدان گازی پارس جنوبی علاوه بر رقابت با قطر در بهره برداری از این میدان، در شرایط فعلی در جهت جبران کمبود بودجه با افزایش صادرات گاز و نیز تزریق در میادین نفتی برای ازدیاد برداشت نفت میباشد. رژیم در ماههای اخیر تاکید ویژه ای بر ازدیاد برداشت از مخازن نفتی نیز داشته استتا جایی که علیرغم اعتقاد دیرینه ی بیژن زنگنه در عدم نیاز به ازدیاد برداشت در شرایط فراوانی منابع نفتی، بر آن شده است بودجه ای را به بخش R & D دانشگاه ها از جمله آزمایشگاه های ازدیاد برداشت دانشگاه تهران و پژوهشگاه صنعت نفت و نیز حمایت از پروژه های دانشجویی مرتبط با ازدیاد برداشت اختصاص دهد که در ابتدا این سوال را مطرح میسازد که اگر رژیم توان فروش نفت را ندارد، دلیلش برای تاکید بر ازدیاد برداشت چیست؟!

پاسخ این سوال در مهندسی صنایع نفت نهفته است. تمامی پروژه های اکتشاف، استخراج و بهره برداری از مخازن نفتی پیش از این توسط شرکت های خارجی انجام می‌گرفت و اگرچه ایران در سالهای اخیر بسیار تلاش کرده است تا در زمینه ی انتقال این تکنولوژی به داخل سرمایه گذاری کرده و توان خود را در بخش اکتشاف و حفاری افزایش دهد اما تکنولوژی و تجهیزات مورد استفاده همچنان با محدودیت گسترده رو به رو بوده و انجام آن توسط شرکت های داخلی مثل شرکت ملی حفاری و حفاری شمال در شرایط فعلی چندان به صرفه و اقتصادی نبوده و در کوتاه مدت قادر به پاسخگویی به نیازها نمیباشد. به ویژه که با اعمال تحریم های نفتی، امکان سرمایه گذاری مشترک شرکت های خارجی در این زمینه نیز به شدت کاهش یافته است. از طرف دیگر، تولید پیوسته از مخازن نفتی به مرور منجر به افت فشار مخزن و کاهش تولید از آنها میشود و با وجود محدودیت بودجه و تکنولوژی در زمینه ی ایجاد چاه های جدید و بهره برداری از آنها، به صرفه ترین راه، استفاده از تکنولوژی ازدیاد برداشت برای جلوگیری از افت فشار و افت تولید مخازن فعلی در دست بهره برداری ست که قدیمی ترین و رایج ترین تکنیک در این زمینه تزریق گاز است که افزایش تولید گاز، در این مورد نیز کمک کننده خواهد بود. اگرچه دانشگاه تهران در حال حاضر در حال کار بر روی تکنیک های دیگر پروژه های ازدیاد برداشت نفت از جمله استفاده از فناوری نانو میباشد اما این تکنیک نیز به دلیل محدودیت ناشی از تحریم در تهیه ی مواد اولیه و اقتصادی نبودن آن با استقبال چندانی رو به رو نشده است و عمده ی بودجه ی تحقیقاتی در این زمینه ها توسط مسئولین پروژه و اساتید وابسته ی دانشگاه صرف امور دیگر و موارد شخصی شده است.

مورد دیگر این است که آمریکا علاوه بر نفت شیل، گاز شیل نیز تولید میکند که در توسعه ی صنایع پتروشیمی کاربرد ویژه دارد. در نتیجه سیاست های جمهوری خواهان در حمایت از صنعت نفت و صنایع وابسته به آن، در ابعاد بسیار گسترده منجر به پیشگامی آمریکا در کلیه ی صنایع نفت، گاز و پتروشیمی شده و این کشور را از بزرگترین واردکننده ی نفت به بزرگترین صادرکننده ی آن مبدل ساخته است که این از مهمترین دستاوردهای دولت ترامپ می‌باشد. وی از همان ابتدا با خروج از معاهده ی محیط زیستی پاریس، راه را برای توسعه ی صنایع نفت و گاز شیل باز کرد و با تمرکز بر این صنایع از تاثیرپذیری صنایع وابسته به نفت آمریکا و جهان از اتفاقات خاورمیانه و به ویژه ایران کاست. به طوری که پس از به سرقت رفتن نفتکش انگلیسی در تنگه ی هرمز توسط سپاه پاسداران، دونالد ترامپ که یک نابغه ی اقتصاد است، اشاره کرد که علت عدم برخورد شدید آمریکا با این مسئله، عدم تاثیرپذیری چندان اقتصاد آمریکا از آن است چرا که اکنون آمریکا خود به تولیدکننده ی بزرگ نفت تبدیل شده و نفتکش های زیادی در تنگه ی هرمز ندارد. از این رو تنها حرکت رژیم در برحه ای از زمان برای پاسخ به فشارهای همه جانبه ی جامعه ی جهانی میتوانست همان اقدام تلافی جویانه در برابر انگلیس باشد که کاملا قابل پیش بینی بود چرا که رژیم مجبور بود در برابر ساقط کردن پهپاد، حمله ی اسرائیل به پایگاه های حشدالشعبی در عراق و توقیف نفتکش ایرانی توسط انگلیس که در بازه ای بسیار نزدیک روی داده و فشار را هم از داخل و هم خارج بر رژیم افزوده بود، حرکتی انجام دهد تا ضعف رژیم را در برابر چشمان جامعه ی جهانی و ذوب شدگان ولایت در داخل، پوشش دهد. که البته این ترفند قدیمی قاسم سلیمانی در گروگان گیری و گروکشی از کشورها، دیگر کارساز نبوده و در نهایت منجر به همراه شدن اروپاییان با آمریکا شد.

کلام آخر در این باب این است که طبیعتا رژیم تمام راههای ممکن برای فروش بزرگترین سرمایه ی این کشور یعنی سوخت های فسیلی را در ابتدا با قاچاق نفت، سپس محصولات پتروشیمی و در نهایت گاز و انرژی های حاصله از جمله برق امتحان کرده است و علیرغم انتظارش به نتیجه ی مطلوب خود نرسیده است. پس گام بعدی برای اندکی بقای بیشتر، سیاستهایی ست که در نظر دارد در داخل کشور برای جبران کسری بودجه اش از جیب مردم پیاده کند و در حال آماده سازی افکار عمومی در این راستاست که در مقالاتی دیگر به آن خواهیم پرداخت...



141 بار دیده شده‌‌


PM:02:14:06/08/2019