دیدار اخیر خامنه ای با هیئت دولت و گفتگو پیرامون برنامه های رژیم برای ادامه ی بقا

دیدار اخیر خامنه ای با هیئت دولت و گفتگو پیرامون برنامه های رژیم برای ادامه ی بقا

ن/ ژیکان راهنورد

پیشتر در سلسله مقالاتی در سایت خبری آسونیوز، بخشهای مهمی از راهکارها و تصمیمات رژیم جمهوری اسلامی را در راستای دور زدن تحریم ها و نجات از مهلکه سقوط نظام تشریح کردیم که سخنان مطرح شده توسط علی خامنه یی و حسن روحانی در دیدار اخیر با هیئت دولت، تایید محکمی بر صحت آنها می‌باشند.

خامنه یی در دیدار با هیئت دولت در روز چهارشنبه،۳۰ مرداد ۱۳۹۸ ، بر ضرورت قطع وابستگی درآمد کشور به فروش نفت خام و توسعه ی صنایع دیگر تاکید کرده و راهکار فعلی برای کاهش فشار تحریم را تمرکز بر صنعت گاز و توسعه ی صنایع جانبی نفت از جمله پتروشیمی برای تبدیل نفت خام به فرآورده هایی نظیر بنزین و گازوئیل و دستیابی به محصولات و ترکیباتی که فروش آنها به گمان او میتواند جایگزین فروش نفت باشد عنوان کرد. همچنین بیان داشت که توجه ویژه رئیس جمهور، وزارت نفت و دیگر دستگاهها به ساخت پالایشگاه بسیار ضروری بوده و مشکل هزینه تولید پالایشگاه را نیز باید با استفاده از نقدینگی موجود در کشور و مدیریت قوی حل کرد.

اما نکته اینجاست که تمامی این سخنان از شروع دوره ی وزارت محمد غرضی در صنعت نفت در سال ۱۳۶۰ با تاکید وی بر ایده ی «تولید صیانتی مخازن نفتی» و حتی پیش از آن زمان، مطرح بوده و همواره شعار آن در بیشتر دستگاه ها از دانشگاه ها تا مجلس شنیده شده است تا جایی که در هر دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز شعار استقلال اقتصاد کشور از خام فروشی نفت، مورد بهره برداری سیاسی کاندیداها بوده است (اگرچه نظام جمهوری اسلامی اصولا با چنین هدفی روی کار نیامده و در راستای صیانت از ذخایر ارزشمند و آبادانی کشور و ارتقا سطح زندگی مردم برنامه ای نداشته و ندارد). اما فارغ از بخش شعارگونه ی آن که در این سال ها به مرحله ی عمل نزدیک هم نشد، سخنان امروز خامنه ای پیرامون این مطلب را میتوان از چند زاویه مورد بررسی قرار داد:

اول اینکه بیان این سخنان تکراری و کلیشه ای در شرایط فعلی که جیب نظام خالی گشته نشان از اذعان سران رژیم به وخامت وضع موجود دارد به طوری که خواب 40 ساله ی آنها را بر هم زده و آنها را به این فکر فرو داشته است که اگر پیشتر صنایع دیگر را توسعه میدادند یا طبق گفته های زنگنه سیاست های تولید و فروش نفت و گاز و سهم ایران از اوپک را از همان سالهای 1360 به گونه ای تنظیم میکردند که بازار جهانی وابستگی بیشتری به ایران داشت (یعنی در حدود فروش روزانه بالغ بر 4 میلیون بشکه نفت خام)، امکان تحریم ایران از سوی ایالات متحده ی آمریکا کاهش می یافت چرا که برقراری توازن بازار و جایگزینی سهم ایران توسط سایر کشورها در آن شرایط، مشکل می‌شد. بایدها و نبایدهایی که حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را داشته و صرفا برای خالی نبودن محفل از سخن، بیان می‌شوند اما از جهتی نیز اذعان به اشتباه رژیم را نشان می‌دهند.

از طرفی دیگر، در این دیدار خامنه یی با بیان اینکه «کنترل بازار نفت و قیمت گذاری در دست مصرف کننده های بزرگ دنیا از قبیل کشورهای غربیست» به وضوح نشان داد که در طول ولایت جبری اش بر نظام فاسد جمهوری اسلامی، در جهت کسب اطلاعات در حوزه های مهم نیز بسیار ناموفق عمل کرده و هیچ گونه تلاشی برای به روز رسانی اطلاعات خود حداقل در زمینه ی مسائل غیر مرتبط با حوزه ی علمیه که میخواهد در سخنرانی هایش در آنها دخالت کند، انجام نداده است چرا که بارها اعلام شده است که آمریکا از سال ۲۰۱۸ تا کنون بزرگ ترین تولیدکننده ی نفت و گاز جهان بوده و نه تنها وابستگی به نفت ایران نداشته بلکه سیاست تصرف بازار و گرفتن سهم بازار ایران در جهان را نیز دنبال میکند.

در بخش دیگری از سخنان، او به تولید و توسعه ی پالایشگاه ها و فروش محصولات حاصل اشاره کرده که موجب مطرح شدن این پرسش می‌شود که آیا خبر تحریم پتروشیمی ایران هنوز به بیت وی نرسیده است؟ و اگر رسیده، چرا رژیم همچنان به دور زدن تحریم های پتروشیمی امیدوار است؟

یکی از پاسخ ها می‌تواند این باشد:

ایران پس از برجام با تاسیس شرکتهای بازرگانی در هلند، آلمان و لوکزامبورگ محصولات پتروشیمی خود را به اروپا ارسال کرده و در آن بازار می فروخت اما کیفیت این محصولات به گونه ای بود که قابلیت رقابت با محصولات پتروشیمی سایر کشورها را نداشته و در عمل بازار از دست ایران خارج شده بود و شرکتهای فوق الذکر صرفا به وسیله و رابطی جهت وارد کردن تجهیزات و مواد مورد نیاز صنایع مرتبط و غیرمرتبط، برقراری ارتباط با شرکتهای مهندسی و حتی پولشویی برای نظام تبدیل شده بودند. در نتیجه در عمل محصولات پتروشیمی تولیدی در پالایشگاه ها و پتروشیمی های داخل ایران برای صادرات به اروپا مناسب نبودند که این مشکل از طریق استفاده از پالایشگاه های متروکه ای که سالها قبل توسط مهره های داخلی و خارجی رژیم در کشورهایی از جمله هلند خریداری شده بودند، تا حدودی مرتفع گردید. اکنون نیز تعداد این پالایشگاه ها و شرکت های در حال کار بیشمار است که در مقالات پیشین به گروهی از آنها اشاره کردیم. علاوه بر آن، در تیرماه سال جاری، برنامه هایی برای توسعه ی یک پالایشگاه در جنوب هند به منظور بهره برداری از آن، مطرح شد که در آن، علی چگینی، سفیر ایران در هند گفت: "چنای پترولیوم ( زیرمجموعه‌ای از بزرگ‌ترین پالایشگاه دولتی هند، Indian Oil) قصد دارد تا 5.1 میلیارد دلار برای جایگزینی پالایشگاه ناگاپاتینام در ایالت جنوبی تامیل نادو با ظرفیت 20 هزار بشکه در روز با یک پالایشگاه 180 هزار بشکه‌ای سرمایه‌گذاری کند." چگینی گفت امیدوار است بانک پاسارگاد که خدمات اقتصادی و خرده فروشی ارائه می‌دهد، شعبه‌ای در هند باز کند و مستقیم با بانکUCO هند و بانک IDBI کار کند. این بانک پیشتر پرداخت پول نفت ایران را به صورت روپیه به تهران انجام می‌داد.

در دیدار روز چهارشنبه، حسن روحانی گفت: " در قدم اول توانستیم در زمینه نفت، گاز و گازوییل خودکفا شویم و به صادرات برسیم و امروز هم در زمینه بنزین خودکفا شده و بنزین صادر می کنیم.باید مصرف بی رویه بنزین را (جهت افزایش صادرات) کاهش دهیم که چارچوب مناسبی را در شورای عالی هماهنگی اقتصادی برای این هدف، تصویب کرده‌ایم." همچنین به تغییر و اصلاح ساختار بودجه بنا به دستور خامنه یی اشاره کرده و گفت: "هر چند در این مورد مقداری تأخیر داریم اما تحریم فرصتی برای تغییر ساختار بودجه به وجود آورده است."

روحانی سیاست دولت را فروش فرآورده های نفتی به جای فروش نفت خام اعلام کرد و افزود: "برای این کار پالایشگاه های موجود را توسعه داده و پالایشگاه های جدید ایجاد خواهیم کرد."

اما در شرایط فعلی که صنعت پتروشیمی ایران از جمله بزرگترین قطب آن یعنی هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس تحت تملک سپاه پاسداران، تحریم میباشد، توسعه ی پتروشیمی با هدف فروش محصولات آن نیازمند راهکارهای دیگری ست. طبیعتا رژیم برای مقابله با هر یک از حوزه های تحریم،برنامه ای ترتیب میدهد. یکی از راهکارهای پیش رو در این زمینه (علاوه بر موارد ذکر شده در بالا) میتواند حرکت همیشگی رژیم یعنی فروش علنی و نیز قاچاق از بنادر و مرزهای کشور از راههایی که بخشی از آن را در گذشته توضیح دادیم، باشد. اما راهکار دیگر که سران دنبال میکنند مشابه با روشی ست که در رابطه با نیروهای نظامی پس از تحریم سپاه به کار گرفته شد. پس از تروریستی خواندن سپاه پاسداران و تحریم آن توسط ایالات متحده آمریکا و حمایت کشورهای دیگر از این تصمیم، نظام بر آن شد تا با ادغام سپاه در ارتش از تحریم نبودن ارتش استفاده کرده و مسیر پیشین را به اصطلاح خودش به صورت چراغ-خاموش ادامه دهد. در زمینه ی صنعت پتروشیمی نیز راهکاری مشابه به این صورت مد نظر قرار گرفت که از طریق پخش و ادغام در سایر شرکت های موجود یا تغییر ساختار در قالبی دیگر، فعالیتها ادامه یابند.

ناگفته نماند که منظور از "استفاده از نقدینگی موجود و سرمایه های مردمی" در توسعه ی پالایشگاه و پتروشیمی، همان سیاست عرضه در بورس انرژی و استفاده از سود آنست.

چندی پیش تعدادی از رسانه های وابسته به رژیم، با عنوان این مطلب که بنزین و گازوییل از فرصت های مهم صادرات و کسب درآمد در شرایط فعلی برای نظام به شمار میروند، انگشت اتهام را در باب قاچاق این محصولات به سمت کولبران کردستان و مردم سیستان و بلوچستان برده، آنان را مانعی بر سر راه کسب درآمد رژیم عنوان کرده و با بهره برداری از این موضوع، خواستار برخورد جدی با آنها شدند.

در این دیدار علاوه بر چالشهای صنعت نفت، مسائل دیگر نیز مورد بحث قرار گرفت:

در شرایطی که کشورها در حال تشکیل ائتلاف در جبهه های گوناگون، علیه ایران و به رهبری آمریکا هستند، روحانی با اعتماد به نفسی کاذب عنوان کرد: " امروز در سطح جهانی آمریکا به عنوان یک پیمان‌شکن منزوی شناخته می شود!"

وی به گامهای متقابل رژیم در کاهش تعهدات برجامی اشاره کرده و گفت: "مذاکرات 4+1 می تواند شرایط را عوض کند اما در صورت عدم موفقیت در این مذاکرات، مسیر خود را در کاهش تعهدات برجام ادامه میدهیم." و در ادامه مجددا به صراحت تهدید کرد که در صورت تحریم کامل نفت و به صفر رساندن صادرات نفت ایران، آبراههای بین المللی نمی توانند امنیت سابق را داشته باشند و فشار یکجانبه علیه ایران به نفع کشورها نبوده و امنیت‌شان را در منطقه و جهان تضمین نمی کند!

از دیگر مواردی که در این دیدار مطرح شد، اقدامات صورت گرفته در کمک به آسیب‌دیدگان زلزله کرمانشاه در سال ۹۶ و سیل سال ۹۸ بود که علیرغم شواهد موجود، روحانی آنها را موفقیت آمیز اعلام کرد!

خامنه یی نیز مطالبی را از جمله درگیری سه قوه با یکدیگر و لزوم اتحاد آنها و عدم رسانه ای کردن مشکلات درونی نظام برای عبور راحت تر از شرایط موجود و عدم لزوم آگاهی مردم از وضع داخلی نظام مطرح کرد.

وی پس از 40 سال شعار علیه اسرائیل، بدون اشاره ی مستقیم به این کشور، روشهای پیشرفت اقتصادی آن را به عنوان الگو برای رژیم عنوان کرده و به لزوم حمایت دولت از "بنگاه های اقتصادی متوسط و کوچک" اشاره کرد. مطلبی که شاید ما را به سرعت به یاد اصول فکری، سیاستها و سخنان سالها پیش بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در رابطه با اهمیت استارتاپ ها و بیزینس های متوسط و کوچک و شیوه ی رشد اقتصادی کشورش با حمایت از آنها و "بدون فروش قطره ای نفت" بیندازد...

خامنه یی با اذعان به این مسئله که رونق تولید، نیازمند چهار عنصر«نیروی انسانی»، «سرمایه»، «فناوری» و «مدیریت اقتصادی» است، تمام شعارهای خود در باب توسعه و پیشرفت را زیر سوال برد چرا که در شرایط فعلی کشور و با مدیریت چنین نظام فاسدی، هیچ یک از این عناصر در دسترس نمیباشند. جوانان انقلابی و مجاهد مورد نظر وی نیز که مثلا باید در راستای توسعه کشور بکوشند، فقط قادرند تا زمانی که مواجبشان پرداخت میشود، در محفل وی علیه سایر کشورها شعار داده و در جامعه برای نظام جاسوسی کنند و علم و توان ایجاد رونق تولید حقیقی مورد نیاز کشور را ندارند. به نظر می‌رسد که وی تصور می‌کند که اگر نیاز به واردات در حوزه های تحریمی کاهش یافته و توان بیشتر تولید تجهیزات مورد نیاز صنایع (از جمله نفت و هسته ای) در داخل ایجاد شود، می توان با دستیابی به صلاح اتمی، غارت جیب مردم، سرکوب آنان و واداشتن آنها به کار اجباری و ایجاد یک کره ی شمالی در خاورمیانه که علاء الدین بروجردی همواره بر آن تاکید ویژه داشته است، در شرایط تحریم و انزوا نیز می‌تواند به حکومت خود ادامه دهد.

وی در شرایطی از مشکلات عمیق قشر ضعیف آمریکا و نگاه اسلام به ثروت کشور سخن گفت که 80 درصد از مردم ایران در فقر به سر میبرند.

همچنین در ادامه سخنان خود به «فرهنگ» اشاره کرده و گفت: "در موضوع فرهنگ با حمله همه جانبه و جبهه وسیع بیگانگان مواجه هستیم و همه مسئولانی که با مسائل فرهنگ مرتبط هستند، باید به این موضوع توجه جدی داشته باشند.دشمنان نظام اسلامی صراحتاً می گویند که غلبه بر جمهوری اسلامی و حاکمیت اسلام با جنگ نظامی و تحریم اقتصادی امکان پذیر نیست و باید با نفوذ فرهنگی و تأثیرگذاری بر ذهن ها و مغزها به این هدف رسید.باید مانع نفوذ این اقدامات سازمان‌یافته در جامعه و تولیدات فرهنگی همچون هنر، سینما، کتاب و تئاتر شد."

وی تأکید کرد:"ما معتقد به بستن فضای فرهنگی کشور نیستیم اما با ولنگاری فرهنگی به‌شدت مخالفیم. ما در شرایطی هستیم که جبهه مقابل ما و دستگاههای استکباری، همه امکانات فرهنگی و هنری خود را برای ضربه زدن به نظام اسلامی، به‌کار گرفته اند و ما باید برنامه‌ریزی جدی در مقابل این جبهه داشته باشیم." همچنین ضمن یاد کردن از اقدامات اپوزیسیونها در آگاه سازی مردم ایران و اصلاح فرهنگ با لفظ " اقدامات ضدفرهنگی سازمان یافته اما پنهان در جامعه" افزود: "باید دستگاههای فرهنگی اعم از وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و صداوسیما و حتی دستگاههای اطلاعاتی بر روی این مسائل به شدت حساس باشند."

که این سخنان در واقع اذعان به موفقیت روزافزون اپوزیسیون در راستای افزایش آگاهی هموطنان میباشند که موجب مسرت است و باید به صورت جدی تر ادامه یابد چرا که فرهنگ اسلامی که وی از آن سخن می‌گوید، همان ضدفرهنگی ست که بستر جامعه را برای حمکرانی حضرات فراهم کرده است.

وی با بیان اینکه بخش مهم در عرصه امور فرهنگی، نقش مدیران ارشد و مدیران میانی دستگاهها ست، تأکید کرد که مدیران باید در خصوص مسائل دینی، فرهنگی و اعتقادی دستگاههای تحت مدیریت خود، علناً مراقبت و نقش آفرینی کنند. (به این معنا که افزایش فیلترهای استخدامی و گزینش ها در جهت جذب نیروهای همراستا با نظام و نیز تفتیش عقاید کارکنان، باید به صورت جدی تر در تمام ارگانها پیگیری شود.)

همچنین ابراز نگرانی نسبت به مسئله حجاب در جامعه را، بجا و صحیح دانسته و خاطرنشان کرد: "حجاب یک حکم شرعی و یک مسئله قانونی است و در این زمینه باید در درجه اول دستگاههای دولتی و حکومتی و مدیران آنها مراقبت کنند تا براساس قانون عمل شود. رعایت موازین دینی و ظواهر مذهبی از جانب مدیران در بدنه دستگاهها تأثیرگذار بوده و باید حرکت دینی در کشور تقویت شود که این موضوع به پیشرفتهای مادی نیز کمک خواهد کرد!"

که همه بدین معناست که همانند ابتدای حکومت جمهوری اسلامی در سال 57 که حسن روحانی حجاب اجباری را به ارگانها اعلام کرد، این بار نیز سختگیری بیشتر در این حوزه از ادارات و ارگانها شروع شود تا به اصطلاح جامعه در مسیر اسلام اصلاح شود و در اصل با سرکوب و سرگرم شدن مردم به حقوق انسانی اولیه، کسی به سمت دخالت و کارشکنی در غارت و چپاول کشور توسط سران نرفته تا نظام همچنان روی کار بماند.

در مجموع، میتوان گفت این جلسه با جلسات علنی پیشین سران نظام تفاوت هایی داشته است. ارزیابی کلی از این دیدار و سخنان کارشناسی نشده، شعارها و تصمیمات مطرح شده، علاوه بر به تصویر کشیدن عجز نظام، نشان از تلاشهای نهایی رژیمی دارد که به این امر واقف شده که تا نقطه ی پایان، قدمی بیش در پیش ندارد...



236 بار دیده شده‌‌


AM:11:10:22/08/2019