سکوتهای یک دقیقه‌ای یا فریادهای رسا

سکوتهای یک دقیقه‌ای یا فریادهای رسا
ن/ ژیکان راهنورد
این روزها اخبار زیادی از شرق دور به گوش میرسد. چین و روسیه، دو حامی بزرگ دیکتاتوری و کمونیسم درگیر تظاهرات داخلی هستند. مردم این دو کشور نیز به جمع آگاهان پیوسته و در صدد تلاش برای رهایی، به خیابانها آمده و روزهاست که در صحنه مانده اند تا صدای خود را به جهان رسانده و مطالبات خود را فریاد زنند. جنبش هایی از جنس آزادی‌خواهی که رنگ و بوی قرن بیست و یک و عصر اطلاعات و آگاهی را دارند، در دو ابر قدرت دیکتاتور جهان و بزرگترین حامیان رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی آغاز شده اند. نتیجه ی کوتاه مدت هر چه باشد، جرقه ای ست برای تحولات بزرگ و بلند مدت جهانی. 

روز یکشنبه جاری، هزاران تظاهرکننده در چین، درست مطابق پیش بینی‌ها، با در دست داشتن پلاکاردهایی به سوی سفارت آمریکا حرکت کرده و از پرزیدنت ترامپ درخواست حمایت و پشتیبانی کردند. همانطور که پیشتر در مقالاتی عنوان کردیم، بزرگترین دشمن آمریکا، ایدئولوژی دیکتاتوری کمونیستی‌ست که چین و روسیه پس از نتایج حاصل از جنگ ویتنام، با تمام قوا نه تنها درصدد حفظ آن، بلکه در پی غالب ساختن آن بر کل جهان هستند که آمریکا هرگز اجازه‌ی آن راکنون ندادە است. شاید اینبار برخلاف تلاش های سیاستمداران چینی و در نتیجه ی درگیری ها با آمریکا، سرنوشت شوروی سابق، در آینده ی دور چین قابل انتظار باشد. اکنون جهان در لبه‌ی پرتگاهی قرار دارد که میتواند به اعماق تاریک آن سقوط کرده و یا از آن فاصله گرفته و به سمت قله حرکت کند. 

شاید زمانی آرمان بشر این بود که نظام بورژوازی از طریق ظهور یک دیکتاتوری پرولتاریای موقت، در نهایت به کمونیسم یا در سطح برتر و اصلاح یافته‌تر، به سوسیالیسم تبدیل شود اما آنچه در عمل اتفاق افتاد این بود که یک دیکتاتوری غیرقابل شکست (در مواردی از جنس کمونیسم و در موارد دیگر از جنس مذهبی) چنان بر بخشهایی از جهان سایه افکند که یافتن روزنه ای به سمت آزادی، جز از راهی خون آلود ناممکن شد و ما انسان ها خود در این سلطه‌ی موفق دیکتاتوری مسئولیم. آنجا که باید آگاهانه تصمیم میگرفتیم و شجاعانه اقدام میکردیم، سکون و انتظار را برگزیدیم. آنجا که باید می ایستادیم، خیابان ها را خالی کردیم. آنجا که باید خود مبارزه میکردیم، از دور به تشویق مبارزان پرداختیم و جانباختگان به جای آنکه چراغ راه ما و انگیزه ی مضاعف ما برای مبارزه باشند، بهانه‌ای شدند برای روشن شدن گاه گاه شعله‌ی شمعی و لحظه‌ای سکوت. اما آیا حقیقتا سکوتی یک دقیقه ای در میان سکوت پایدار و همیشگی ما، دیکتاتور را منقلب و کشور را متحول می‌سازد؟!

 
ای کاش از دل هر سکوت یک دقیقه ای غمناک، فریادی رسا و پرانرژی می رویید و به سمت مبارزه و در مسیر آزادی حرکت میکرد. کشتارهای رژیم جمهوری اسلامی در طول تاریخ فاجعه بارش، به قدری سکوت یک دقیقه ای بر جای نهاده است که اگر هر یک صدایی نو می آفرید، اکنون خیابانهای ایران نیز همگام با چین، پر بود از فریادهایی به ستوه آمده از دیکتاتوری که در راستای آزادی خود و کشورشان، متحد می‌شدند. تاریخ ثابت کرده است که در برابر رژیم های توتالیتر، هیچ نیرویی برتر از نیروی اتحاد مردم، سرنگونی را رقم نمیزند.
اما در مقابل، سکوت، هر چه طولانی‌تر، تلفات راه آزادی فاجعه بارتر...


110 بار دیده شده‌‌


PM:12:09:10/09/2019