تشریح علل برکناری بولتون و مواضع جانشین احتمالی وی در قبال ایران/ بخش اول

تشریح علل برکناری بولتون و مواضع جانشین احتمالی وی در قبال ایران/ بخش اول

ن/ ژیکان راهنورد

در پی اعلام خروج بولتون از کابینه ی پرزیدنت ترامپ و ابراز خوشحالی رژیم ایران در این زمینه، بر آن شدیم در کنار بررسی علل این برکناری، نگاهی به کارنامه ی عملکردی جانشین احتمالی وی، چارلز کاپرمن بیندازیم تا به تحلیلی دقیقتر از وضعیت موجود و احتمالات پیش رو دست یافته و در ادامه، نکاتی را در باب فاز بعدی مبارزات مطرح کنیم.

بررسی عملکرد و سیاست های پرزیدنت ترامپ از ابتدای دوره ی ریاست جمهوری وی تا کنون نشان داده است که وی منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشورش را همواره در راس تمامی اقدام ها و سیاست ها قرار داده است. برخلاف حزب دموکرات آمریکا که در طول تاریخ با اتخاذ سیاست های ضعیف به ویژه در زمینه ی خارجی و در کنترل دولت های دیکتاتور و متخاصم، نه تنها آمریکا بلکه کل جهان را در خطر بالقوه قرار داده اند، جمهوری خواهان و به خصوص دونالد ترامپ، موضع قاطع تر و سیاست های بهتری نسبت به مهار وضعیت جهان و آمریکا داشته اند. اگرچه انتظار از یک کشور برای کنترل اوضاع جهان، توقعی بیجاست اما طبیعی ست که سیاست های آمریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی در تمامی زمینه ها همواره اثری مستقیم و ژرف چه در کوتاه مدت و چه در درازمدت بر کل جهان داشته باشد.

دیدگاه پرزیدنت ترامپ در رابطه با سیاست های اجرا شده در دولت های پیشین آمریکا و وضعیت فعلی، این است که تمامی جنگ های انجام شده در دولت های اخیر به ویژه در دوره ی پرزیدنت بوش، در عمل بیهوده بوده و با تحمیل هزینه ی بیش از 7 تریلیون دلار در طی بیش از 17 سال بر آمریکا، تنها کشته شدن نظامیان آمریکایی و ویرانی کشورها را به همراه داشته است. جان بولتون که تقریبا در تمامی دولت های جمهوریخواه آمریکا از زمان رونالد ریگان به بعد دارای سمتهای مهمی بوده است، از دیدگاه دونالد ترامپ، دارای سیاست های شتابزده و نظرات غیردقیق بوده و در شروع بسیاری از جنگ ها، نقش کلیدی داشته است که از آن جمله میتوان به شروع درگیری ها با کوبا بر سر سلاح های بیولوژیکی، شروع جنگ با عراق به بهانه ی برنامه ی هسته ای، جنگ ویتنام، افعانستان، سوریه و ... اشاره کرد. که تمامی این جنگ ها نزدیک به دو دهه ادامه داشته و نه تنها نتیجه ی مورد نظر را برآورده نکرده بلکه بر آمریکا هزینه های گزافی تحمیل نموده است.

برخلاف جان بولتون، پرزیدنت ترامپ معتقد است جنگ آخرین راه حل برای مقابله با دولت های متخاصم است. اگرچه وی عزم خود را جزم کرده است که در دوره ی ریاست جمهوری اش، مسئله ی سلاح های هسته ای و خطر تروریسم و حامیان آن از جمله رژیم جمهوری اسلامی را برطرف سازد، اما ذهن اقتصادی وی موجب شده است که ترجیح دهد اینکار را ابتدا از راه دیپلماسی و با کمترین هزینه و بیشترین صرفه برای آمریکا انجام دهد. از این رو، پایان دادن به جنگ ها و حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان، عراق و سوریه از برنامه های وی میباشد که بولتون با آنها مخالف است. پرزیدنت ترامپ معتقد است جنگ با طالبان بر سر واقعه ی 11 سپتامبر 2001 از اشتباهات دولت های پیشین بوده و مشکل تروریسم را نه تنها برطرف نکرده است بلکه به گسترش آن که ناشی از افزایش هرج و مرج در خاورمیانه بوده، کمک شایانی نموده است. وی همانند بسیاری از تحلیلگران، معتقد است اسامه بن-لادن به تنهایی معمار آن ترور تاریخی نبوده و ایران نقش به سزایی در این عملیات داشته است. که این دیدگاه با توجه به عملکرد ایران از ابتدای انقلاب اسلامی قابل توجیه میباشد. چرا که آمریکا پیش از واقعه ی 11 سپتامبر نیز شاهد کشتار تعداد زیادی (حدود 244 نفر) از نیروهای خود در بمب‌گذاری و حمله ی انتحاری سال 1983 در سفارت آمریکا و محل حضور نیروهای آمریکایی در بیروت بوده است که بعدها مشخص شد توسط عماد مغنیه (مغز متفکر وینگ نظامی حزب الله و از موسسان جهاد اسلامی لبنان) و تحت رهبری تیم خامنه یی و قاسم سلیمانی طراحی شده است. عماد مغنیه همان کسی ست که در کشتار سال 1992 یهودیان در سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس آرژانتین نقش داشته است.

همچنین، همکاری ایران با PLO از زمان یاسر عرفات تا کنون، فاندینگ حماس و ایجاد و گسترش گروه های تروریستی اسلامی بیشمار در منطقه، همه جزئی از تاریخ حکومت جمهوری اسلامی بوده و نشان از نقش اصلی و پررنگ ایران در ناآرامی های منطقه ای و جهانی دارد.

علاوه بر اینها، پس از جنگ آمریکا و عراق و رهایی آن، هرج و مرج ایجاد شده در عراق سبب شد جمهوری اسلامی در این کشور نفوذ فزاینده یافته و آن را تبدیل به پایگاهی برای گسترش تروریسم اسلامی و توسعه ی قلمرو نماید.

نگاه جامع به وضعیت منطقه نشان میدهد که جنگ ها در عمل دست جمهوری اسلامی را در منطقه باز کرده است. به طوری که آمریکا اگر بخواهد به وضعیت موجود از طریق جنگ خاتمه دهد، باید هزینه ی بسیار بالایی بپردازد که نه تنها از دیدگاه پرزیدنت ترامپ بلکه از دیدگاه هر سیاستمدار ملی گرایی به هیچ وجه منطقی نیست. به عقیده ی ما نیز، ریشه کنی تروریسم هرگز از طریق مبارزه با نیروی ترور، امکان پذیر نبوده و نخواهد بود. آنچه مهم است "اندیشه ی تروریسم" است و محل اندیشه جایی نیست جز ذهن بیمار طراح آن. پس آنچه باید نشانه رفت مغز معمار اصلی و حقیقی این ایدئولوژی ست؛ تا زمانی که ایدئولوژی تروریسم زنده است، تمامی جنگ ها بیهوده بوده و جهان روزی خوش به خود نخواهد دید. از این رو بهتر است روشی اتخاذ کرد که این اندیشه را در همان جایی که آغاز میشود، نابود کرد...

اعتقاد برخی بر این است که اگر به جای تمامی این جنگها در خاورمیانه، ایران، سالها پیش، هدف حملات قرار میگرفت، جهان امروز وضعیت بهتری را تجربه میکرد.

بهرحال، مواضع بولتون در باب جنگ به دلیل شتابزدگی، تندروی و خطای بالا مورد قبول پرزیدنت ترامپ نبوده و سرانجام با تشدید اختلاف نظر آنها به ویژه در زمینه ی مذاکره با طالبان و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، وی بر آن شد تا بولتون را از سمت مشاور امنیت ملی، برکنار کند چرا که دیدگاه های وی در عمل چندان در راستای منافع ملی آمریکا نبوده است.

اگرچه به نظر میرسد مذاکره با طالبان در جهت واگذاری افغانستان به آنها ایده ی مناسبی نباشد چرا که تبعات درازمدت آن میتواند خطرناک باشد. ایراد دیپلماتیکی که بر این مسئله وارد است این است که مذاکره معمولا میان دولت ها روی میدهد نه میان یک دولت و یک گروه تروریستی! تروریست ها اگر قابلیت و صلاحیت مذاکره داشتند دست به ترور نمیزدند. آنها حتی در مذاکرات صلح نیز روشهای خاص خود را برای کلاهبرداری دارند که نمونه های آن در تاریخ ثبت شده است. همان طور که تاریخ مذاکره ی ییتزهاک رابین با یاسر عرفات در زمان شیمون پرز که منجر به اهدای باورنکردنی و ننگین جایزه ی صلح نوبل به عرفات این تروریست متحد جمهوری اسلامی شد، نشان از اوج کلاهبرداری حامیان این ایدئولوژی‌ست.

مسائلی از این قبیل و نیز تاریخ سلطه ی طالبان بر افغانستان، علاوه بر نگران کردن مردم آن کشور، سبب مخالفت بولتون با ترامپ شده است. اما وی درصدد است پیش از اقدام نهایی در رابطه با ایران، نیروهای خود را از بخش هایی از منطقه که حضورشان چندان برای آمریکا سودمند نیست خارج کرده و هزینه های خود را در این زمینه کاهش دهد.

پس از اعلام برکناری جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا توسط دونالد ترامپ، تعدادی از کارگزاران و سران رژیم، با ابراز رضایت خود از این عمل ترامپ، اعلام کردند که این حرکت وی اتفاقی نبوده و نشانی از تسلط جمهوری اسلامی بر آمریکا، موفق بودن سیاست مقاومت حداکثری خامنه یی در برابر فشار حداکثری خارجی و توان رژیم در مدیریت رفتار آمریکا می‌باشد!

اما در همان زمان بسیاری از تحلیل گران خارجی، شادی ایران را یک شادی کوتاه مدت خوانده به طوری که پس از اعلام جانشین بولتون توسط هوگن گیدلی از کاخ سفید، درستی این سخن آشکار شد. کاخ سفید، چارلز کاپرمن را به عنوان جانشین موقت بولتون اعلام کرده است. حال سوال اینجاست: چارلز کاپرمن کیست، چه موضعی در برابر ایران دارد و چه سیاستی در قبال آن اتخاذ خواهد کرد؟

در بخش بعدی مقاله، به پاسخ این سوالات پرداخته ایم...



276 بار دیده شده‌‌


PM:02:33:12/09/2019