چرا فدرالیسم بهترین آلترناتیو است؟

چرا فدرالیسم بهترین آلترناتیو است؟

تنظیم: هیرش راهنورد
مفهوم فدرالیسم از ریشە یونانی کلمە"فدراسیون" گرفتە شدە کە بە معنی اتحاد یا پیمان نامە یا توافق می باشد. فدرالیسم، ایدئولوژی نیست بلکە فلسفە و دلیل رشد یک کشور کە بە مردم یک جامعە امکان خواهد داد کە در تصمیماتی کە در زندگی روزمرە آنان گرفتە می شود نقش مستقیم داشتە باشند.
فدرالیسم نوعی از سیستم غیر متمرکز است کە در آن قدرت از پایتخت بە ایالات جا بە جا می شود.

اگر چە آمریکا اولین کشوری بود کە در سال ١٧٨٩ برای اولین بار بە سیستم فدرالی تغییر موقعیت داد و ایالات متحدە آمریکا را تشکیل دادند، ولی در اواخر قرن ٢٠ام بە علت تغییرات تکنولوژی سیاسی و اقتصادی، کشورهای بسیاری بە سیستم فدرالی تبدیل شدند.

یکی از دلایل پناه بردن بە سیستم فدرالی، ناتوانی یا کم توانی حکومت مرکزی در مقابل توسعە و توازن مناطق یک کشور یا رسیدن بە اهدافی است کە قبلا برای آن حکومت تعیین شدە است. این شکست موجب بروز نارضایتی در جوامع شد. در راستای این ها کشور هایی کە بە این شیوە برابر نتوانستند بە مردمتمام مناطق خدمت گذاری کنند، این سیاست را بە کنار نهادند.


می توان گفت حتی بعضی از کشورهای دمکرات نیز بە این دلیل کە بتوانند مردم مناطق مختلف را در تصمیمات روزمرە شرکت دهند، برای پیشرفت برابر بە تمام جامعە بە سیستم فدرالی پناه بردند. حتی برخی از کشورهای متمرکز نیز برای بقای دولت خود کە با این متد از نمونە های موفق در دیگر کشور .دیگر همراه شوند بە سیستم فدرالی روی می آورند 


نزدیک بە ٤٠ درصد از مردم دنیا در٢٠ کشور من جمله آمریکا، آلمان، برزیل، کانادا، هند، نیجریه، استرالیا، سوئیس، روسیه و ... که تقریبا پنجاه و دو درصد خاك دنیا را به خود اختصاص دادە انـد، دارای نظام فدرالی هستند.

مفهوم فدرالیسم بنا بە استراتژی و نوع سیاست یک کشور انواع مختلفی را در بر میگیرد کە بە دو دستە بزرگ تقسیم می شود، نوع سیستم فدرالی کە بر مبنای رفع تبعیضات ملی، زبانی، فرهنگی، آئینی انتخاب می شود را فدرالیسم سیاسی می نامند. اما در فدرالیسمی کە تنها بعضی از اختیارات اداری را در اختیار مناطق اقلیمی قرار دهند، را سیستم فدرالی اداری می گویند. البتە در بعضی ازکشورهای غیر فدرال هم این امکانات را بە بعضی از مناطق می دهند. 

اما چرا در ایران فدرالیسم می تواند بهترین آلتر ناتیو باشد و کدام نوع فدرالیسم برای جغرافیای ایران مناسب است؟ نە تنها در ایران بلکە در هر کشور چند ملیتی کە نوع حکومت آن بر مبنای یک دولت متمرکز و یا سنترال بنا نهادە شدە باشد، قطعا در آن دولت شاهد تبعیض و نابرابری خواهیم بود. از آنجا کە دولت حاکم نمایندگی یک ملت را بر می گزیند در واقع ملیت های دیگر بە حاشیە راندە خواهند شد، از همین رو در بلند مدت موجب پدید آمدن نا برابری اقتصادی و شکاف طبقاتی نیز خواهد شد. بە همین دلیل ملیت های موجود در ایران از هر دو زاویە مورد فشار واقع شدە اند و جامعە بین الملل و سازمان های حقوق بشری نیز در برابر این ستم و آپارتاید سکوت را بر گزیدە اند و اگر کس یا کسانی در داخل بە این شیوە از حکومت حتی انتقاد داشتە باشند مورد سرکوب نیروهای امنیتی قرار خواهند گرفت.

تبعیضات ادامه دار: 
از نمونە های تاریخی تبعیضات سیستم مرکزی نسبت بە سرکوب مردم دیگر نقاط ایران می توان حملە بە مناطق خود مختار جمهوری کردستان و جمهوری آذر بایجان در سال ١٣٢٥، فرمان جهاد خمینی علیە مردم کردستان در تاریخ ٢٨ مرداد ١٣٥٨، قتل عام مردم قارنا و قلاتان از توابع شهر نقدە، تصاحب بیش از ١٠٠ هزار هکتار از زمین های مردم ترکمن صحرا، اعدام و سرکوب روزانە فعالین سیاسی، ملی و مذهبی از طرف جمهوری اسلامی، کمبود خدمت گذاری بە مناطق غیر فارس ( کردستان، مناطق عرب زبان خوزستان،بلوچستان، ترکمن صحرا و آذربایجان)، کشتن کولبران، تبعیضات جنسیتی و آسمیلاسیون فرهنگی و ... کە همگی بە امری عادی تبدیل شدە است.

برای رفع این تبعیضات و جلو گیری از فروپاشی ایران آیندە،نیازمند یک سیستم فدرالی سیاسی است کە در آن مردم بە شیوە مستقیم در اجرای تصمیمات در مناطق خود نقش داشتە باشند و از این طریق تمام مناطق کشور بە شیوە برابر مورد خدمت گذاری قرار بگیرند. 

اما با کمی فکر کردن بە سیستم مورد نظر شاید این سوال برای مان پیش بیاید کە اختیارات مردم در حکومت اقلیمی و بخش های آن بە چە میزانی باید باشد؟ در حکومت فدرالی باید جغرافیای اقلیمی طبق قانون مشخص شود. سیستم مدیریت داخلی اقلیمی باید صاحب قدرت و استقلال کافی باشد، نە اینکە حکومت مرکزی برای مدیریت مناطق چهارچوب تعیین کند.

هر اقلیم علاوە بر مجلس و دادگاه مرکزی باید دارای مجلس قانون گذاری و دادگاه مختص بە منطقە تحت حکومت خود باشد، انتخاب مسئولین اداری باید بر پایە ی انتخابات مستقیم مردم باشد و همچنین ادارات استانی باید توان قانون گذاری در مناطق خود را داشتە باشند، نە اینکە نیاز بە تائید حکومت مرکزی داشتە باشد.

ادارات مالیاتی در استان ها باید توانایی تعیین و گرفتن مالیات و گمرک را در تمام مناطق و مرزهای تحت حوزە خود را داشتە باشند. حکومت اقلیم باید توانایی خرج کردن و تعیین بودجە در مناطق خود را در اختیار خود بگیرد. تعیین تصمیمات و منافع مردم باید از طریق مجلس اقلیم صورت بگیرد، نە اینکە بە شیوە ملوک الطوایفی برگزیدە شود.

در هر ایالات باید زبان رسمی بر مبنای زبان مادری همان جغرافیا باشد و همچنین ساختار نوع حکومت بر مبنای جدایی دین از دولت و آزادی و عدالت اجتماعی و همچنین آزادی بیان و رفع تبعیضات ملی، طبقاتی، مذهبی و جنسیتی باشد و در همین راستا تشکیل اتحادیە ها و انجمن های پیش رو در راستای تقویت جامعە فرهنگی و مدنی و دفاع از خواستە های مردم ستم دیدە و حفاظت از محیط زیست و... آزاد و شرایط رشد را برای آنان فراهم سازد. بودجە سالانە بنا بە میزان جمعیت هر ایالت و بر مبنای جبران خسارات و عدم توجە بنیادی و اقتصادی گذشتە تعین گردد. پلیس یا انتظامات هر ایالت در زیر نظر حکومت ایالاتی باشد و همچنین ورود نیروی نظامی و تسلیحات نظامی حکومت مرکزی باید هماهنگ شدە و با نظارت مسئول نظامی ایالت آن منطقە صورت بگیرد و در صورت حملە نیروی ها غیرە حق دفاع برای مردم و نیروی نظامی آن ایالت مشروع باشد.

با توجه به مطالب فوق الذکر و اختصار این موضوع و جمع بندی نهایی، بە این نتیجە می رسیم کە در روند شکل گیری فدرالیسم مقولات گستردە و پیچیدە تری فراتر از این مقال باید مورد توجە قرار گیرد، تا بە نتیجە ای مطلوب دست یافت.




196 بار دیده شده‌‌


PM:02:58:06/10/2019