نقش و جایگاه خلیج فارس در معادلات بین الملل

نقش و جایگاه خلیج فارس در معادلات بین الملل

تنظیم: گیسو یاری

"خلیج فارس شاخاب پارس یا دریای پارس" نام آبراهی پر اهمیت در آسیای غربی و منطقه خاورمیانه است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره ی عربستان قرار دارد.

مساحت خلیج فارس 237،473 کیلومتر مربع است و پس از خلیج مکزیک و خلیج هادسون، سومین خلیج بزرگ جهان به حساب می آید.

خلیج فارس ازشرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانه دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می شود.

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیج فارس در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند.

به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن این آبراهه در سطح بین المللی، منطقه ای مهم و راهبردی به شمار می آید.

تنگه هرمز:

تنگه ی هرمز واقع در خلیج فارس دومین تنگه بین المللی پرتردد دنیاست. حدود 68 درصد ذخایر شناخته شده نفت و گازطبیعی دنیا در خلیج فارس قرار دارد و امنیت تنگه هرمز نقش کلیدی در تامین بی وقفه انرژی دنیا دارد.

باریک ترین بخش تنگه هرمز 21 مایل دریایی (39کیلومتر) عرض دارد. این بخش به دو قسمت تقسیم می شود: از ساحل ایران تا 10،5 مایل جزء آب های سرزمینی ایران بوده، و 10،5 مایل باقی مانده جزء آب های سرزمینی عمان محسوب می شود. تمام کشتی های عبوری باید از آب های سرزمینی ایران یا عمان عبور کنند.

حکومت ایران در موارد متعددی در پاسخ به اعمال تحریم های آمریکا و غرب علیه ایران توسط مسئولین حکومت ایران تهدید به بستن تنگه هرمز کرده است. براساس یک سناریو این کار از طریق مین گذاری سطح دریا و سپس استفاده از موشک های ضدکشتی کروز و زیر دریایی های کوچک برای اختلال در عملیات مین روبی انجام می شود.

اختلاف ایران و امارات متحده عربی بر سر مالکیت جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک که این جزایر هم در خلیج فارس هستند، جنبه‌های حقوقی و تاریخی مختلفی دارد. شاید مرور تاریخی و بررسی شرایط سیاسی و جغرافیایی این جزایر به روشن‌تر شدن اختلافات کمک کند.

جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی مبنای مناقشه‌ای میان ایران و امارات متحده عربی هستند که در برهه‌های زمانی مختلف در هفت دهه‌ی اخیر، روابط میان حکومت‌های مختلف ایران و اعراب و به خصوص کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را با تنش همراه کرده است.

جزایر سه گانه "ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک" در سال 1948 به طور کامل تحت اشغال امپراتوری بریتانیا به عنوان قیم رسمی امارات درآمد؛ اما تاسال 1971 هیچ یک از دولت های وقت ایرانی این اشغال را نپذیرفته و این سه جزیره در تقسیمات کشوری ایران قرار داشتند.

در سال 1971 پس از توافق ایران و بریتانیا و پیش از خروج نیروهای نظامی بریتانیا از منطقه و تاسیس کشور امارات متحده عربی، ابوموسی به همراه تنب بزرگ و تنب کوچک پس از نزدیک به 70 سال به ایران داده شد.

طول این آبراه 158 کیلومتر و عرض آن از بندر عباس تا راس شوریط در عمان بین 56 تا 180 کیلومتر است.

آمریکا، چین، عربستان، قطر:

تامین انرژی مورد نیاز از منابع و مسیرهای مطمئن، همواره دغدغه اصلی مصرف‌کنندگان عمده انرژی بوده است. در سال‌های پیش از انقلاب گازی شیل، امنیت و ثبات در تنگه هرمز و به‌طور کلی در منطقه خاورمیانه، برای امنیت انرژی آمریکا بسیار مهم و حیاتی بود. آمریکا پس از انقلاب گاز شیل به صادر کننده انرژی تبدیل شده است و وابستگی این کشور به منابع انرژی خاورمیانه، هر روز کاهش می‌یابد. کاهش وابستگی آمریکا به منابع انرژی خاورمیانه، نباید به معنای چشم‌پوشی کامل آمریکا از خاورمیانه تلقی شود. کاهش وابستگی به منابع خارجی از نظر امنیت انرژی دارای اهمیت استراتژیک است، و آمریکا در سال‌های اخیر توانسته است به این مهم دست یابد.

کنترل منابع و مسیرهای انرژی که نقش مستقیمی در امنیت انرژی و رشد اقتصادی کشورهای عمده مصرف‌کننده انرژی دارد، همواره مدنظر قدرت‌های بزرگ بوده است و نقش مهمی در معادلات جهانی ایفا کرده است. آمریکا، یا هر کشور دیگری می‌تواند ازکنترل مسیرهای ترانزیت نفت، مانند تنگه هرمز برای کاهش رشد اقتصادی چین یا دیگر کشورها استفاده کند.

همه کشورهای منطقه نیازمند ثبات و امنیت در منطقه هستند تا بتوانند نفت و مشتقات نفتی را در زمان مناسب به بازار مصرف برسانند. هر گونه درگیری در تنگه هرمز، برای قطر که هم نفت صادر می‌کند و هم بزرگترین صادر کننده ال ان جی جهان است، بر ضد منافع ملی این کشور است. ال ان جی را نمی‌توان از طریق خط لوله صادر کرد، و این کشور نیاز دارد تا ال ان جی تولیدی خود را از طریق تنگه هرمز صادر کند. در غیر این صورت، باید شاهد کاهش سهم خویش در بازار جهانی ال ان جی، و در پی آن، کاهش درآمد ارزی خویش باشد.

در صورت بروز هر گونه درگیری در منطقه، هیچ کشوری برنده چنان نزاعی نخواهد بود. برای فروش نفت، امنیت شرط لازم و اساسی است. پروژه‌های جایگزین تنگه هرمز، دیر یا زود با ظرفیت کامل شروع به فعالیت خواهند کرد. اگرچه گروه‌های نیابتی در دریای سرخ هم می‌توانند تهدیدی برای امنیت انرژی باشند، اما نکته مهم این است که در میان‌مدت، می‌توان انتظار داشت که اهمیت تنگه هرمز در امنیت جهانی انرژی، کاهش یابد.

ائتلاف دریایی:

دولت دونالد ترامپ در صدد ایجاد ائتلافی ضد ایرانی مشابه پیمان " ناتو" با همکاری برخی کشورهای عربی است.

تشکیل پیمان دوجانبه نظامی شبیه به سازمان نظامی ناتو که به گزارش وال استریت ژورنال شامل مصر، اردن، عربستان سعودی و امارات متحده عربی می‌شود؛ جریانی جدید ازسوی دولت جدید آمریکا محسوب می شود 

البته گزینه ائتلاف سازی آمریکا علیه ایران رویکرد جدیدی نیست. در واقع ترامپ با همه دیدگاههایش به همان سیاست‌ های قبلی آمریکا تکیه کرده و بازی در سناریوی ایران هراسی را در همان مدار گذشته دنبال می کند. دولت باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا نیز برای رسیدن به همین هدف از واژه ای به نام خطر ایران استفاده کرد و پیش از وی نیز در زمان بوش امریکا، ایران را در لیست محورشرارت قرار داده بود .

یکی از ابزارهای جمهوری اسلامی برای ناامن کردن خطوط مواصلاتی، مین‌های دریایی است. مین یک عامل بازدارنده بسیار قوی در جنگ‌های دریایی محسوب می‌شود و شمار مین‌های نیروهای دریایی سپاه و ارتش از جمله مین‌های پیشرفته «ای ام 52» چینی، دو هزار تخمین زده شده که یک توان نسبی قابل قبول است.

دیگر ابزارهای عمده رژیم جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قایق‌های تندرو و ناوچه‌های توپدار و موشک‌انداز؛ یگانهای سطحی از جمله ناوهای گشتی و ناوشکن‌های مجهز به موشک و اژدر؛ یگان‌های زیرسطحی از جمله زیردریایی‌های «کلاس کیلو» با قابلیت مین‌گذاری و زیردریایی‌های کوچک؛ موشک‌های ساحل به دریا در طول سواحل ایران در کرانه‌های خلیج فارس و دریای عمان؛ عملیات کماندویی برای صدمه زدن به تأسیسات فراساحلی کشورهای عرب؛ و عملیات انتحاری با قایق‌های مملو از مواد منفجره.

تنگه هرمز یکی از بحرانی ترین خطوط دریایی در جهان است که روزانه حدود 18.5  میلیون بشکه تولیدات نفت خالص و تصفیه شده را به سراسر دنیا منتقل می کند؛ تقریبا معادل 20 درصد از کل نفت تولید شده در جهان.

در میان تحلیلگران انرژی، توافق کلی وجود دارد که هر گونه بسته شدن تنگه هرمز منجر به عواقب فاجعه بار برای اقتصاد جهانی خواهد شد.

بالای 40 درصد از کشتی های دریایی در سراسر جهان از طریق تنگه هرمز عبور می کنند که تنها مسیر دریایی از خلیج فارس به دریاها و اقیانوس های آزاد است. اگر تنگه هرمز بسته شود، بازارهای کلیدی و اصلی در آسیا و اقیانوسیه، اروپا، آمریکای شمالی و فراتر از آن، ویران خواهند شد.

"عبیر کاید"، کارشناس مسائل خاورمیانه در دانشگاه هارواد به روزنامه عربی 21 گفت: تنگه هرمز شاهراه صادرات نفت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به شمار می رود و 80 درصد نفت این کشورها از این تنگه صادر می شود. همه کشورهای صادر کننده و وارد کننده نفت از این تصمیم ایران زیان خواهند دید. 40 درصد از تولیدات جهانی از این تنگه عبور می کند. بسته شدن این تنگه به اقتصاد عربستان بزرگترین ضربه را وارد خواهد کرد. عراق و امارات و دیگر کشورها هم از این موضوع زیان خواهند دید و شاید طی مدت زمان کمی اقتصاد نفتی آنها از هم فروپاشد.

مسدود شدن تنگه هرمز، روزانه حمل و نقل حدود 10 تا 15میلیون بشکه از نفت کشورهای جنوبی خلیج فارس را متوقف می سازد که این فاجعه بار خواهد بود.



260 بار دیده شده‌‌


PM:08:37:08/10/2019