جنبش دانشجویی 16 آذر و پتانسیل اتصال آن به سایر جنبش ها

جنبش دانشجویی 16 آذر و پتانسیل اتصال آن به سایر جنبش ها

نویسنده: ژیکان راهنورد

دانشجو در تاریخ همواره به عنوان قشر روشنفکر عمل نموده و در برابر حکومت ها ایستاده است. چون اهل مطالعه و تفکر است و از آنجا که در ابتدای راه زندگی بالغانه است، دلبستگی چندانی به مادیات ندارد که شجاعت مبارزه را از وی سلب کند. ذات و ماهیتش با آموزش پیوند خورده و در موقعیتی قرار دارد که بیشترین کاری که انجام می دهد، آموختن است.

اما اینکه چه می آموزد، ماهیت جنبشش را تعیین می نماید. دانشجو پیش از جمهوری اسلامی، و یا حتی پس از آن تا جنبش سبز 1388، به طور علنی، صدایی برای جریان چپ بوده است از این رو در پیوند ناخودآگاه با قشر مطالبه گر جامعه قرار داشته و وجوه مشترک بسیاری با آن داشته است. اما پس از سال 1388، به دلایلی که پیشتر عنوان نموده ام، جنبش های دانشجویی مسیری متفاوت در پیش گرفت و متاسفانه از قشر ضعیف جامعه فاصله گرفت هرچند این فاصله، در سال 1388 نیز با وجود نقش پررنگ قشر دانشجو در جنبش، حس می شد.

چرا که عده ی زیادی از مردم ایران، به دلیل فرهنگ غالب حاکم ناشی از سیاست های جمهوری اسلامی بی آنکه به علت توجه کنند، ادامه ی تحصیل دادند و قشری را ایجاد کردند تحصیل کرده اما بی تجربه که از نظر ذهنی و ایده آل ها از قشر کارگر فاصله گرفته اما در عمل، تفاوت چندانی با آن ندارد بلکه زمان بسیاری را در مسیری منفعلانه گذرانده که در ایران برایش آینده ی روشنی وجود ندارد. به همین جهت، خرد جمعی جریان چپ، به دو قسمت تقسیم شد: 1- دانشجویان و فارغ التحصیلان بیکار که ذهن آنها با جنبش کارگری همراه نیست. 2- قشر ضعیف جامعه که ذهن و زندگی حقیقی اش به هم نزدیکتر بوده و درک صحیح تر و ملموس تری از شرایط موجود و فشار آن دارد.

این دو نیم شدن جریان چپ، حمایت قشر دانشجو از اصل جریان را منحرف ساخت. درک دانشجوی در حال تحصیل از وضعیت موجود جامعه با دانشجوی فارغ التحصیل بیکار بسیار متفاوت است. اولی همچنان در انتظار آینده ی روشن خیالی بر مفاهیم ساختگی نولیبرالیسم یعنی "موفقیت" تمرکز یافته و سعی در فاصله گرفتن از سیاست حقیقی و جنبش مطالبه گر دارد اما دومی، که به زمان آن آینده ی خیالی رسیده و پوچ بودنش را حس کرده و در زندگی عینی با لمس حقیقت موجود جامعه، از خواب بیدار شده و با نیهلیسمی تحمیلی مواجه شده، خود را به جنبش مطالبه گر عدالتخواهانه نزدیک تر یافته است.

البته تماشای دسته ی دوم، سبب شده دسته ی اول سریع تر این نیهلیسم را تجربه کرده و در تلاش باشد راهی برای آن بیابد که این فرصتی ست که اپوزیسیون می تواند از آن بهره برد.

جمهوری اسلامی تلاش بسیار نموده است تا خرد دانشگاهی را به یک تفکر کودکانه و در بهترین حالت خود، تفکر دبیرستانی تقلیل دهد. بدین صورت که اجازه ی تفکر پویا و حرکت سیاسی را از دانشجو سلب نموده است. سرگرم کردن قشر دانشجو به مطالبه ی حقوق پایه ی خود، سبب تحلیل توان این قشر در تمرکز بر سایر مسائل از جمله مبارزات سیاسی و رشد همه جانبه ی شخصیتی شده است. یکی از نمونه های ساده ی آن، ابلاغ این مطلب به دانشگاه هاست که کلاس های درس باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که حداکثر زمان دانشجو در هفته به حضور در آنها اختصاص یافته و سیستم نمره دهی به گونه ای تجزیه شده باشد که دانشجو برای کسب آن مجبور به تلاشی مضاعف بوده و زمان و انرژی برای دنبال کردن مباحثی خارج از دروس دانشگاهی اش نداشته باشد. همچنین رژیم، با بازگرداندن قوانین دانشجویان ستاره دار، تیر آخر را شلیک نمود: در عمل هر دانشجویی که حرکت سیاسی مخالف نظام انجام دهد، از ادامه ی تحصیل محروم است.

دشوار نمودن دسترسی عوام به تحصیلات، خود از عواملی ست که سبب شده دانشجویان از مبارزات سیاسی فاصله بگیرند. دانشجو به گذشته اش می نگرد و به یاد می آورد که سالها به سختی تلاش نموده است تا در میان سهمیه ی 68% ژنهای خوب جای خود را در دانشگاه باز کند که نمی تواند به راحتی از آن بگذرد. این مسئله اهرم قدرتمند رژیم است برای سرکوب قشر دانشجو در جریان مطالبه گری...

اما سیاست خصوصی سازی آموزش سبب شده است که امروزه دانشجو دیگر فقط همان قشری نباشد که مشغول به تحصیل در دانشگاه است بلکه تفکر سیاسی دانشجو، کسانی را که سالها با امید اندک در روستایی دورافتاده و به دور از امکانات در این نظام تبعیض و رانت تلاش می کنند تا بلکه راهی برایشان به دانشگاه باز شود، نیز شامل می شود.

همین امر، نقطه ی پیوندی است میان قشر دانشجوی دانشگاهی و قشر خارج از دانشگاه. حق تحصیل رایگان که امروزه دغدغه ای همگانی شده، در کنار عدم امنیت شغلی، ظلم، بیکاری، فقدان آزادی بیان و... همه مفاهیمی ست مشترک میان جامعه ی کوچک دانشگاه و جامعه ی بزرگ تر خارج از آن. می توان با تمرکز بر این موضوعات، جنبش دانشجویی را به خارج از دانشگاه تعمیم داده و بدون نیاز به یک تاریخ مشخص به عنوان بهانه ای برای برپایی اعتراض، در هر زمانی هماهنگ با جامعه وارد اعتراض شد.

اما مشکلی مهمی که با آن سرو کار داریم، فقدان رهبری ست. همان طور که در جامعه، فقدان رهبری منسجم اعتراضات، سبب شکست جریان های سیاسی شده، در داخل دانشگاه نیز، با فقدان رهبری قشر دانشجو رو به رو هستیم. قشری که پتانسیل بسیار بالایی برای شکل دهی به اعتراضات و شروع تظاهرات دارد اما چگونگی آن و روش صحیح مبارزه را نمی داند. ناامنی تشکل های دانشجویی که پیشتر به آن پرداختم، سبب شده دانشجویان به احزاب اپوزیسیون روی آورند و علاقه ی آن ها به پیوستن به احزاب دو چندان شود.

از آنجا که دانشجو اهل مطالعه و پرسش است، ماهیت گفتمان حزبی دقیقا همان اهرمی است که می توان در جذب از آن استفاده نمود. اگر نفوذ حزب ما و گفتمانش در این قشر افزایش یابد، می تواند ما را به نقطه ی جدیدی از موقعیت ارتقا دهد. دانشجویان مخالف رژیم به دلیل عدم آگاهی درست و دقیق از اهداف و گفتمان احزاب مختلف، دچار سردرگمی بوده و در حالت سکون قرار دارند اما یک پتانسیل بالقوه در این قشر نهفته است که هر حزبی می تواند هماهنگ با اهداف خود، آن را بالفعل نماید.

قشری که پس از جنبش سبز در سکوت و سردرگمی فرورفته را می توان با یک رهبری خوب به نیروی میدانی ارزشمند تبدیل کرد. حزب ما این پتانسیل را دارد که از میان این قشر، جمعیت زیادی را به خود جذب کند. در کل در شرایط فعلی از نظر اینجانب، قرار گرفتن در پشت مطالبات و خواست های گروه های خرد به طور جداگانه، سبب تجزیه ی قوای حزب می شود. در صورتی که بتوان با برنامه ریزی وسیع تر و دقیق تر، دامنه ی فعالیت مخفی را گسترش داد و در زمان مناسب مبارزات گروه های مختلف را به هم متصل کرد، میتوان انتظار نتیجه ی بهتری را داشت. برای مثال اگر پس از گسترش گروه های تحت پوشش، اعتراضات مطالباتی همه ی اقشار را حتی به طور جداگانه، همزمان برگزار کرد، می توان از پیوند آنها با یکدیگر، استفاده نمود.

راه آسان آن استفاده از مناسبت روز دانشجوست که البته به نظر می رسد آمادگی لازم برای آن هنوز وجود ندارد. اما نکته اینجاست که در صورت توسعه ی بینش میان دانشجویان و آموزش سیاسی آنها به روش صحیح، می توان آنها را به جنبش های اقشار مختلف پیوند زد. شاید معلمان، کشاورزان، کارگران و ... خود را از جنبش دانشجویی جدا بینند اما جنبش دانشجویی مطالبه ی واحدی ندارد که آن را محدود سازد از این رو قابلیت پیوند با جنبش های دیگر را داراست که هر زمان می توان از آن استفاده نمود...



406 بار دیده شده‌‌


AM:09:15:07/12/2019