"خاتمی" نفس مسیحایی نیست، تنفسیست مصنوعی!

اردلان فرجی
طی روزهای گذشتە "محمد خاتمی" رئیس جمهور پیشین جمهوری اسلامی ایران، پدرخواندە اصلاح طلبان حکومتی و چهرەی ممنوع التصویر بە دستور مسئولین جمهوری اسلامی ایران، طی یک سخنرانی در افطار ماه رمضان دوبارە در رسانەها نمایش در آمد.

محمد خاتمی در سخنرانی خود کە گویی هماهنگی از پیش انجام شدە ای با علی خامنەای داشتە باشد، از خصوصیات بارز امام حسن مجتبی دومین امام شیعیان، کە شامل نرمی و پرهیز از خشونت و همچنین شخصیتی اهل صلح و سازش است، سخن بە میان آورد.

بر همە آشکار است کە سخن از امام حسن و متُد و راهکارهای ایشان بە معنای الگو قرار دادن ایشان برای اعمال سیاست سازش و کنار آمدن است. جمهوری اسلامی در طی  ٤٠ سال گذشتە هموارە بر این کوشش بودە است کە شخصیت امام حسین، امام سوم شیعیان کە شخصیتی سازش ناپذیر و اهل تسلیم نشدن بودە را در مقابل خط و متُد امام حسن برجستە  کند.

با در نظر گرفتن آشنایی با دو خط امام حسن و امام حسین در سیاست جمهوری اسلامی، برای خوانندگان و مخاطبان، بر خود می دانیم کە از تحلیل بحث مذکور، بپرهیزم و نوشتە حاضر تحلیل ظاهر شدن محمد خاتمی و نمایش وی می باشد.

در شرایطی کە جمهوری اسلامی غرق بحران های تودرتو، پیچیدە و غیرقابل حل می باشد، پرسش اصلی این است کە علت بە نمایش درآمدن دوبارەی محمد خاتمی چیست؟

در شرایطی کە اصلاح طلبان بە طور کل از میان برداشتە شداند. یا با حاکمیت همسو و همراە شدەاند و بە تعبیر امروزیشان استمرار طلب شدەاند و یا بخش عمدەی از آنان رادیکال شدە و عملکرد آنان همسو با اپوزسیون سرنگونیخواە جمهوری اسلامی طبقەبندی می شود، کە در ادبیات سیاسی امروزی "برانداز" هستند، دوبارە بە میدان آوردن محمد خاتمی با چە هدفی انجام گرفتە است؟

جدای از گمانە زنی هایی کە از مفهوم سخنان خاتمی می توان زد کە صحبت، از آشتی ملی و اتحاد و هم بستگی در میان دایرەی قدرت بە میان آورد و بحران کنونی حاکم بر جامعەی ایران را همچون فرصتی می بیند، هدف از این سخنان تنها یک چیز می تواند باشد و آن این است کە: گویا محمد خاتمی حرفی برای گفتن دارد کە هم از جانب حاکمیت و هم از جانب مردم (بدنە اجتماعی اصلاحطلبان) گوش شنوای دارد و شنیدە می شود.

اما بە ر‌غم فهم و انتظار محمد خاتمی بر سر این موضوع، خاتمی و اصلاح طلبان کە بە مدت ١٥ سال است از دایرەی قدرت و حکومت دور نگه داشتە شدە است، حرفش خریداری نداشتە و گوش شنوایی نیز برایش نخواهد بود.

حتی زمانی کە سال گذشتە خاتمی از "آشتی ملی" صحبت کرد و بعدن خامنەای در رد سخنان وی گفت: "مردم کە با هم قهر نیستند کە از آشتی ملی حرف می زنید"، گمان می رود این بار زحمت رد کردن سخنان خاتمی را نیز بە خود ندهد. بدین معنا سخنان خاتمی در حاکمیت خریداری نخواهد داشت.

از دیگر سو، بە دنبال کشتار و جنایات جمهوری اسلامی در مقابل اعتراضات مردمی در دو سال گذشتە خصوصا، اعتراضات آبان ماە ٩٨ کە از طرف خاتمی این اعتراضات را "آشوب" و مردم معترض را "اغتشاش گر" خواند، اصلاح طلبان و شخص خاتمی بیش از پیش در انظار عموم مردم ایران منفور و مترود شداند، گمان نمی رود این سخنان خاتمی راە بە جای در گوش مردم پیدا کند. 

اما شاید خاتمی می خواهد در این میانە می تواند با این سخنان برای اصلاح طلبان بازار گرمی کند، دوبار این جریان را زندە کند و اصلاح طلبان بار دیگر بە دایرەی حاکمیت باز گرداند، بی توجە بە اینکە این کار دمیدن نفس مسیحایی نیست، بلکە تنفس مصنوعیست بە پیکر بی رمق و سرد اصلاح طلبانی کە از خیلی وقت پیش نسخەشان از طرف حلقە حاکمیت جمهوری اسلامی پیچیدە شدە است.

اگر چە نمی توان دیدگاهی منبی بر اینکە احتمالن در جمعی از اصلاح طلبان با جمعی از اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری آیندە مشترکن از نامزدی کاندیدی مشخص حمایت کنند کە از این طریق ضمن خوش خدمتی بە نظام راهی بە بازی قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی پیدا کنند.

 
در کل با تمام این تفاسیر خاتمی می خواهد این پیام را بە خامنەای و حلقە تنگ حاکمیت ارسال دارد کە اگر امروز خامنەای سخن از صلح بە شیوەی امام حسن می راند، چرا این تنها صلح و سازش با شیطان بزرگ -آمریکای جهانخوار- باشد و نە با اصلاحطلبان همراە و مدافع نظام خیر؟!

307 بار دیده شده‌‌


PM:07:40:14/05/2020