تکثیر آقازاده

تکثیر آقازاده

بابک ناصری

نظام برخورداربودن ازتفکر تکنو کراسی آنجا که آشفتگی و هرج و مرج در اداره امور کشور موج می زند، می تواند نسخه واجب الاجرایی باشد. این شاید اولین گام برای مدیریت آنی توصیه شود. اما بی تردید به زعم اقتصاد دان و کارشناس مسائل ذی ربط راه های دیگری نیز به اقتصاد بیمار و تک محصولی می توان ارائه داد تا بحران مدیریت شود.

البته غرض از پیش کشیدن مقدمه این بحث پرداختن به خلط مبحثی است که واژه ترکیبی تکنو کرات در این سال ها در نظام جمهوری اسلامی به غلط بدان اشاره می شود.

عدم شفافیت در بازه اقتصادی حاکمیت جمهوری اسلامی و پر رنگ کردن نام های بدلی چون محمد باقرقالیباف که اکنون در صدر قوه مقننه بر مسند ریاست نشسته اند، یکی از همین امتیازهایی ست که دستگاه حاکمیت برای خود نام گذاری می کند.

در هنگامه سانسور و ممیزی رسانه و ارباب جمعی مطبوعات که هر باردست به افشاگری زده در پاسخ با قوه قهریه مواجه شده، نمی توان کلاف سر در گم اقتصاد و سیاست را با استانداردهای بین المللی سنجید.

پدیده آقازاده گی هم با همین آشفتگی پیوند خورده و تبدیل به حقیقتی انکار ناپذیرشده.

استفاده نادرست از دایره واژگان سیاسی امری ست مرسوم که باید آن را در نظام حاکم طبیعی تلقی کرد. سرمایه های کلان حاصل از فروش نفت طی این سال ها به جای آنکه به چرخه اقتصاد و تولید داخلی برای سامان بخشیدن به اوضاع معیشت مردم تبدیل شود، راه به جای دیگری برده.

پدیده آقازاده گی هم ازین قائده مستثنی نبوده و از جمله نابه هنجاری های موجودیت جمهوری اسلامی به حساب می آید. با گشتی کوتاه در فضای مجازی امروزنمونه های مختلفی از تولید این دست آدم ها می توان به عینه مشاهده نمود. تکنوکرات های تقلبی که رسانه جمعی حاکمیت در مشروع بخشیدن به وجودشان نقشی موثر را امروزه روز به عهده گرفته است.

اصطلاح ژن خوب که در آغاز با گفتگوی نامربوط و بیهوده تلویزیون با پسر خلف عارف بر سر زبان ها انداخت و ساشای سبحانی در عرضه کردن اتومبیل ها و دارایی های باد آورده خود به رخ خلق الله کشید در راستای همین آشفتگی سیاست و کشورداری حاکمیت بود.

این در حالی ست که تکنوکرات واقعی آن دسته متخصصین ودانش آموختگان زبده ای باید نامیده شوند که در این وضعیت هیچگاه بر مسند ریاست و مدیریت نمی نشینند و با داشتن ذهن و تفکری ناب و خلاق جلای وطن می کنند تا مسیر آینده خود را در سرزمینی غیر از سرزمین مادری خود جستجو کنند.

پدیده مذموم آقازاده گی مانند بسیاری از اصطلاحات نامرسوم دیگرتاریخ تولد خود را مدیون مسئولین و رانت خواران دستگاه حاکمیت بوده و همین آبشخور همچنان زالو وار از جریان اندک خون مردم تغذیه می کند.

تغذیه ای غیرانسانی با وجود فقیر کردن بیش از هشتاد درصد جامعه پویای ایران که این روزها تنها دغدغه اش سپری کردن روز به شب است تا بی امید به فردایی هولناک برسد.

اعتراض هایی که با آگاه بخشی طیف اندک رسانه مجازی(آن هم در نطفه خفه می شود و سرکوب در انتظار اوست!) صورت می گیرد و راه به جای امید بخشی نمی برد.

جمیعت اندک حاکم با تسری خرافه و جهل بر مبنای مذهب همچنان به تکثیر این پدیده(آقازاده) ادامه می دهد و انگار هیچ مانعی بر سر راه احساس نمی کند و راه حل را در سرکوب می یابد.

در جامعه یاس و ناامیدی جاری ست ودستی از جهان دیگر نیز یاری رسان نیست و توهمی بیش تلقی نمی شود. به قول فروغ فرخزاد در شعر تولدی دیگر؛ نجات دهنده در گور خفته است؛ نباید امید تولدش را از گور به انتظار نشست.

هیچ قدرت جهانی نیز بدون نگاه مطمع به این سرزمین بر میز مذاکره با حاکمیت جمهوری اسلامی نخواهد نشست و داشتن چشم امید به غیر هم اشتباهی فرساینده و مرگبار در بلند مدت در پی خواهد داشت.

راه نجات همین جاست، آدرس را اشتباه دنبال نکنیم.


246 بار دیده شده‌‌


AM:09:14:20/09/2020