کشتن زنان به هر بهانه ای محکوم است

کشتن زنان به هر بهانه ای محکوم است

تنظیم: آرام محمدی

آسونیوز- طی روزهای اخیر یک شهروند زن ٢٥ ساله با هویت (سونیا دهقان) فرزند کیوان از اهالی شهرستان سردشت توسط اعضای خانواده اش به قتل رسیده است.

بر اساس گزارشات، نامبرده تحت نام دفاع از ناموس و شرف از سوی برادر و یکی از پسر عموهایش به قتل رسیده، و گویا این اقدام غیرانسانی با اطلاع قبلی پدر خانواده صورت گرفته است.

در ضمن، جسد سونیا برای کالبد شکافی به بیمارستان خمینی شهرستان ارومیه منتقل شده.

پیشتر نیز مواردی از قتل و یا کشتن زنان از سوی افراد نزدیک و یا درجه دو خانواده، دوست پسر و دیگر اقوام طایفه صورت گرفته و متاسفانه طی سال های اخیر افزایش داشته و تا کنون هیچ تلاش جدی از سوی نهادهای مرتبط حکومتی در راستای ممانعت از این اقدام شنیع صورت نگرفته است.

اگر نگاهی گذار و کوتاه نیز به قانون اساسی که نشات گرفته از مذهب و تحت لوای مرتجعین دینی تدوین شده، داشته باشیم، خواهیم دید که زنان در هر شرایط و موقعیتی به عنوان جنس درجه دوم شناخته می شوند و از حق هرگونه دفاع و اظهار نظر در مراجع قضایی و تا حدودی اجتماعی نیز محروم بوده اند. زنان به عنوان بازو و ستون های اصلی در جامعه نقش بسزایی در ساختار و شاکله ی فرهنگی و اقتصادی ایران رادارا می باشند، اما و متاسفانه با گذشت بیش از٤١ سال از حکومت اسلامی، زنان همواره مورد تعرض جنسی و روحی قرار دارند.

در هر جامعه ای، قانون به عنوان متولی و اجرا کننده احقاق حقوق شهروندان بوده، اما در رژیم جمهوری اسلامی که تحت نفوذ و لوای مذهب بوده، قوانین در مورد قتل، کشتار، تجاوز اعمال شده علیه زنان به واقع اجرا نمی شود و بلعکس، قوانین ناکارآمد در مجلس در مورد حقوق این قشر از جامعه و یا دستگاه قضایی که خود نافی و ناقض حقوق زنان بوده، عملن در این راستا هیچ اقدام جدی صورت نداده و نخواهند داد.

قتل زنان در ایران و کردستان از سوی افراد خانواده و یا اقوام و دوستان، زندگی آنان را با مخاطره ی جدی روبرو کرده، و متاسفانه در بیشتر موارد، قوانین جزایی ایران دست قاتلان و ضاربان را در کشتار زنان بازنگه می دارد. گاهن نیز مشاهده شده که در برخی از مناطق، به سبب این که کشتن و قتل زنان در میان طوایف مختلف به خونخواهی تبدیل نشود، به رسم سنتی و عشایری مشکلات مابین دو طرف و با پرداخت پول و یا موارد دیگر حل و فصل می شود، که خود این موضوع نیز باید ریشه یابی و واکاوی شود.

در زمانی نه چندان دور در کردستان که تا کنون نیز مستمر و بردوام است، زنان به عنوان پیشاهنگ مبارزات مدنی و حتی مسلحانه در مقابل دیکتاتوری رژیم جمهوری اسلامی و همچنین جامعه مردسالارانه که یکی از ده ها ابزار در سرکوب زنان نیز بوده، ایستادگی کرده اند و دوشادوش مردان کوچه و خیابان ها را به خروش و لرزه درآورده اند و در مقابل کوچک ترین تعرض و نابرابری مقاومت کرده اند.

زنان به عنوان پیشقراولان مبارزات مدنی و سیاسی، به عنوان سرمایه های فرهنگی و حتی اقتصادی در جامعه ی امروز ایران و کردستان و حال نیز با توجه به متغیر بودن بافت قدیمی و سنتی شهرها و روستاها و تغییر در فرهنگ و مناسبات روزمره مردم، حرکت و اقدامات خودجوش و مستمر زنان در فعالیت های مدنی و اجتماعی، باید در جهت تغییر در کشتار و قتل زنان صورت گیرد.

زنان در جامعه کردستان، تحت هیچ شرایطی نباید تن به قربانی بودن بسپارند و برعکس، تلاش مضاعف تری را در جهت تحقق اهداف و برابری بکار گیرند و خود را مُحق به یکسانی بدانند. حال نیز علیرغم مشکلات عدیده ای که حاکمیت، نهادها و افراد و نهادهای وابسته به آن در کردستان بوجود آوره اند، باید علیه ابزارهایی که در کردستان بر علیه زنان بوجود آورده اند، برخاست. باید در راستای فرهنگ زن ستیزی گام برداشت و در تقابل با قتل زنان در قالب "قتل های ناموسی" و یا به هر بهانه دیگری برآمد و شعار "نه به کشتار زنان" را برجسته تر نمود.

بدون شک، ارج نهادن به کرامت زنان در هر جامعه ای، نیاز به فرهنگ سازی دولت ها و همچنین رعایت حقوق زنان در عرصه های مختلف دارد. اما و متاسفانه در ایران، به سبب زمامداری حاکمه ی رژیم جمهوری اسلامی، این مُهم تا کنون تحقق نیافته و با وجود تسلط این رژیم در آینده نیز تحقق نخواهد یافت، مگر با همت و تلاش فراگیر و همه جانبه زنان و مردان ایرانی و کردستانی.

در جوامع سنتی، زن را وابسته به مرد می دانند. این وابستگی در روندی اجتماعی منجر به بردگی زنان می شود به طوری که در جوامع مذکور، کل وجود زن در اختیار مرد است و مرد نیز در ارتباط با سرنوشت زن حق دخالت و تصمیم گیری دارد و زن به عنوان مایملک مرد محسوب می شود.

قتل های به اصطلاح ناموسی نیز به عنوان یکی از انواع خشونت علیه زنان به بهانه های مختلفی همچون دفاع از "شرف و ناموس" صورت می گیرد. این امر در مناطق ی از ایران و کردستان بیشتر مشاهده شده. کشتن، سوزاندن، سنگباران و... که امروزه گاهن در جامعه در مورد زنان با شدیدترین نحو ممکن اعمال می شود، محکوم است. کشتار زنان در هر قالبی که باشد، برگرفته از فرهنگ عقب ماندگی و تجرد و تحجر بوده و در جامعه، این فرهنگ به نوعی برگرفته از فکریت و آیدولوژی مذهبی است.

بر اساس ماده ٢٢٠ قانون مجازات اسلامی، پدر و مادر از قصاص معاف هستند. از طرف دیگر، اگر دختری به دست برادر و یا عمو و دیگر بستگان به قتل برسد، اولیای دم باید پیگیر قضیه باشند که در اکثر موارد، پیگیری صورت نخواهد گرفت که خود این مسئله جای بسی تامل دارد.

در همین ارتباط، فعالین مدنی و نهادهای مردمی می توانند برخی از رویه های پنهان خشونت علیه زنان را نشان داده و به فرهنگ سازی بپردازند. شاید حضور این نهادها نیز به علت اعمال فشار از سوی ارگان های امنیتی و حکومتی از تواناجرایی لازم برخوردار نباشند. لذا فعالین عرصه زنان، کنشگران اجتماعی، توده های مختلف مردمی، فعالین سیاسی در اقصی نقاط کردستان می توانند با هدف ممانعت و جلوگیری از قتل زنان در کردستان تمام تلاش و همت خود را بکار گیرند و در راستای فراگیر کردن جنبش های ضد فرهنگی در قالب و قاموس کشتار و قتل زنان حرکت نمایند.

در نهایت این پرسش مطرح می شود که، علیرغم این که بیش از ٤٠ سال از سیطره ی رژیم جمهوری اسلامی می گذرد، آیا در کردستان و ایران، به حقوق اجتماعی و قانونی زنان که بیش از نیمی از جامعه را در برمی گیرند، به دیده احترام نگریسته شده است؟


183 بار دیده شده‌‌


PM:05:25:17/01/2021