مناظره های انتخاباتی، تخدیر شعور همگانی

مناظره های انتخاباتی، تخدیر شعور همگانی

نویسنده: سوران سلیمی

در دنیای امروز و در کشورهایی که به اشکال گوناگون انتخاباتی-چه واقعی وچه فرمایشی- برگزار می شود، مناظره های تلویزیونی نامزدها به بخش لاینفک این پروسه تبدیل شده و حتی می توان ادعا نمود این نمایش را که من "تبلیغات شو" می نامم تاثیر نهایی و اصلی را بر آراء عمومی داشته و نتیجه ی نهایی انتخابات را رقم می زند. در واقع ترکیبی از توانمندی تیم مشاوران هر یک از کاندیداها و البته تبحر و سخنوری آنان است که در نهایت می تواند برگ برنده را به ارمغان بیاورد و البته ناگفته پیداست این واقعیت منتج از واقعیتی بزرگتر یعنی کارکرد بدون چون و چرای "رسانه" در عصر حاضر است. اگرچه در بیشتر موارد می توان میزان اثرگذاری نامزدها را نتیجه ی عملکرد آنان در این مناظره ها و در جهت نفوذ به ساختار و سازمان روانشناختی رای دهندگان تلقی کرد و نه صرفا برنامه های واقعی آنان در آینده، اما بی تردید در کشورهای آزاد این مناظره ها نه تنها هزینه ای بر گرده ی سیستم سیاسی تحمیل نمی کند بلکه به عکس می تواند موجبات غنای بیشتر دمکراسی موجود شود به گونه ای که "تولرانس" و "تعامل" گروه های مختلف اجتماعی-سیاسی را به سطحی توسعه یافته تر رهنمون ساخته و در مواردی حتی بستر همگرایی منافع کاملا متضاد را با هدف تامین سعادت و کامیابی هرچه بیشتر شهروندان فراهم سازد. در این میان در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نیز انتخاباتی برگزار می گردد- شرعیت یا آزاد بودن یا نبودن آن مورد بحث این نوشتار نیست- و در تعقیب روش های مرسوم جهانی و تاثیرپذیری از قدرت رسانه و تکنولوژی، حکومت اقدام به برگزاری مناظره های تلویزیونی میان نامزدهای پست ریاست جمهوری می نماید. از نگاه یک فرد ناآشنا به مسائل ایران این امر بسیار طبیعی و حتی مترقی و در راستای تامین حقوق دوسویه ی "شهروند-نامزد" تلقی می گردد یا به نظر می آید، اما پرسش این است واقعا در نظام به شدت ایدئولوژیک اسلامی و در یک سیستم کاملا بسته و تمامیت خواهانه، حکومت چه اهدافی را در پشت پرده ی این مناظره ها تعقیب کرده و البته چه هزینه هایی را نیز متقبل می نماید؟ در واقع مساله ی اصلی محاسبه ی میزان سود و زیان نظام اسلامی از برگزاری این "تبلیغات شو" های تلویزیونی است. اگرچه در این جستار کوتاه نمی توان به تحلیل همه جانبه ی این مبحث پرداخت ولی تلاش داریم تصویری اجمالی از واقعیت حاکم بر این سیاست ارائه دهیم.

در نظامی بسته که همه چیز حول تامین منافع سیستم، بقاء و تداوم آن و البته تبعیت بدون چون و چرا از سردمداران آن چرخیده و هر انتقادی ساختاری و گاها از سوی گروه های ذینفع منجر به حذف فیزیکی می شود مضحک خواهد بود اگر هدف این مناظره ها را "آگاهی بخشی" به رای دهندگان دانسته و انتظار داشته باشیم خروجی این نمایش دلفریب نقد سیستم حاکم باشد که البته این مهم در این سیستم های "تابویی" امکانپذیر نخواهد بود. واقعیت این است که نظام توتالیتر بر "کمیت" بیشتر از "کیفیت" تاکید می ورزد، این بدان معناست که هرچه تعداد رای دهندگان بیشتر باشد دست نظام برای مانورهای بعدی بازتر خواهد بود. در عرصه ی داخلی رای دهنده ی بیشتر به معنای سرکوب های بیشتر بعدی و در فضای خارجی افزایش قدرت چانه زنی حکومت در بازی های بین المللی خواهد بود. البته دلیل بسیار واضح است: رای دهنده ی بیشتر به معنای مشارکت بیشتر است و این به نوبه ی خود تایید سطحی از دمکراسی در یک سیستم توتالیتر است، کمدی "غم انگیزی" که در عصر حاضر به حال احتضار افتاده است. به مناظره های نامزدهای شش گانه ی ریاست جمهوری اسلامی ایران نگاهی بیاندازیم، تمامی این شش نامزد در 4 دهه ی گذشته هر یک دارای پست های حساسی بوده اند، از معاونت جنگ گرفته تا دادستان و معاونت دادستانی، از ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک نظام اسلامی تا معاونت ریاست جمهوری، از فرماندهی جنگ گرفته تا ریاست پلیس یک نظام "پلیسی". هر یک از این نامزدها در اداره ی این سیستم در عالی ترین سطوح آن نقش های عمده ای بر عهده داشته اند و این بدان معناست که آنچه در این حکومت بعد "عینی" یافته است بی تردید بر آن صحه گذاشته و اگر آمر یا فاعل آن نبوده باشند مطیع و مؤید آن بوده اند. پس یا باید سطح مناظرات را تا حد یک گپ و گفتگوی درون "سیستم"ی تنزل بدهیم یا اینکه کلیت آن را در جهت بقاء نظام و گروه های ذینفع مورد تلقی قرار دهیم.در هر دو حالت ما با یک پدیده ی بسیار طبیعی مواجه هستیم و آن حفظ منافع نظامیست که نه بر پایه ی "سعادت" همگانی بلکه برای ابقاء سیستمی است که ستون های ایدئولوژیک خود را بر تصورات انتزاعی بشر جهت ارضاء میل تاریخی اش برای دست یازیدن به تکیه گاهی مطمئن ولی خیالی و افیونی نادیده به نام "آسمان" بنا نهاده است. از این منظر نمی توان تصور کرد که مباحثات ارائه شده در این مناظرات هدفی جز تحمیق توده ی انسانی "افیون زده" داشته باشد، این بدان معناست که هر یک از نامزدها اگر بتواند تعادلی میان منطق بشری و ذهنیت "محافظه کار" انسان شرقی ایجاد و به او نوعی اراده ی کاذب تصمیم گیری ارائه داده و او را همپای الهه ی حاکم بر سرنوشت انسانی القاء نماید برنده ی این "ماراتن" از پیش باخته خواهد بود. از این منظر تنها هدفی که این مناظرات مورد تعقیب قرار می دهند فقط تخدیر ذهن و تحمیق اندیشه ی شهروندی ست، شهروندی که همزمان با واقعیت های ملموس جهانی بیش از هر زمان دیگری در ارتباط بوده و آنها را می بیند، می شنود و لمس می کند.

اگر پایه ی بحث خود را واقعیت های فوق قرار داده و بپذیریم که سیستم توتالیتاریسم ملاک مشروعیت بخشی خود را همانا عدد و علم حسابداری- آن چنان که مورد تخطئه ی مارتین هایدگر است- می داند، پس آشکارا رژیم اسلامی در پس این مناظره های به ظاهر بسیار روشنگرانه تنها یک هدف را دنبال می کند و آن افزایش سطح مشارکت عمومی در این همایش "تراژیک" است. لذا نمی توان پذیرفت قصاب اعدام های "1367" به یک روزه تبدیل به حاکمی عادل و دمکرات شود و بخواهد یک شبه ملیت های ایرانی را به ساحل رستگاری و خوشبختی رهنمون سازد و یا خلبان چماق به دست تیر 1378 دچار تحول عقیدتی شده و بخواهد در آغوش نظام ولایت فقیه، عدالت اجتماعی را آن هم منطبق بر مفاهیم شرقی به اجرا بگذارد. البته داستان دو نامزدی که نقش عروسک خیمه شب بازی را ایفا کرده و معاون اول رییس جمهور نیز بخشی از این تسلسل نه بیمار بلکه "جاه طلبانه"ی نظام اسلامیست. در نهایت اینکه نمی توان اثرات دروغین روانی این مناظرات بر آراء عمومی را انکار نمود، اما باید برای آگاهی بخشی واقعی به توده های مردم دست پیش گرفته و تلاش نمود آنچه نظام اسلامی با تکیه بر امکانات مادی و حقیقت وجودی بشر در پی دست یازیدن به آن است، از راه تحلیل، تجزیه، طراحی و اجرا و مدیریت روش های نظام مند خنثی کرد.



739 بار دیده شده‌‌


AM:06:45:07/05/2017