کورد و فدرالیسم

کورد و فدرالیسم

تنظیم: هیرش رهنورد
فدرالیسم سازماندهی و همبستگی کشوری است کە از دو واحد سیاسی، فدرال مرکزی و ایالتی تشکیل شدە است.
رویداد ها و اتفاقات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اخیر موجب شدە کە در برخی از کشور ها فدرالیسم را مبنای پیشرفت و گریز از مشکلات در آن جامعە بنا بە نوع نیاز، بە میزان و درجات مختلف بر گزینند. 
تغیر جهت بە سوی فدرالیسم یا جا بە جایی قدرت از مرکز بە ایالات، علاوە بر استقلال سیاسی ایالات بە مردم اجازە خواهد داد تا قدرت تصمیم گیری در مورد زندگی روزمرە خود را در اختیار بگیرند.

مردم آمریکا اولین کشوری بودند، بە فدرالیسم تغیر جهت دادند آنها متوفق القول بر این باورند کە فدرالیسم مدافع حقوق فردی آنان است.
از دیگر نمونە های موفق سیستم فدرالی می توان بە کشورهای سوئیس، کانادا، روسیە، هند، امارات، آلمان و ... اشارە کرد.


از آنجا کە ایران هم کشوری چند ملیتی و همە رنگ است کە بە شیوە سنترالی یا متمرکز ادارە می شود و با نگاهی بە گذشتە تاریخی آن می توان بە این حقیقت رسید کە ملت کورد هم مانند دیگر ملیت های غیر فارس مورد تبعیض قرار گرفتە اند.

آمارهای گوناگون بە جمعیت ٣٠ تا ٤٠ میلیون نفری کورد ها اشارە می کنند اما بە دلیل نداشتن دولت هنوز حتی آمار دقیقی از جمعیت کورد ها وجود ندارد، این مردم از لحاظ نژاد، ملیتی مستقل هستند کە در جغرافیای ایران، عراق، سوریە، ترکیە و بخشی از ارمنستان زندگی می کنند و شمار زیادی هم بە دلایل مختلف بە مناطق امن تر مهاجرت کردە اند.

مسئلە ملی کوردها بە جنگ چالدران میان "صفویان" و "عثمانیان" در سال ١٥١٤ میلادی بر می گردد، در آن جنگ "عثمانیان" بر "صفوییان" پیروز شدند و"تبریز" پایتخت "صفویان" را تسخیر کردند، اما بە این دلیل کە کورد ها بیشتر مسلمان اهل سنت بودند و "ادریس بدلیسی" یکی از روسای عشیرەای آن زمان ارتباط نزدیکی با "عثمانیان" داشت، در این جنگ کوردها طرف عثمانیان بودند و بە همین دلیل حاکمیت مناطق کورد نشین را بە شکل خود گردانی در چهارچوب حاکمیت عثمانی بە ادریس بدلیسی دادند، بعد ها کە صفویان ارتش خود را تقویت نمودند در یک توافق مخفیانە بە اسم "آماسیا" در سال ١٥٥٥م مناطقی کە در اختیار کوردها قرار گرفتە بود بین عثمانی ها و صفویان تقسیم گردید و بعدها توافق ١٦٣٩ توافق "زاهایی" و چندین توافق دیگر کە همگی بە زیان کوردها بودند، تصویب گردید. آخرین آن ها توافق لوزان بود کە در سال ١٩٢٣ امضا شد.

توافق سایکس پیکو در سال ١٩١٦ کە برای تقسیم جغرافیای تحت سلطە ی عثمانی ها امضا شد، سال ١٩١٨ زمانی کە متحدین بر متفقین پیروز شدند، باعث شد کە دولت عثمانی ها بە چند کشور کوچکتر تقسیم شود. 
و توافقی را انجام دادند کە در آن عثمانی ها حق حاکمیت بر کوردها و عرب ها را نداشتند، در آن زمان شریف پادشاه نمایندگی کوردها را در دست داشت اما بعد ها در تاریخ ١٩٢٣ کمال آتا تورک جمهوری ترکیە را اعلام نمود و تمام مناطق کورد نشین را تسخیر کرد.

از آنجایی کە هر ﺷﮑﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﮏ دارای ﺗﻀﺎد ﺧﺎص ﺧﻮد و ﻣﺎهیت ویژە ﻣﯽ ﺑﺎﺷند.
هم مانند عمل و عکس العمل در مکانیک و ترکیب دو اجزا در شیمی و مبارزە طبقاتی در اجتماع و در جنگ، تعرض و تدافع، پیشروی و عقب نشینی، پیروزی و شکست، اینها همە پدیدە های متضادند کە وجود هر یک بستگی بە آن یکی دارد، رابطە متقابل بین اضداد موجب بە وقوع پیوستن جنگ و تکامل آنها جنگ را بە پیش می راند و مسئلە جنگ را حل می کند.

در کوردستان هم در تضاد با دیکتاتوری هموارە جنبش هایی متولد شدە اند کە الهام گرفتە از شرایط تاریخی و اجتماعی آن جامعە بودە اند، منجملە قیام اردلان در سال ١٥٣٨ تا قیام عبداللە نهری. از دیگر قیام های کورد می توان بە قیام ایلول بە رهبری ملا مصطفی بارزانی کە دستاورد آن توافق حکومت عراق با کوردها در سال ١٩٧٠ و دادن حق اتونومی بە کوردهای عراق بود اشارە کرد کە بعد ها توسط رژیم تازە بە حکومت رسیدە بعث سرکوب گردید، کوردها در ایران در سال ١٩٤٦ جمهوری کوردستان را تشکیل دادند اما بسیار زود از طرف حکومت پهلوی سرکوب گردید و در سال ١٣٥٧ بعد از سقوط پهلوی مناطق کورد نشین توسط احزاب کوردی بە شیوە ی دموکراسی ادارە می شد اما رژیم تازە بە دوران رسیدە جمهوری اسلامی چشم بە دیدن این آزادی را نداشت و در مرداد١٣٥٨ علیە ملت کورد فتوای جهاد اعلام کرد و مردم کورد را در بوتە ی آزمایش دیگری قرار داد.

نمونە های تاریخی بسیاری در مورد جنبش های اعتراضی مردم ستم دیدە کورد در تضاد با منافع حکومت های دیکتاتور و سرکوبگر در طول تاریخ موجود است کە شاید در این نوشتە نتوانیم بە همە جوانب آن بپردازیم اما با درس گرفتن از نمونە های تاریخی اخیر هم مانند؛ خروج نیروهای روسیە از جمهوری آن زمان کوردستان و خروج چند روز پیش نیروهای آمریکایی از سوریە کە قبلا متحد کوردهای آن منطقە بود و بی طرفی قدرت های جهانی در زمان حملە ی جمهوری اسلامی بە آزادی های کوردستان ایران و همچنین حملە شبە نظامیان شیعە جهت سرکوب رفراندوم کردستان عراق، بە ما می آموزد کە ما برای دست یافتن بە منافع و آرمان های خود علاوە بر اینکە باید توجە و حمایت جامعە جهانی را جلب کنیم باید این اصل را در نظر بگیریم کە تنها ضامن موفقیت ما تعین استراتژی درست و اتحاد مردم و احزاب کوردستان است.

با گذشت زمان و تغیرات سیاسی و اجتماعی و روند رو بە پیشرفت دموکراسی، جنبش های رهایی بخش کورد نیز سعی کردند خود را با این متد از روند رو بە پیشرفت هماهنگ کنند و همین امر نیز موجب تغیر در تعین استراتژی و برنامە و ساختار رهبری این جنبشها شدە است.

در همین باب عبداللە مهتدی یکی از رهبران برجستە ملت کورد در ایران می گوید کە : ما خواهان یک ایران آزاد، دموکرات، سکولار، کثرت گرا و در عین حال فدراتیو هستیم کە در آن حقوق کورد ها در نظر گرفتە شود.
مردم ستم دیدە در هر جغرافیای مشخص برای رفع تبعیضات موجود در آن جامعە ابتدا باید بە تسلط سیاسی دست یابند. 

در میان اپوزیسیون کنونی دو قطب بزرگ وجود دارند، اپوزیسیونی کە در مرکز خواهان گذار بە سوی دموکراسی هستند و دستە دوم اپوزیسیونی کە برای حقوق ملی و دموکراسی مبارزە می کنند، هر دو دستە در یک سیاست مشترک هستند و آن هم دموکراسی است کە می تواند مضمون یک اتحاد برای یک ایران فدرال باشد، مردم کورد نیز برای رسیدن بە کیان سیاسی باید در چهار چوب اتحاد نیروی دموکراسی خواه بر علیە نیروی ارتجاعی متحد شوند، اتحادی کە بر مبنای رفع ستم ملی و عدالت اجتماعی باشد.

فدرالیسم برای ایران، نزدیک بە ١٨ سال پیش در کنگرە ١٠ حزب کومەلە کردستان ایران تصویب گردید و بعد ها در کنگرە ١٣ حزب دمکرات کردستان ایران نیز مورد پسند قرار گرفت، اکنون بە جدی ترین آلتر ناتیو برای ایران تبدیل شدە است.

اما فدرالیسم برای کوردهای ایران چە منفعتی دارد؟
از آنجا کە مردم کوردستان بیش از پنج قرن است کە توسط رژیم های دیکتاتوری و بیگانە مورد ستم و سرکوب قرار می گیرند و اموال آنان تاراج و تخریب می شود، عدم پشتیبانی بین المللی، نبود منابع مالی و نیروی نظامی مجهز و متحد و با درس گرفتن از تجربە تاریخی جنبش های رهایی بخش کوردستان ما باید در چهارچوب یک پلان و استراتژی معین مبتنی بر واقع بینی، برای جبران خسارات واردە و رفع تبعیضات موجود بە فدرالیسم بیاندیشم بە این دلیل کە مردم هر منطقە نقش مستقیم در تصمیماتی کە در زندگی روزمرە آنان تاثیر گذار است داشتە باشند، شرایط برای گسترش و پرورش بنیادی جامعە بە شیوە برابر فراهم شود و از دیگر منافع فدرالیسم برای رسیدن بە بخشی از خواستە های کوردها می توان بە کم خطر بودن و کم هزینە این راه، متحد ساختن دیگر ملیت های ایران برای گذار بە دموکراسی و تغیر نظام، حضور قدرتمند در عرصە سیاست منطقە ای، جهانی همچنین رفع تمرکز قدرت و جلوگیری از خطر هجوم حکومت مرکزی بە استقلال سیاسی ایالات، با این نتیجە فدرالیسم امکاناتی بە ملیت های ایران می دهد کە بە تنهایی قادر بە دست یافتن آن بسیار دشوار است، بە عنوان مثال یک کشور متحد فدرال بهتر خواهد توانست کە شرایط را برای صلح در منطقە و همچنین رشد اقتصادی فراهم سازد تا یک کشور کوچک و ضعیف.

اگر ایران نیز این راه را بر نگزیند چە خواهد شد؟ بدون شک اگر سیستم مرکزی حاضر و یا وادار بە دادن حقوق ملیت ها از طریق مطالبات نشود نە تنها نمی تواند با این متد از حکومت موفق عمل کند و بە سوی نابودی زیر بنای اقتصادی و سیاسی نیز خواهد رفت، بلکە بە سوی یک جنگ عظیم خانمان سوز داخلی می رود کە زیان آن برای تمام مردم منطقە بسیار بیشتر از منافع آن است.باید از تجربە کشورهای یوگوسلاوی درس گرفت کە نتیجە این شیوە از برخورد کە تمرکز گراها علیە فدرالیست ها بە عنوان تجزیە طلب نام می برند دقیقا برعکس خواستە آنان خواهد شد، کە تضاد ها با سیستم دیکتاتور بە تکامل نمی رسند و ایران بە سوی جنگ خانمان سوز داخلی و نابودی خواهد رفت. 

کوتاه سخن آن کە رسالت ما برای رسیدن بە یک ایران فدرال است و در همین راستا باید تمام حقوق دانان و دموکراسی خواهان ایران در راه رسیدن بە این هداف تلاش کنند چون در غیر این صورت و حتی بعد از تغیر رژیم عواقب آن شاید خوش آیند نباشد.