«آتش آباد»

«آتش آباد»

هیوا کرماشان


 

چهارشنبه است تلویزیون را روشن می‌کنم، بعد از دیدن چند گزارش تکراری در مورد قیمت ها و دلار و فلان، تصویر چندین کودک و نوجوان بر صفحه ظاهر می‌گردد که از جان‌باختگان آبانند و دیگر همه ی ما میدانیم شمارشان بیشتر هم میتواند باشد.


روزی روزگاری عارف قزوینی با سرود 

«از خون جوانان وطن» ، اشک از چشمان بسیاری سرازیر کرد اما نمیدانست زمانی خواهد رسید که  نه تنها جوانان و پیران و زنان و دختران که حتی جان کودکان هم در این مملکت از توحش و نامردی حاکم و فرمانبران بی مرامش در امان نخواهد بود و بی شرفی « این هنوز تازه به دوران رسیده ها» ، مرزهای جدیدی را نمایان میسازد از قحطی انسانیت در وجود یک حکومت اسلامی همه چیز خوار و همه چیز کار...


هنوز چند روز نگذشته که تصویر دیگری بر صفحه می‌آید، ویدیویی کوتاه  که در آن کسانی هم نوع  خردسال خویش را که زباله هارا زیرو رو میکند (شاید در جستجوی انسان) درون سطل بزرگ واژگون میکنند و میخندند. 

عریان تر از این ممکن نیست.و پیامی واضح و بی نیاز از تفسیر و تاویل عوام و خواص. و روزی دیگر تصویر کودکانی که در اثر آتش سوزی در یک مراسم شادی جان دادند در سالروز سوختن کودکان «شین آبادی» .


انگار این خاک دیگر نامش هرچه بود و هست برای کودکانش «ناکجا آباد»، «شین آباد» و « آتش آباد»  است .

مملکتی که بوی تعفن حکومتش را کودکی که واژگون درون سطل افتاد بهتر از همه ی ما میشنود,کودکی که آن روز بی گمان تنها و تنها یک پرده ی کوچک از چیزی که بر سر خود و هم سالان فقیرش آمده و می آید را بازی کرد...از جهانی که آدم بزرگها برایش ساخته اند ، آنان که  آدم بزرگهایشان میخوانند که نه آدم و نه بزرگ اند .


«بی شرف » ها 

جالب آنکه خود این جماعت پیش از صادر کردن زباله های مغزیشان با نام صدور انقلاب ، کودکان و فرزندان خود را به مراکز استکباری که جار میزدند، صادر کرده و میکنند و بوی جهنم متعفن داخلی را که ساخته اند با مقاومت قهرمانانه ی وصف ناپذیری به خورد ملت میدهند اما روزگار ایشان نیز به سرعت به سر خواهد آمد و بر همه روشن گردیده که آتش این خشم دوباره فوران خواهد کرد. آتشی که خیمه و عبا و ستون پوسیده را فرا میگیرد وآن دبستانی ها که روزی چشم امیدشان میخواندند مشعل دار این سور و سرور خواهند بود و کودکان دیروز و امروز همه ی بازی های ناکرده رابر دور کاخ زباله یی ایشان بر جای خواهند آورد... خواهید دید