بیش از 40 سال از 28 مرداد، سالروز یورش به کوردستان می گذرد

بیش از 40 سال از 28 مرداد، سالروز یورش به کوردستان می گذرد

آرام محمدی

در آن مقطع زمانی این یورش سراسری، به معنای در دست گرفتن تمامی ارگان های تبلیغاتی ایران از هر طیف و جناح را شامل می شد.

در روز 27 مرداد 58 خورشیدی، نیروهای سپاه و افراد نزدیک و تندرو، در شهرها و استان های بزرگ و مرجع، بویژه در شهر تهران به کتابفروشی ها، دفاتر جبهه ی دمکراتیک ملی، فدائیان خلق، دانشگاه ها، نیروهای سیاسی، جمعیت کوردهای مقیم مرکز، و مراکز کانون وکلا و نویسندگان مستقل ایران، دفاتر روزنامه های مخالف، شخصیت های چپگرا و حتی اشخاص حقیقی و حقوقی یورش برده، و این مراکز را به آتش کشیده، افراد را بازداشت، و روانه زندان کردند.

در این راستا، تعدادی نیز بدون برگزاری هیچ دادگاهی اعدام و جنایت های ارتجاعی رژیم ایران به نام شخص خمینی و نزدیکان، اطرافیان و دولت موقت آن زمان ثبت و از همان آغاز انقلاب 57، درصدد نابود کردن آزادی های نسبی، سرکوب دستاوردهای آزادیخواهان و همچنین ملیت های ستمدیده برآمدند، که از انقلاب مردمی به دست آمده بود.

برنامه ریزی حمله به کوردستان از روزهای قبل، در دستور کار حاکمیت وقت قرار گرفته بود، تا جایی که بسیاری از سازمان های سیاسی و دفاتر برخی از خبرگزاری ها را به آتش کشیده تا که از این طریق، بتوانند همه ی راه ها و امکاناتی را که سبب انعکاس حمله ارتش و سپاه به کوردستان می شود را قطع کرده، و در نهایت در سراسر ایران اختناق و سانسور عمومی برقرار کنند.

کوردستان ایران در مدت شش ماه بعد از انقلاب 57 از خود مختاری غیر رسمی برخوردار بود، و رهبران کورد و نمایندگان نیروهای سیاسی، چندین بار به طور رسمی با وزیران دولت وقت، در مورد خواسته های به حقی که از سوی مردم پیشنهاد شده بود، به مذاکره نشستند، تا از طریق گفتگو و راه حل‌های سیاسی، خواسته های عادلانه ملی، مذهبی و اقتصادی ملت کورد را به نتیجه برسانند.

اما هیئت حاکمه، بیم از آن داشت که یک جنبش عدالت اجتماعی فراگیر در سراسر ایران برقرار گردد و این اوضاع قابل تحمل نبود.

این امر یعنی "خودمختاری" در تهران و از منظر حاکمان، به عنوان تقسیم و تجزیه طلبی تلقی و تبلیغ می شد و بە بهانه ‌ای برای سرکوب مردم کوردستان و دیگر نقاط ایران مبدل گشت. در مقابل نیز خمینی با استفاده از مقام معنوی و اجتماعی، به جای برقراری آزادی و عدالت اجتماعی، راه جنگ افروزی و جنایت را در پیش گرفت که در ابتدای امر نیز از طرف سازمان های رسمی و جوامع بین المللی مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

در مقطع زمانی که در کوردستان شخصیت های سیاسی با دولت موقت سرگرم مذاکره بودند، ارتش، سپاه و نیروهای تندرو به " گنبد" حمله کرده و تمامی مراکز فرهنگی و رسانه ای را به آتش کشیده و حمام خون به راه انداختند.

پیش از حمله سراسری به کوردستان نیز، خمینی در اعلامیه ای ناگهانی و جنگ افروزانه به ارتش فرمان داد با تمام قوا به پاوه یورش کنند. این فرمان توسط خمینی و به تحریک نزدیکان وی منجمله " چمران" صورت گرفت.

قتل عام مردم پاوه و اعدام جوانان پاوه ای و دیگر مناطق اطراف، منجر به اعتراض سراسری در دیگر شهرهای کوردستان شد و نهایتن خمینی در 28 مرداد ماه 1358 خورشیدی، فرمان یورش سراسری به کوردستان را صادر کرد. صدور این فرمان از دیدگاه برخی از مسئولان حکومتی وقت نیز یک اقدام ناآگاهانه و خود سرانه بود که بدون هیچ اطلاع و مشورتی با مسئولین حکومتی در کردستان صورت گرفت.

این امر در شرایطی بود که ملت کورد هیچ تجربه ی نظامی نداشته و خواهان جنگ و خونریزی نبودند. اما دفاع از خاک ودستآوردهای دمکراتیک بە دست آمدە و همچنین پشتیبانی از پیشمرگان قهرمان، مردم کورد را به سمت مبارزه حق طلبانه و انقلابی سوق داد.

البته نباید فراموش کرد که خمینی فرمان حمله به کوردستان را تحت عنوان امنیت و آسایش صادر کرد، اما واقعیت غیر قابل انکار و با توجه به مدارک و اسنادی که وجود داشت، جامعه آن زمان کوردستان از لحاظ‌ امنیتی، اجتماعی و سیاسی دارای جوی نسبتن آرام و فضایی تقریبا دمکراتیک بود و احزاب بدون قید و شرط فعالیت می کردند.

همیشه این پرسش مطروح است که، حکومت اسلامی چه اهداف و استراتژی را در کوردستان دنبال می کرد؟ شاید یکی از عمده دلایل حمله گسترده "28 مرداد 58" به کوردستان، این بوده باشد که کوردها همیشه آزادیخواه بوده، و حاکمیت ایران برای اثبات وهمچنین ایجاد ترس و وحشت و تثبیت هژمونی خود در دیگر مناطق ایران، نیاز داشت که از کوردستان بگذرد.

چون در آن مقطع زمانی کوردستان تنها منطقه ای بود، که حکومت اسلامی نتوانسته بود، حاکمیت ارتجاعی خود را اعمال و تثبیت کند. زیرا کوردستان به عنوان تنها جزیره ای در اقیانوس و بحران وقت ایران و تنها سنگر تسخیرناپذیر بود. در آن زمان، ملت کورد نوعی از حاکمیت مردمی و توده ای را در منطقه ایجاد کرده بودند و این امر برای دست اندرکاران حکومتی و رسیدن به اهدافش تحت هیچ شرایطی قابل قبول نبود.

امروز با گذشت بیش از 4 دهه از عمر رژیم جمهوری اسلامی، تغییر وتحولات زیادی در ساختار اجتماعی، سیاسی و امنیتی در ایران و کوردستان صورت گرفته است. در شرایطی که رژیم اسلامی، کوردستان را کاملا ملیتاریزه کرده، اما جنبش انقلابی و مبارزات حق طلبانه ملت کورد همچنان ادامه دارد.

اسناد و مدارک فراوانی وجود دارد که تمام هم وغم این حکومت مرتجع و جنایت پیشەی اسلامی بر پایه تعرض به کرامت انسان ها بنا نهاده شده، و هدف آن کشتار آزادیخواهان، تجاوز، مداخله و سرکوب اقلیت های دینی و قومی بوده و کوردستان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیست.

اما ملت بیدار کورد، این مبارزات را دنبال کرده تا به نتیجه برسد و خود این امر برگ زرینی از تاریخ مبارزاتی کوردستان است و مبارزات برحق ملت کورد ثبت شده و روزی تاریخ آن را قضاوت خواهد کرد.