جهان نارنجی بە ایران نمی رسد!

جهان نارنجی بە ایران نمی رسد!

تنظیم: هاوری مهرجویی (کاویان)

روز ۲۵ نوامبر (معادل چهارم یا پنجم آذر) از سوی سازمان ملل متحد «روز جهانی رفع خشونت علیه زنان» نامیده شده و هدف از آن مبارزه با خشونت علیه زنان است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹ نامگذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد.

تاریخ مذکور به خاطر ترور «سه خواهر میرابال»، فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن در سال ۱۹۶۰ انتخاب شد. این سه خواهر در زمان مبارزه با «رافائل تروخیو»، دیکتاتور اهل دومینیکن، توسط عوامل او به قتل رسیدند.

براساس تعریف ارائه شده از سوی سازمان ملل متحد، اعمال هرگونه رفتار و یا گفتار آزار دهنده از سوی مردان یا زنان که سبب آسیب‌های فیزیکی، جنسی، ذهنی یا رنج زنان شود خشونت علیه زنان تعریف می‌شود. استفاده از کلمات توهین‌آمیز و تحقیر کننده، استفاده از عبارات تهدیدآمیز، فریاد کشیدن، رفتارهای کنترل کننده، کتک زدن، اعمال زور برای برقراری رابطه جنسی و عاطفی، آسیب زدن به دستگاه تناسلی، ختنه کردن و تجاوز جنسی از جمله رفتارهای خشونت‌آمیز قید شده در متن این پروتکل است.

داده های ارائه شده به سازمان ملل متحد نشان داد که خشونت علیه زنان، یا خشونت مبتنی بر جنسیت، یک پدیده جهانی است که صرف نظر از طبقه، ملیت، نژاد، مذهب و توسعه اقتصادی- اجتماعی در سراسر جهان اتفاق می افتد (سازمان بهداشت جهانی).

می توان ادعا کرد که خشونت علیه زنان نتیجه یک رفتار غیرمسئولانه یا آسیب شناختی نیست، بلکه یک رفتار آموخته شده، آگاهانه و حساب شده است که از یک سیستم اجتماعی نابرابری ریشه دار و مرد سالاری ناشی می شود. روابط نابرابر قدرت به گونه ای بر برخی افراد تأثیر می گذارد که آنها را ترغیب می کند قدرت خود را بر دیگران اعمال کنند و آنها را مرعوب یا کنترل کنند.این دست روابط در خانواده بر اساس جنسیت و سن به عنوان عوامل اصلی ایجاد خشونت شناخته شده است که مربوط به طبقه اجتماعی خاص یا گروه های آموزشی، قومی یا سنی تعریف شده ای نیست.

رویکرد نامتوازن در نگاه به ساختارجنسیتی امروزه در جهان دچار تناقض گردیده. این ویژگی در عدم تعریف منسجم از استانداردها هم نقش بسزایی داشته و مستقیم و غیر مستقیم بر الگو سازی غلط تاثیر گذاشته. این تاثیر را به عینه می توان در کشورهای توسعه یافته هم مشاهده کرد. تقویت رفتار کلیشه ای مردسالارانه ازآن دسته الگو سازی های غلط است که بر رفتار خشونت آمیز علیه زنان دامن زده و به یقین باید دوباره مورد بازسازی قرار گیرد تا تعریفی بنیادین در این زمینه ارائه شود.

شورای امنیت سازمان ملل درسال ٢٠٠٠ قطعنامه ی ١٣٢٥ را به تصویب رساند که عنوان آن بود: ”زنان، صلح و امنیت”. محورهای اصلی این قطعنامه به پیشگیری مناقشات و خصومت ها در درون و در میان کشورها، تامین مشارکت زنان در حیات سیاسی و اجتماعی و نیز ممانعت از اعمال خشونت علیه آنها مربوط می شوند. این قطعنامه مبنایی است برای آن که خشونت های گوناگون علیه زنان بدون مجازات نمانند و عاملان آنها به پای میز محاکمه کشیده شوند.

خشونت علیە زنان می تواند در انواع مختلفی باشد برای مثال خشونت خانگی و اقتصادی کە بە شیوە مستقیم بر خشونت خانوادگی تاثیر گذار است کە پر تکرارترین نوع خشونت محسوب می شود و در اصل بە یک مشکل بهداشتی پاندمیک تبدیل شدە است .

نگرانی از خشونت علیه زنان هنوز یکی از گسترده ترین اشکال نقض حقوق بشر در سراسر جهان است،ازجمله تبعات این عوارض عدم وجود آمار دقیق در مورد این پدیده غیر عادی است.

بر اساس آماری کە سازمان ملل متحد اعلام کردە است، بیش از یک سوم زنان و دختران جهان در طول عمر خود خشونت فیزیکی و یا جنسی را تجربه می کنند و نیمی از زنانی که در گوشه و کنار دنیا به قتل رسیده اند، توسط شریک زندگی یا اعضای خانواده خود کشته شده اند.

در سراسر دنیا، حدود ۷۵۰ میلیون زن و دختر پیش از هجده سالگی ازدواج کرده اند و ۲۰۰میلیون زن و دخترنیز ختنه می شوند.

آمار تکان دهندەای از میلیون‌ها زن و دختر در سراسر جهان کە تحقیر می‌شوند، کتک می‌خورند، مورد تجاوز قرار می‌گیرند یا حتی کشته می‌شوند. آنها در خیابان‌ها، در مدرسه، در محل کار و خانه یا در اجتماع، خشونت را تجربه می کنند.

در تاریخ ۲۵ نوامبر در بیشتر کشورهای دنیا، اگر نه دولت ها، حداقل نهادهای مدنی و سازمان‌ های غیردولتی سعی می ‌کنند در این روز آماری از میزان خشونت علیه زنان و نیز فهرستی از کارهایی که در سال گذشته برای کم کردن میزان خشونت علیه زنان و حمایت از زنان خشونت‌ دیده انجام داده‌ اند را ارائه دهند.

در رژیم ایران شرایط متفاوتی با دیگر کشورهای جهان در خصوص این پدیده وجود دارد. ویژگی نا برابر در خصوص تامین آسایش و امنیت در این کشور موجب شده تا چشم انداز فراهم شدن این قانون دور از دسترس احساس شود و از همین رو باید افزایش آمار روز افزون در این زمینه را انتظار داشت.

از خشونت خانگی گرفته تا قتل‌ های ناموسی، از خرید و فروش و قاچاق دختران و زنان تا ازدواج‌های اجباری و از شکنجه و آزار جنسی در زندان‌های حکومت ایران تا تحقیر و تجاوز و اسید پاشی در خیابان‌های آن. زنان ایران در خانه، در محل کار و در جامعه خود امنیت جانی ندارند و بە دلیل سیاست های نا برابرانە و تبعیض آمیز در این کشور و اختصاص نیافتن موقعیتی اجتماعی برابر بە زنان در قانون اساسی، قانون مدنی و سیاست های ملی، ایران همچنان در نقض حقوق بشر و خشونت علیە زنان در رقابت با دیگر رژیم های ناقض حقوق بشر در جهان، صدر نشین نمودارهای مربوط است.

لایحه تأمین امنیت خشونت علیه زنان همچنان در هزار توی دولت و مجلس ایران سرگردان است و هنوز هیچ قانون کارآمدی دراین خصوص، به سرانجام نرسیده است.

نابرابری قانون یکی از اصلی‌ترین دلایل اعمال خشونت علیه زنان در ایران است.

عدم رعایت تساوی و احقاق حق قانونی در خصوص زنان ذیل قوانین جزایی، قانون مدنی و خانواده همچنان ادامه دارد وعلی‌رغم سال ‌ها تلاش‌ فعالان جنبش زنان این گره‌ کور و رفع تبعیض از زنان همچنان باقی‌ مانده است.

خشونت برای زنان نامرئی نیست و با گوشت و پوست و روان خود هر روز آنرا لمس می ‌کنند. زنان و دختران این سرزمین سزاوار زندگی عاری از هر گونە خشونت و دارا بودن جایگاهی اجتماعی برابر با مردان هستند و این حداقل خواسته ای ست که فعالان جامعه مدنی برای این اتفاق بر آن اهتمام می ورزند.

برای نیل به این مقصود تا حصول نتیجه مطلوب نه تنها زنان باید این مسیر دشوار را ادامه دهند، بلکه مردان آزاد اندیش هم در این تلاش انسانی باید حضور و نقش خود را به عنوان انسان مطلوب اجتماعی ایفا کنند.

تلاش مستمر برای رسیدن به نتیجه دلخواه و انسانی چیزی نیست که دور از دسترس باشد.

باید برای دست یافتن به آن بهایش را پرداخت کرد و از راه پر فراز و نشیب هرگز پا را پس نکشید.

١- ویکی پدیا
٢- برگرفته از گزارش های سازمان ملل
٣- آمارهای سازمان بهداشت جهانی
٤- قطعنامه ی سازمان ملل: زنان، صلح و امنیت (سال ٢٠٠٠ میلادی/ قطعنامه ی ١٣٢٥)