" ناآگاهی هویتی " /کورد بودن یعنی چه؟

ن/ وحیدکمالی

بخش اول

مقدمه :

بدون شک تک تک ما در غالب هر جنسیت ،هویت ، ملیت و یا هر شخصیتی چه فردی ، اجتماعی و یا فرهنگی در شرایط خاص و غیر رسمی در برابر این سوال قرار گرفته ایم که کی هستیم و چه هویتی داریم ؟ و هر کدام از ما با داشتن هرگونه پیشینه فردی ، خانوادگی ، قبیله ایی و... ابتدا با اشاره به هویت کلان فرهنگی و قومی درصدد پاسخ برآمده ایم و متعاقبا به جزئیات هویتی اشاره داشته ایم و به عنوان مثال گفته ایم که " کورد " هستم و اهل فلان شهر یا منطقه یا کشور .

چرا در پاسخ به اینگونه پرسشها (البته غالبا درمحیط هایی که دارای اتنیک و زبان و فرهنگ دیگر هستند) سریعا و به طور ناخودآگاه هویت زبانی و فرهنگی و تاریخی در ذهن ما شکل گرفته و به عنوان تعریفی از هویت و معرفی نمودن خویش ارائه می شود؟

چرا علیرغم وجود پیش تعریفی از هویت در غالب کشور محل سکونت و یا هویت قراردادی ملی به طور مثال ایرانی و ... ما بر هویت فرهنگی و زبانی و اتنیکی خویش تاکید می ورزیم ؟

به کارگیری الفاظی چون ؛ من کُرد هستم ، من عرب هستم ، من ترک هستم ، من فارس هستم و ...دلیل بر وجود چه زیرساختها و فاکتورهایی در ذهن و شخصیت فردی ما می باشد ؟ و چرا در کشور و جغرافیای سیاسی چون ایران ما با اینگونه اصطلاحات برخورد همیشگی داشته و داریم ؟ آیا خواست درونی ما از بیان هویت خود در این تعاریف و تعابیر چیست و چه مطالبات پنهان ویا بالقوه ایی در ورای تاکید برهویت زبانی و فرهنگی و قومی ما نهفته است ؟ کاربرد اصطلاح من " کورد" هستم چه چیز ضبط و غصب شده و یا چه حقوق ضایع شده ایی را در نهان فرد یادآوری و زنده می کند ؟

برای پاسخ به این سئوالات و اینکه بدانیم چرا تلاشی ذاتی داریم تا موجودیت خود را با استناد و تاکید برهویت زبانی و فرهنگی و قومی خود اثبات نماییم دنباله این نوشتار را با بیان تعاریفی آکادمیک در راستای این مقوله ادامه می دهیم ...

تعریف : هویت یعنی چه ؟

هویت یا کیستی به مجموعه نگرش‌ها، ویژگی‌ها و روحیات فرد و آنچه وی را از دیگران متمایز می‌کند، گفته می‌شود. هویّت عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی، روانی، فرهنگی، فلسفی، قومی ، زیستی و تاریخی همسان كه به رسایی و روایی بر ماهیت یا ذات گروه، به معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یكدیگر دخالت كند و آنها را در یك ظرف مكانی و زمانی معین به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از سایر گروهها و افراد متعلّق به آنها متمایز سازد. در تعریف دیگر هویت عبارت است از برآیند کنشهای متقابل میان فرد و محیط اجتماعی و شامل مجموعه تعلقاتی است که هر فرد نسبت به نظام اجتماعی دارد. تعلقاتی نظیر وابستگی به یک گروه سنی، وابستگی به یک گروه جنسی، وابستگی به یک طبقه اقتصادی، وابستگی به یک نظام سیاسی و غیره. در حقیقت مفهوم هویت در علوم اجتماعی کاربردی ابزاری دارد. این مفهوم ابزاری جامعه شناختی و در عین حال روانشناختی محسوب می شود که نوعی مقوله بندی جهت تمایز خودی- ناخودی را ممکن می سازد. از این رو اساس بکارگیری مفهوم هویت بر تشابهات و تفاوتها استوار است.هرچند می توان مقوله هویت را در ابعاد متعددی مورد تفسیر و تحلیل قرار داد اما با توجه به اهداف این نوشتار این موضوع را در سه بُعد برجسته تر مورد اشاره مختصر و بررسی قرار می دهیم:
۱بُعد فردی : در جهت پرورش شخصیت تک تک افراد یک ملت و آماده نمودن آنها برای زندگی و آینده شان.

۲بُعد اجتماعی و تاثیر که هویت افراد یک ملت در سوق دادن جامعه به سوی وحدت ملی و وفاق اجتماعی دارد.

٣- بُعد هویت ملی

هویت ملی، هویت متکثر، فراگیر و گسترده است که از مجموع هویت‌های متنوع فرهنگی و اجتماعی اتباع یک جغرافیای پیوسته شکل می‌گیرد. هویت ملی عبارت از وابستگی و تعلق یک فرد و یا یک جامعه به صورت رسمی و قانونی به یک کشور و مقوله دولت- ملت است. جغرافیای مشترک، نظام سیاسی مشترک، ساختار اقتصادی و واحد پول مشترک، تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک، منافع و زیان مشترک، مؤلفه‌های هویت ملی در یک کشور تلقی می‌شود. این اشتراکات برای ساکنان و شهروندان کشور، روح مشترک ملی ایجاد می‌کند و روابط آنها علیرغم ناهمگونی‌های اجتماعی و فرهنگی در پرتو این روح مشترک شکل می‌گیرد.
هویت ملی از هویت‌های سنتی ، قبیله و حتی دین و مذهب عبور می‌کند. هویت ملی، هویت شهروندی است. هویت ملی با اندیشۀ سیاسی باورمند به هویت شهروندی در یک کشور شکل می‌گیرد، نه با یکدست سازی هویت تباری و یا ادغام تمام هویت های تباری و فرهنگی در یک هویت تباری.

هرچند در دهه های گذشته با پیشرفت همه ابعاد جامعه بشری ، دولتمردان و ملتهای دنیا با کسب تجربیات تلخ وشیرین از سده های گذشته به خارج شدن از قالب هویت و فرهنگ بومی و ملی و برداشتن مرزهای هویتی-ملی و مرزهای سیاسی در چهارچوب اندیشه های جهان وطنی قدم برداشته و در این راستا اقدامات بین المللی زیادی را به ویژه در سطح قاره اروپا شاهد بودیم اما ورود به قرن بیست و یکم با دغدغه ها و مطالبات هویتی – ملیتی جدی همراه بوده و تلاش برای دستیابی به استقلال خاک و تشکیل کشور، رشد روزافزونی را در سطح جهانی داشته است . لذا با توجه به شواهد موجود و تلاش اقوام و ملتهای بی دولت مختلف در سطح جهانی ، منطقه ایی و به ویژه در درون ایران می توان ادعا کرد که تا امروز نیز حقوق برابر در میان ملتهای دنیا و به طور خاص ایران وجود ندارد و دنیای مدعی پیشرفت و بسیاری ملتها و دولتمردان حاکم در دنیا کماکان در گرداب دیکتاتور پروری و سرکوب هویتهای همسایه خود دست و پا می زنند .

بعد از مشروطه و به دنبال سرکار آمدن سر سلسله پهلوی ها اصطلاح ملت بر مبنای ویژگیها ، زبان ، فرهنگ و منافع یکی از اقوام ( فارس ) ممالک محروسه و یا ایران امروزی تعریف گردید و مُهر این هویت بر همه ابعاد وجودی سایر اقوام و ملتهای ایران کوبیده شده و پوسته ایی تهی و ویران شده از زبان و هویت ،فرهنگ و ادب و ...آنها باقی ماند که همه ی بار و وزن هویتی و رسمی این اقوام به اندازه فقط یک " نام " ویا " جغرافیای یک واحد سیاسی - استانی " کوچک گردانیده شد .

بعد از پهلوی ها رژیم جمهوری اسلامی نیز دنباله رو و درپیش گیرنده همان سیاست یکدست سازی اقوام در قالب یک ملت و یک هویت گردید با این تفاوت که سیاست یکدست سازی مذهبی – آیینی را نیز بر آن افزود و با جایگزین کردن واژه " امّت " به جای " ملت " تلاش کرد تا میخ آخر را برتابوت هویت اقوام و ملتهای ایران بزند ...

اما علیرغم صرف هزینه های کلان و اجرای سیاستهای راهبردی چند مرحله ایی از جانب دولتهای هویت های حاکم در دنیا و به طورخاص در ایران برای محو و یا انحلال هویت های متفاوت با فرهنگ وهویت عاریه ایی حاکم بازهم شاهد موجودیت و حیات نیرومند خصوصیت هویت طلبی و سهم خواهی در میان همه اقوام و ملیتهای محروم الاراده و بی دولت و حاکمیت هستیم و رشد روز افزون این مفهوم غیرقابل انکار نشان از آن دارد که معنای واژه " نام " هویت و تعریف از خود در قالب "من فلان ملت هستم" در رگهای نسلهای مختلف اقوام و ملتهای بی دولت و مورد ظلم قرار گرفته جاری است و با توجه به نوعیت ساختار اجتماعی کلیت ایران تا زمانیکه به مطالبات و خواستهای اقوام و ملتهای ایران در ابعاد گوناگون رسیدگی دمکراتیک نشود حجم مطالبات و چالشهای روبروی دولت ها و هویت حاکم برایران متورم تر خواهد شد و سخن راندن از وجود برابری و عدم تبعیض و دمکراسی در ایران تحت لوای هرگونه نظامی تمرکزگرا و یونیتر تنها خود فریبی است و دیگر هیچ.

ادامه دارد...