نگاهی اجمالی به اعترضات اخیر در خوزستان

اوستا اتابک (هورامی)

از روز ٢٤ تیر ماه ١٤٠٠ خورشیدی، اعتراضات مردم در استان خوزستان بە دلیل بی آبی و سو مدیریت مسئولین آغاز، و تا کنون ادامه دارد و به دیگر نقاط ایران هم سرایت کرده است.

این اعتراضات ابتدا از سوی مردم بە شیوە مسالمت آمیز شروع شد و سپس مانند دیگر اعتراضات از سوی رژیم جمهوری اسلامی با خشونت روبرو شد و این عکس العمل رژیم جمهوری اسلامی تا کنون بە کشتە شدن دستکم ١٠ نفر، و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان و بازداشت های فلە ای و خوسرانه ی معترضین انجامیده است.

از نکات قابل توجە اعتراضات مردم خوزستان این است کە، این بار از همە اقشار در این اعتراضات حضور دارند. بخش عظیم معترضین را نوجوانان، جوانان و حتی زنان به عنوان پیشقراولان مبارزات مدنی تشکیل دادە اند، بە طوری کە ١٠ نفری که جان خود را از دست داده اند، همگی از نسل جوان و نوجوان جامعە هستند.

وضعیت وخیم و اسفناک مردم خوزستان قطع آب و برق بر روی مردم این منطقه و خشکاندن رودخانه ها و تالاب های موجود در منطقە باعث تشنگی میلیون ها انسان، تلف شدن حیوانات و تخریب میلیون ها هکتار اراضی کشاورزی، زراعی و تولید ریزگردها و ایجاد مشکلات تنفسی و بیکاری و آوارگی صد ها هزار کارگر موسمی و ماهیگیران، نابودی بیش از ۲۷۰ نوع ماهی و انواع پرنده، لاک‌ پشت، تخریب اکوسیستم منطقه بوسیله رژیم جمهوری اسلامی شده است.

بنا به گزارشات میدانی و انتشار تصاویر و ویدیو کلیپ هایی در رسانه های اجتماعی و ماهواره ای، حوضچه های پشت سدهائی که بر رودخانه های کارون، کرخه و مارون احداث شده اند پر از آب بوده، و کانال های انحراف آب این رودخانه ها به شهرک ها که منافع در فردی و جناحی در آن دخیل است و یا به مناطق مرکزی و دیگر نقاط ایران جریان داشته و کماکان ادامه دارد و مردم خوزستان و دیگر مناطق مرزی، از بی آبی و خشکسالی رنج می کشند و مردم نسبت بە این وضعیت، چارە ای غیر از اعتراض مسالمت آمیز ندارند کە با عکس العمل خشن و قهری عوامل رژیم روبرو می شود.

اعتراضات خوزستان بە حدی گستردە و همە گیر است کە در شب های اخیر نیز مردم برخی از شهرهای استان لرستان، برخی از نقاط تهران، بوشهر، اصفهان، کرمانشاه، شهرستان سقز و جدیدا هم تبریز نیز بە این اعتراضات پیوستند و مشخصا ماهیت این رژیم را به چالش کشیدە و خواستار تغییر در ساختار سیاسی شدە اند.

اگرچە این اعتراضات در همان روزهای اول از سوی احزاب سیاسی مانند حزب کومەلە کردستان ایران، شورای دمکراسی خواهان، کنگرە ملیت های ایران فدرال و همبستگی برای آزادی و برابری و برخی دیگر از احزاب و جریانات سیاسی اپوزیسیون، هنرمندان، ورزشکاران، فعالین عرصه های مختلف و غیره پشتیبانی و حمایت شدە و خشونت های حاکمیت ایران را در خصوص همچون همیشه محکوم کرده اند، اما آنچە کە مشاهدە می شود سکوت رسانە های جهانی و دولت ها و سازمان ملل متحد در این ‌مورد است.

در این مجال این پرسش مطرح می شود که، این سکوت نشانە چیست و هدف از آن چه منفعتی دارد؟ مردم ایران کە در مقابل هرگونە خواستە ابتدایی خود از سوی حکام ایرانی مورد سرکوب و خشونت قهری قرار می گیرند، چرا نباید از سوی سازمان های جهانی مورد حمایت قرار گیرند؟ نقش جامعە جهانی در سازمان ملل و اعضای شورای امنیت و دیگر نهادهای حقوق بشری بین المللی در چنین مواقعی بر چه اساسی تعریف می شود؟

نتیجه: در واقع آنچە در خوزستان می گذرد، تنها اعتراض موجود نیست. وضعیت کنونی کە با اعتراضات و اعتصابات کارگری، کارمندی، اعتراض دانشجویان و دانش آموزان، بازنشستگان و مالباختگان، بازاریان و کسبه و... آغشتە است، نشان از وضعیت فلاکت بار مردم، و همچنین درماندگی حکومتی برای رفع این مشکلات است. حاکمیتی کە برای بقا و ماندگاری خود، در خیابان و بیابان چارە ای جز سرکوب ندارند. اما کاسە صبر عمومی بە سر رسیدە و فوران خشم مردم در خوزستان پس لرزە ی تغییری بنیادی در حاکمیت این رژیم خواهد بود.


AM:09:30:25/07/2021




‌ ‌ 492 ‌‌بار دیده شده‌‌