شنیدن صدای دهل از دور

                      
آزاد آشناگر 
    
با توجه به شرایط فعلی کردستان و ایران، پرسش های فراوانی از دوستان از کردستان در رابطه با مهاجرت و پناهندگی از من پرسیده می شود و برای همین امر به فکر نوشتن این یاداشت که به صورت کلی به بخشی از این پرسش ها می پردازد، افتادم.
          
در طول این ۳ سال که در چارچوب پناهندگی و مهاجرت در سوئد بودم، خواستم اطلاعات هر چند مختصری در اختیار همه افرادی که در حال مهاجرت و یا به آن فکر می کنند، بگذارم. به امید اینکه خدمتی کوچک به افرادی که به این اطلاعات نیاز دارند کرده باشم. در ضمن، در این خصوص با تعدادی وکیل از سوئد مصاحبه کردم، تا بتوانم زوایای بیشتری از این امر مهم را باز کنم.                                            
شرایط امروز کردستان و ایران در هر زمینه ای که باشد، نمی توان گفت در این شرایط و با وجود این حکومت امیدی به بهترشدن وضعیت مردم است. از یک سو فشار اقتصادی، نبود آزادی بیان، بیکاری، فحشا، نبود امکانات اولیه زندگی، ظلم و ستم سیستماتیک، اعمال قوانین خودسرانه از طرف یک حکومت عقب مانده، و از سوی دیگر، بیماری کرونا که در حال حاضر به علت بی کفایتی عوامل حکومتی در ایران جولان می دهد و مردم ما را به سینه قبرستان می فرستد.                                                          
توضیحات ذکر شده در بالا نشانگر اطلاع از گوشه ای از اوضاع اسفناک ایران می باشد و با توجه به این مشکلات، به طور عام، ما فکر می کنیم برای رهائی از این معضلات، با مهاجرت زندگی ایده الی را در یک کشور پیشرفته یا مدرن  برای خود خواهیم ساخت.         

شخص، جدا از خطرات و هزینه های سنگینی که در راه مهاجرت قبول می کند، که شامل: خطرات راه اعم از (کلاه برداری، دزدی، غرق شدن در آب و...) و همچنین هزینه های سنگینی که فرد، همه زندگی خود و حاصل چندین ساله ی کار و زندگی را حراج می کند تا بتواند هزینه این راه را بپردازد، طبعات روانی آنرا نیز باید در نظر گرفت.

هم اکنون با توجه به این موضوعات و موارد گفته شده در این مجال و غیره و رسانه ای شدن همه آنها، شاید به اندازه کافی از این دست از اخبار و رویدادها مطلع باشید و نیازی به تکرار آن نباشد.

می خواهم آنسوی این داستان که قسمت ورود به کشور مقصد می باشد را به صورت مختصر بیان کنم.
پس از ورود، در بهترین حالت، فرد به عنوان کمک، خانه ای از اداره مهاجرت در یک منطقه دورافتاده که سیاست دولت این کشور آباد کردن مناطق خالی از سکنه است، دریافت می کند که در این مناطق به دلیل نبود سکنه، امکانی برای یادگیری زبان نخواهد بود و یا اگر باشد خیلی کم و به سختی می باشد.

کمک اداره مهاجرت به افراد از خورد و خوراک روزانه و مشکلات پزشکی بیشتر تجاوز نمی کند و همانطور که گفتم، این در خوشبینانه ترین حالت است و شاید بعضی از اوقات شخص مهاجر مجبور به زندگی در کمپ با افرادی شود که از نظر زبان، فرهنگ و عقیده کوچکترین ربطی به هم نداشته باشند.
 
در اینجا قضیه مهم و حیاتی زبان، که کلید ورود به جامعه است را نباید نادیده گرفت. فرد مهاجر باید این کلید را به دست بیاورد تا بتواند به فرهنگ و جامعه وارد شود و با توجه به مشکلات زیاد فرد پناهجو، گاهی اوقات زبان مذکور به اندازه ای سخت و دشوار خواهد بود که فرد در طول پنج یا شش سال نمی تواند ان را یاد بگیرد.
فردی که به زبان جدید مسلط نباشد، در بهترین حالت، کارهای سخت و طاقت فرسائی همچون نظافت،  

رستوران و یا کارگری را بدست آورد و در صورت شروع به کار، کمک های اداره مهاجرت قطع خواهد شد و شخص مخارج امرار معاش خویش را برعهده می گیرد.                                                            
در این میان باید گفت که، مشکلات خود اداره مهاجرت، سخت ترین قسمت از پروسه مهاجرت است. بعد از گذشت از راه های خطرناک و مشکل و پیدا کردن کار و یادگیری زبان، گرفتن اجازه اقامت در کشور مربوط خواهد بود که گاهی اوقات ۲ تا ۱۰ سال طول می کشد. در حال حاضر به علت مشکلات بسیاری در کشورهای خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین موج گسترده ی  از پناهجویان به کشورهای به اصطلاح امن وجود دارد و با توجه به حجم زیاد پناهجو، اداره مهاجرت افراد دوره دیده و کار کشته را در اختیار دارد که به قول معروف مو را از ماست بیرون می کشند. در این توضیحات شرایط استثنایی که افراد به اقامت و شرایط کار خوب دست یافته اند، اشاره ای نکرده ام، زیرا تعداد آنها به انگشتان دست نمی رسد.                                  
اصل مطلب:                                                                            
در پشت چهره هر مهاجر، دنیایی از مشکلات وجود دارد که ما فقط قسمت های گلچین شده آنها را در انیستاگرام و فیس بوک می بینیم و همه این افراد به اندازه افراد داخل مشکل دارند ولی در جایگاه دیگر و به شکلی دیگر.

این کشورهای امنی که ما در حال حاضر می بینیم، مردم آنها مدت زیادی برای این کشور تلاش کردند و با ایاد بستر دمکراسی و حکومت مردمی در راه مبارزه با بی قانونی عمل کرده اند.

در نهایت قدرت های جهانی و کشورهای زیادی از وجود جمهوری اسلامی سودمند هستند و کسی غیر از  
ایرانیان واقعی در فکر ایران نیست مبارزه در خارج خیلی مهم و موثر برای اذهان عمومی است، نه برای دولت و قدرت های جهانی. بیشتر مخالفان با وجود مشکلات فراوان اینجا بعد از مدتی فرسوده و خسته می شوند و شاید بهترین راه مبارزه در داخل برای یک حکومت مردمی که بتواند جوابگوی تمام خواسته های به حق همه اقشار ایران باشد، تا یک مهاجرت ناموفق.

این متن گوشه ای از دیده ها و شنیده های اینجانب در کشور سوئد می باشد

 


AM:10:48:18/10/2021




‌ ‌ 234 ‌‌بار دیده شده‌‌