این گروه بازنده!

این گروه بازنده!

تنظیم: کاویان مهرجویی

در اینکه جمهوری اسلامی با اطمینان از استقرار خود در ایران به این نتیجه رسید که نمی تواند بدون حامی و پشتیبان سیاست های خود را در منطقه پیش ببرد، نمی توان تردید کرد.

شعار نمادین نه شرقی نه غربی که در سال های اخیر جای خود را به کلمات دیگر داده پوششی بود تا خمینی وانمود کند با تکیه بر اسلام شیعی ناب محمدی! می تواند مقاصد خود را به سر منزل برساند، بی آنکه قدرتی خارجی در نمایش او حضور داشته باشد.

حتمن سیاست پردازان جمهوری اسلامی جستاری به تاریخ داشته اند و خوانده اند که نمی توان قطعیتی برای معادلات اجتماعی قائل بود.

در روزهای اخیر با آنکه مسائل مهم دیگری تیتر خبری رسانه های فارسی زبان بود، با این حال افشای فایل صوتی ظریف خود را به رتبه بالای تیترها رساند.

فایل صوتی که بی شک در آینده از جزئیات لو رفتن آن اخبار تازه تری خواهیم شنید، توسط شبکه خبری ایران اینترنشنال در یک پکیج سه ساعت و ده دقیقه ای منتشر شد.

بنا به اظهاراتی زمان این گفتگو چیزی حدود هفت ساعت است که از آن مقدار ذکر شده افشا گردیده.

دراین گفتگو می توان نکته های ظریفی را شنید که مسئولین جمهوری اسلامی بنا به عادت شان از پنهان کردن کلیات آن سال ها فریبکاری کرده اند.

اصطلاحی که چندین بار در گفتگو ظریف برآن تاکید دارد، دو کلمه میدان و دیپلماسی است.

روش حکومت داری خامنه ای متاثر از تندروی های بنیانگذار جمهوری اسلامی که از همان آغاز حضورش در ایران برآن تاکید داشت، صدور شیعه گری افراطی است با انگیزه صدور این تفکر به کشورهای عمدتن مسلمان خاورمیانه.

تقویت جنبش حماس در مبارزه با اسرائیل با شعار محو کردن این کشور از نقشه جغرافیایی نکته ای نبود که سردمداران حکومتی از ابراز آن ابایی داشته باشند.

ارسال تسلیحات و منابع متنوع مالی به این گروه و به رسمیت رساندن حزب الله لبنان در یک بازه زمانی به منظور صدور انقلاب به جهانیان این پروسه را مشخص کرد که روحانیون افراطی حاکم بر ایران قصد ترسیم جغرافیای سیاسی هلال شیعه را در دستور کار خود قرار داده اند.

انتخاب چهره افراطی قاسم سلیمانی برای مدیریت این پروژه از آغاز دوران حضور خامنه ای در بیت رهبری موازنه دیپلماسی را در در خاورمیانه برای جمهوری اسلامی به خط مطلوبی تبدیل کرد.

نکته ای که ظریف با دلی پر از غصه و از سر ناچاری ناگزیر به اعتراف آن می شود، غلبه میدان بر دیپلماسی است که خود در آن تبحر ویژه ای دارد.

نقش پر رنگ روسیه در تقویت سپاه قدس با ماموریت های برون مرزی گاه و بی گاه در رسانه های مختلف مطرح می شد که همچون بسیاری از پنهان کاری های دیگر نظام حاکم، کسی از جزئیات آن با خبر نبود.

ظریف که دوران پیشا انتخاباتی ١٤٠٠ را در پیش دارد، با علم به اینکه مردم دیگر اعتمادی به نظام جمهوری اسلامی ندارند، دست به افشای حقایقی می زند که تلویحن کارشناسان رسانه ای از برخی نکات آن اطلاع جامعی پیشتر به دست آورده بودند.

تسلط پوتین بر سپاه پاسداران و متعاقب آن احاطه قدرت سپاه بر بیت رهبری نمودار ساده ای است که هر تحلیل گری را در همان ابتدا بر این ویژگی متمرکز می کند که ایران تحت سلطه روحانیون افراطی شیعه با حمایتی خارجی اداره می شود.

نفی آشکار شعار نه شرقی و نه غربی خمینی از همان آغاز مسیر خود را به سوی مرگ بر اسراییل و مرگ بر آمریکا تغییر داد که البته مرگ بر آمریکای آن مصرفی داخلی داشت و لابی های پنهان دیپلماتیک با آمریکایی ها آن را نیز باسمه ای جلوه داد.

اکنون برداشت تلویحی از سخنان ظریف این گونه تعبیر می شود که حتا کشتن قاسم سلیمانی هم برنامه ای از پیش طراحی شده بود برای پایین کشیدن فتیله میدان برای اولویت داشتن دیپلماسی!

دیپلماسی که از سویی بر خلاف منویات پوتین تعامل با غرب بود و منجر به امضای معاهده موسوم به برجام شد، و از سویی دیگر باج مادی و سیاسی بود که باید به دو قدرت فعلی شرق جهان یعنی چین و روسیه داده می شد.

افشای ارتباط در لایه های مختلف با وزیر خارجه اوباما، جان کری هم موضوعی است که جمهوری خواهان مجلس سنای آمریکا در این روزها پیگیر جزئیات آن هستند.

خود زنی سیاسی در این وانفسای آشفته اقتصادی که جهان گیر شدن ویروس کووید ١٩ هم به معضلات آن افزوده موضوعی ست که باید در گذر ایام به دلایل آن پی برد.

اتاق فکر جمهوری اسلامی با مدیریت بحران در داخل و سوق دادن آن به عوامل خارجی همیشه در لاپوشانی حقیقت سابقه ای طولانی دارد.

اکنون ظریف و روحانی با نقاب اپوزیسیون نرم در داخل که عمر ریاست شان رو به اتمام است تقریبن چهره ای مشابه احمدی نژاد کنونی را انتخاب کرده اند که برای مردم تبدیل به یک سیرک تبلیغاتی شده.

ظریف بی محابا تاکید می کند که در دوره قبل از او جلیلی در شرف عقد معاهده ای بود شبیه برجام کنونی و درآن فقط به مسئله هسته ای اشاره شده بود.

در ادامه می گوید در دوره مذاکره من بحث موشکی هم اضافه شده بود که من اصرار بر کنارگذاشتن این موضوع داشتم، خبرنگار می پرسد مثلن چه چیزی می توانست اضافه شود که ظریف بحث حقوق بشر در ایران را به میان می کشد و ادعا می کند که ما نمی خواستیم این بند به بحث کشیده شود و مخالفش بودیم.

نمونه بارز نقض حقوق بشر در ایران که وزیر امور خارجه اش هم طرفدار سرکوب و اختناق است و این را از افتخارات خود می داند.

چه باقی می ماند؟

منابع ایران امتیازش به روسیه و چین می رسد. در آمد حاصل از فروش نفت و گاز و فولاد خرج نیروهای نیابتی در سوریه و عراق و یمن می شود تا شیعه گری افراطی تحت پروژه گسترش هلال شیعه هزینه شود. و در نهایت آنچه که ته دیگ باقی می ماند هزینه آقازاده ها در خارج از کشور می شود تا ژن خوب نسلش منقرض نشود. نسلی که با آمدن چهل و اندی سال شان به ایران و تسلط بر امور حاکم نفس کشیدن را از مردم دریغ می کند و سفره فقرشان را وسیع تر و فساد را ریشه دارتر کرده.

بنا به گفته غرضی وزیر سابق جمهوری اسلامی بیش از پنج هزار نفر از فرزندان مسئولین در آمریکا ( فقط آمریکا! کشورهای دیگر اروپایی را از قلم می اندازد) ساکن هستند و مشغول خوش گذرانی اند.

در این میان ملت ایران می ماند و هزاران مشکلی که چندی ست کووید ١٩هم با جان گرفتن از مردم به آن اضافه شده.

فایل صوتی ظریف هم یکی از صدها افشاگری است که در این سال ها شاهد آن بوده ایم و باز هم چیزی تغیر نمی کند. در به همین پاشنه می چرخد.

ظریف می رود، نظیف می آید، نظیف می رود کثیف می آید، حیوان همان است که بوده. پالانش عوض می شود و این وسط مردم که درگیرفقر و فلاکت اند سرشان بی کلاه می ماند.

این سلسله نابودگرترین سلسله تاریخ مدرن در جهان برای اداره یک کشور است.

تا جهل است و مذهب سیاست را احاطه کرده، وضع بر همین منوال است.

به قول؛ جوموکنیاتا اولین رئیس جمهورکنیا: وقتی مبلغین مذهبی به سرزمین ما آمدند در دستان شان کتاب مقدس داشتند و ما زمین های مان را داشتیم. پنج سال بعد ما در دستمان کتاب های مقدس داشتیم و آنها زمین های مان را...

خمینی هم قول سرزمین آرامش را به مردم داد، در بهشت زهرا و در بدو ورودش به ایران.

اکنون به قولش عمل کرده، همان جا که این قول را داده بود محل آرامش شد. برای کسانی که از ستم و جنایاتش اکنون زیر خروارها خاک خوابیده اند.

بهشت زهرای جمهوری اسلامی ایران.