تقابل رژیم جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف با مردم

تقابل رژیم جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف با مردم

آرام محمدی

آسونیوز- از بدو استقرار رژیم جمهوری اسلامی پس از انقلاب مردم ایران در سال ٥٧ تا کنون، اعتراضات مردمی نیز به درازای عمر این رژیم در جبهه های مختلفی ادامه داشته و این رژیم هم برای ماندگاری خود، متقابلا به شیوه های گوناگونی به رویارویی با مردم پرداخته است.

علیرغم تلاش حاکمیت ایران و نهادهای امنیتی و نظامی و وابسته به حکام ایرانی مبنی بر فریب اذهان عمومی و سناریوسازی های مکرر در قبال مردم ایران، این رژیم همواره در جبهه ها و عرصه های مختلفی برای مقابله با خواست و مطالبات شهروندان مدنی برآمده و در این راستا از هیچ تلاش و کوششی دریغ و فروگذاری نکرده است.

در این میان، حاکمیت ایران در تمامی عرصه ها از جمله در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی با مردم به طور مستقیم و غیر مستقیم وارد جنگ شده و با بسیج عوامل امنیتی، سپاه و تمامی ارکان آن، یگان های ویژه، لباس شخصی ها، به کار گیری و استفاده ی ابزاری به گفته ی خود مسئولین از "ارازل و اوباش" و غیره و همچنین مسلح کردن آنها به انواع سلاح های سرد و گرم برای سرکوب و کشتار، یکی از موارد تقابل این نظام با طیف های مختلف جامعه برای به مسلخ کشاندن آنان است.

ایجاد دسته های مختلف مذهبی و فعال کردن آنها، تریبون های حکومتی امامان جماعت به عنوان مبلغین دستگاه پروپاگاندای حاکمیت، روانه کردن خبرنگاران و یا بازجو خبرنگاران وابسته به وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه به درون جامعه و همچنین تفرقه ی مذهبی را می توان به عنوان نمونه های بارز و عینی مقابله با مردم نام برد.

با این وجود، صداوسیمای حکومتی با تغذیه و هزینه های هنگفت و سرسام آور از منابع ملی که تحت اختیار تمام و کمال بیت خامنه ای و نهادهای امنیتی است، کماکان در راستای تحریف واقعیات موجود و مغایر با خواست و مطالبات جامعه گام برداشته و به عنوان یکی دیگر از جبهه های مستقیم و رو در روی شهروندان و همسو با ارگان های امنیتی با نام به اصطلاح "رسانه ی ملی" فعالیت می کند.

البته در این مجال میبآیست که نهادها، افراد وابسته، طلاب، در اختیار داشتن رسانه های متعدد و سازمان هایی که در خارج از ایران و ساکن در دیگر کشورها که همگی همسو با اهداف و سیاست های رژیم جمهوری اسلامی هستند و گسترش هلال شیعی، بی ثباتی، ترور شخصیت ها، خشونت و ترویج تروریسم، درآمد حاصل از پخش مواد مخدر و غیره گام بر می دارند، اشاره کرد.

البته جاسوسی از مردم، استراق سمع، قطع کامل اینترنت و یا کند کردن آن بالاخص در موقع اعتراضات همگانی، اتخاذ سیاست گرسنه نگاه داشتن مردم، بیکاری، اعدام های مکرر، قطعی آب و برق، طلاق، ایجاد خشونت، اقتصاد بیمار، دزدی های کلان، رانتخواری، زدو بند دورن جناحی برای منافع شخصی و گروهی، ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، جنگ نرم، استفاده ی ابزاری از مداحان، بدنام کردن منتقدین در داخل و خارج، بازداشت های فله ای، ترور، انواع مافیا و ده ها و صدها مورد دیگر را باید به جنگ نابرابر رژیم جمهوری اسلامی با مردم یادآور شد.

علاوه بر همه ی موارد ذکر شده، ساختار ایدئولوژیک رژیم جمهوری اسلامی که مبتنی بر شیعه گرایی و دخالت در امور سیاسی دیگر کشورها بنا شده و در هر حوزه ای مداخله گر است، منجر به تش زایی و در نهایت انزوای سیاسی و بین المللی در جهان شده است و تاوان این امر نیز بر در نهایت همچون دیگر موارد متوجه مردم خواهد شد و حاکمیت هیچ مسئولیتی را در قبال آن نمی پذیرد.

هرچند باید گسترش و همه گیری ویروس کرونا در شرایط کنونی که روزانه جان صدها نفر را می گیرد و ابتلای هزاران نفر دیگر را در روز در پی دارد، به عنوان یکی دیگر از تقابل رژیم ایران با مردم نام برد. زیرا مسئولین و حاکمیت ایران به جای اقدام جدی در راستای مقابله با این بیماری، هم اکنون گسترش قبرستان های جدید و افزایش غسالخانه ها در بیشتر مراکز استان ها و کلانشهرها را در دستور کار قرار داده اند.

زیرا رژیم جمهوری اسلامی به سطحی از ناکارآمدی رسیده است که، حتی برای تامین ابتدایی نیازهای اولیه مردم عاجز و درمانده است و می توان گفت که، خود ساختار مدیریتی ایران از درون بیمار است و تنها با شعار و گفتار درمانی که از خصایص این رژیم است، نمی توان جوابگوی نیازها بود. هرچند حاکمیت ایران تا کنون با سرکوب و کشتار و سیاست چماق و هویج به بقا و ماندگاری خود ادامه داده است.

نتیجه: اما مردم فهیم و آگاه ایران که همواره قربانی سرکوب و سیاست های ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی در تمامی حوزه ها شده اند، مصمم تر از گذشته تا ساقط کردن این نظام از پای نخواهند نشست و به این نتیجه رسیده اند که تنها راه برون رفت و عبور از وضعیت و شرایط تحمیل شده کنونی، گذار کامل از رژیم جمهوری اسلامی است و لاغیر.

رژیم جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب آب نیز به این امر به خوبی واقف و آگاهند که، تاریخ دیکتاتورهای بیشماری به خود دیده است و طی سالیان متمادی از خون مردم تغذیه کرده اند. حال عوامل ریز و درشت حکومتی از راس هرم تا پائین به این قناعت رسیده اند که در نهایت اراده و هژمونی مردم بر ماشین کشتار آنان فائق خواهد آمد و در مقابل آتش خشم ملیت های ایران در امان نیستند و مصون نخواهند ماند.