٨ مارس؛ نقطه کانونی در جنبش زنان

٨ مارس؛ نقطه کانونی در جنبش زنان

آرام محمدی

انتخاب روز هشتم مارس به عنوان روز جهانی زن، به مبارزه زنان کارگر فابریکه نساجی کتان در سال ١٨٥٧میلادی در شهر نیویورک آمریکا بر می گردد.

با گذشت بیش از ٥٠ سال از این موضوع، کارگران زن کارخانـۀ نساجی کتان در شهر نیویورک به منظور احیای خاطره اعتصاب در این روز، که "تبعیض، محرومیت و فشار کار و حقوق بسیار کم زنان" را تداعی می کرد، دست به اعتصاب زدند. صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان به علت ممانعت از همبستگی کارگران بخش های دیگر با اعتصاب گران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر، این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت و بعداً به دلایل نامعلومی کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی ١٢٩ تن از زنان کارگر در این آتش سوختند.

از زمان تصویب ٨ مارس به عنوان روز جهانی زن تا کنون، بالغ بر ١٠٠سال می گذرد و تاریخ نشان داده که، زنان به همراه مردان آزادیخواه و برابری طلب، هَمار در راستای تحقق مطالبات و حقوق زنان، از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده و در این راه پُر فراز و نشیب، هزاران نفر از زنان قربانی سیاست های تحمیلی حکومت های توتالیتر شده اند.

به همین مناسبت در تقویم جهانی، هر ساله ٨ مارس "١٧ اسفند و گاهاً ١٨ اسفند" به عنوان روز جهانی زن شناخته می شود و این امر جهت یادآوری مبارزات برای دستیابی به حقوق برابر و مبارزه علیه تبعیض نامگذاری شده. امسال نیز در حالی که روز جهانی زن گرامی داشته می شود که، ایران، منطقه و جهان کنونی دارای شرایط ویژه و آبستن انواع حوادث است و زنان در دولت های تمامیتخواه از جمله در سایه حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، از شرایط بغرنج تر و اسفناک تری برخوردار هستند.

در حالی به استقبال روز جهانی زن می رویم که، زنان در ایران و بویژه در کردستان که همواره با نگاه امنیتی روبرو بوده، همچنان با تبعیض فراگیر، سیستماتیک و مهندسی شده، که همه ی جنبه های زندگی و حوزه های کاری آنان را تحت الشعاع قرار داده، مواجه اند.زنان و فعالین این عرصه و حتی مردانی که با هدف مبارزه و تلاش برای زدودن آثار تبعیض و ارتجاع تحمیل شده بر زنان فعالیت می کنند، تحت بیشترین فشارها، برخوردهای قهری و فراقانونی، شکنجه و بازداشت، تحقیر و تنبیه و... قرار می گیرند و فشار علیه زنان در بطن وجودی، ماهیت و کُل ساختار سیاسی این نظام ریشه دوانیده است. در واقع در تقویم و روزشمار رژیم جمهوری اسلامی، ٨ مارس (روز جهانی زن) رسمی نیست و در اصل رسمیت ندارد و کماکان با فعالان زن و فعالیت زنان در عرصه های مختلف با شدیدترین نحو ممکن برخورد می شود.

در حال حاضر هم "خودسوزی و خودکشی زنان به شیوه های مختلف، آمار بالای طلاق، تبعیض، تجاوز و اخراج از محل کار، تجاوز به زنان در زندان ها، بازداشت های خودسرانه، قتل های ناموسی در سایه عدم حمایت و خلع قانونی، بی کفایتی نهادهای مربوطه در نظام دینی، اسیدپاشی، ختنه ی زنان، رواج صیغه، کارتن خوابی و گورخوابی، آزار کلامی و جسمی و ده ها مورد دیگر" به طرز چشمگیری روبه افزایش بوده، و نه تنها هیچ اقدامی در راستای ممانعت از این موارد صورت نگرفته، بلعکس دولت های گذشته و ادوار مختلف مجلس و بالاخص دولت ابراهیم رییسی، همپا و همسو با دیگر نهادها در سرکوب زنان پیشتاز بوده است.

زنان در ایران از همان ابتدای استقرار این رژیم، مورد هجمه تبلیغی و استثمار مضاعف قرار گرفتند و به نوعی حاکمیت ایران با سرکوب گسترده زنان در تمامی عرصه ها، علاوه بر ایجاد رعب و ترس، پایه های آغشته در خون خود را بر اساس سلب حقوق قانونی و انسانی شهروندان و بویژه ایجاد فضای اختناق جامعه ی زنان بنا کرد.

علاوه بر موارد مذکور، باید به برخورد با زنان در زمینه ی حجاب اجباری، پایمال کردن حقوق فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مدنی آنان از سوی دولت، قوه قضاییه و دیگر سازمان ها، گستردگی ازدواج های زدودهنگام، برخورد های قهری با فعالین زن، منزوی کردن زنان، گسترش انواع مواد مخدر در میان زنان، دختران و کودکان از سوی نهادهای حکومتی و مافیای سپاه، مانع تراشی در حوزه ی ورزش زنان، بی توجهی به وضعیت اسفناک این قشر به حاشیه رانده شده و غیره اشاره کرد.

در این مجال باید ابراز داشت که، زنان علاوه بر محدود سازی که در درون جامعه برای آنان فراهم شده و وضعیتی که محصول عملکرد و سیاست های مغرضانه و ضد زن حکومت ایران در قبال زنان است، بعضاً در میان برخی از خانواده های سنتی و همچنین مردسالارانه نیز مورد آزار و اذیت روزافزون قرار می گیرند و گاها قربانی بی حد ومرز ارتجاع می شوند. حال، علیرغم وسعت تبعیض و آپارتاید گسترده ای که بر جامعه زنان سایه انداخته، وجود انکار ناپذیر زنان و دخترانی که در مقابل همه اقدامات اعمال شده و تحمیلی، ایستادگی کرده و حتی در این مسیر جان خود را از دست داده و به اسطوره مقاومت مبدل شده اند، ستودنی است.

نهادهای امنیتی با حمایت دستگاه قضایی ایران طی سالیان متمادی و بویژه سال های اخیر، سرکوب زنان را تشدید، و شمشیر خود را عملا در راستای تبعیض جنسیتی در تمامی عرصه ها از روبسته و درصدد اند تا که، زمان را به دوران قرون وسطایی بازگرداند. اما و خوشبختانه، از یک سو علیرغم تلاش های فراوان حاکمیت و استفاده از تمامی ابزارها و پروپاگاندای حکومتی، این امر تحقق نیافته، و از سوی دیگر، به حکم تحولات و کسب آگاهی و اطلاع فرد فرد جامعه به حقوق انسانی و قانونی خود، هیچ یک از خواسته های رژیم جمهوری اسلامی در مقابله با جنبش زنان به سرانجام نرسیده و طبل رسوایی این حکومت سالهاست که به صدا درآمده و زبانزد خاص و عام در نزد افکار عمومی داخلی و جامعه ی جهانی شده است.

در این میان، حزب کومه له کردستان ایران نیز به عنوان نخستین تابو شکن احزاب کردستان و پرچمدار مبارزه علیه تبعیض در حق زنان و حتی مردان در دوره ای در کردستان، که سنت عقب ماندگی و مردسالاری، پررنگ تر از هر زمان دیگری بوده، حضور داشته و این امر یکی از افتخارات و اهداف این حزب محسوب می شود. کو مه له هم اکنون هم تمامی توان خود را جهت هموار کردن مسیر سخت مبارزه در این عرصه به کار گرفته و تا مُحق شدن خواسته های روای شهروندان کُرد، اخصاً برآورده کردن مطالبات جامعه ی زنان از پای نخواهد نشست.

کومه له با برنامه ریزی و ایجاد بستر مناسب برای فعالیت زنان و دختران انقلابی کردستان، که مشعل به دست، همسو و همپا و پیشاهنگ در صف نخست مبارزه، با مشارکت در فعالیت های گوناگون و حضور در حوزه های مختلف سیاسی، مدنی، فرهنگی، اجتماعی و همچنین دیگر فعالیت ها در جامعه ی کردستان نقش خود را ایفا می کنند، از یک سوی برای حقوق از دست رفته و ضبط شده ی زنان، و از دیگر سو، در راستای حقوق انسانی این قشر عظیم فعالیت می کند.