ایران در دوران رییسی

ایران در دوران رییسی

انتخابات ریاست جمهوری در ایران به علت سلب آزادی مردم در آن و تقلبی بودن همیشه از اهمیت بسیار کمی برخوردار بوده است. هم پیروزی گذشته اصلاح طلبان و هم انتخاب ابراهیم رئیسی شخصیت‌ تندرو و محافظه کار نظام به عنوان هشتمین رئیس جمهور ایران، بیشتر شبیه به یک نمایش و بدور از معیارهای یک انتخابات آزاد و دموکراتیک و منصفانه میباشد.

در ١٨ ژوئن ٢٠٢١) ٢٨خرداد ١٤٠٠) ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهور ایران منصوب شد. حال باید دید که دولت جدید چه تاثیری می تواند در وضعیت منطقه و مذاکرات هسته ای داشته باشد.

در واقع صرف نظر از اینکه چه کسی رئیس جمهور است، رژیم ایران از انقلاب ١٩٧٩ (١٣٥٧ شمسی) تا به امروز در مسیر ثابتی برای دستیابی به سلاح های هسته ای، هژمونی منطقه ای و حمایت از تروریسم گام برداشته. این بار نیز تفاوت چندانی با دوره های قبل نخواهد داشت. اما از آنجایی که ایران امروز با چالش های بی‌سابقه ای روبرو شده است، انتصاب ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهور توسط علی خامنه‌ای بی دلیل می باشد.

در حقیقت رژیم ایران از کلمه "انتخابات" تنها برای بقای مشروعیت نظام استفاده کرده‌ و از طریق "صندوق‌های رای" سعی در ایجاد ذهنیت "انتخابات دمکراتیک" در بین مردم را داشته که تا به امروز توهمی بیش نبوده است. با این حال هیچگاه نمی توان از رئیسی به عنوان پیروز و محبوب انتخابات نام برد. انتخاباتی که با میلیون ها رای باطله به ٥٠ درصد مشارکت هم نرسید. اما این موضع شاید تغییری در ماهیت رژیم ایران و ساختار انسان ستیز و فاسد آن ایجاد نکند.

اما رئیسی یک روحانی بی‌روح است. جلادی که گویا در رشته حقوق بین الملل تحصیل کرده و ادعای مدافع حقوق بشر بودن را دارد. او با عضویت در "هیئت مرگ" در سالهای بعد از جنگ بین ایران و عراق به منظور از بین بردن مخالفان سیاسی، عامل قتل هزاران زندانی سیاسی از جمله زنان و کودکان است. وی نه تنها نقش مهمی در کشتارهای سال ٦٧داشته، بلکه تا به امروز به عنوان رئیس قوه قضائیه در کنار مقامات دولتی و امنیتی، مسئول کشتار بیرحمانه صدها زن و مرد و کودک، دستگیری هزاران معترض و شکنجه و سوء رفتار با آنها و نیز کشته شدن حداقل ١٥٠٠نفر در جریان اعتراضات آبان ٩٨ می باشد و امروز نیز بر مسند ریاست جمهوری منصوب شدە است.

به همین دلیل، از وی به خاطر تمام فعالیتهایش در سیستم قضایی کشور که یکی از قوای سرکوبگر رژیم می باشد، می توان به عنوان جلاد نام برد. شخصیتی که برای اطمینان از تحکیم و تداوم ایدئولوژی نظام، شمشیر انقلاب اسلامی را در دست گرفته و خود را نگهبان میراث انقلاب می داند.

رئیسی به عنوان یک شخصیت به اصطلاح وفادار به رژیم جمهوری اسلامی و شخص خامنه‌ای موقعیت خوبی را همچنین برای معرفی خود به عنوان جانشینی او در زمان مناسب فراهم کرده است. علی خامنه‌ای هم در هشتاد و دو سالگی بسر می برد و وضعیت جسمانی‌اش ناپایدار است. در واقع قصد او نیز از انتخاب رئیسی به عنوان رئیس جمهور آینده، به نحوی تضمین برقراری و تداوم قدرت رژیم و جلوگیری از خلاء قدرت در زمان مرگ خودش است.

فعالیتهای تبلیغاتی ایران در سطح جهانی همچنان ادامه دارد!

با رئیسی یا بدون رئیسی، رژیم ایران همچنان به منظور تحقق اهداف خود، به دنبال قدرت و نفوذ بیشتر در منطقه و در جهان می باشد. علیرغم دو دهه تحریم و رکود اقتصادی در سایه بی کفایتی حاکمیت ایران، این رژیم همچنان به تبلیغات و ترویج شیعه گرایی در خارج از ایران مشغول است. "دانشگاه بین المللی المصطفی" تحت نظارت علی خامنه ای که یکی از ارگانهای پروپاگاندا ی جمهوری اسلامی برای توسعه و اشاعه اسلام شیعه می باشد، امروزه در ٦٠ کشور جهان شعبه‌های خود را دائر کرده.

هر چند دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین آمریکا در روزهای پایانی دوره ریاست جمهوری خود این نهاد را به دلیل ارتباط با فعالیتهای نظامی و تروریستی نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم کرده است.

از نظر نفوذ منطقه‌ای نیز رژیم ایران طی دو دهه گذشته با وجود تحریم ها و فشارهای بین المللی یک روند صعودی داشته است. حکام ایرانی و نهادهای وابسته، همچنان با ایجاد و تقویت نیروهای نیابتی به دنبال قدرت و نفوذ بیشتر در عراق و سوریه و لبنان و یمن می باشد. جمهوری اسلامی در برابر همه فشارهای داخلی و خارجی لبنان برای حفظ نفوذ حزب الله همچنان تلاش می کند. این سازمان تروریستی با حمایت رژیم ایران علیرغم تشدید بحران اقتصادی لبنان، همچنان بازیگر اصلی صحنه داخلی لبنان است. در غزه نیز این رژیم توان نظامی حماس و جهاد اسلامی فلسطین را افزایش می دهد.

جمهوری اسلامی هیچگاه حاضر به عقب نشینی بویژه پس از دو دهه درگیری و تثبیت نفوذ خود در منطقه نخواهد بود. این رژیم به توسعه سلاح‌های هسته‌ای و موشک های بالستیک خود نیز ادامه می دهد. به همین خاطر رفع تحریم های آمریکا بدون شک به نفع جمهوری اسلامی خواهد بود و توانایی غرب را در جلوگیری از تلاش های ایران برای دستیابی به فناوری هسته‌ای و برنامه ی موشکی کاهش می دهد.

فراتر از برنامه موشکی، ایران هرگز از دستیابی به تسلیحات هسته ای دست برنخواهد داشت. اسناد هسته‌ای ایران که توسط عوامل نفوذی دولت اسرائیل در سال ٢٠١٨ فاش شده اند، ثابت می کند که ایران در پی یافتن فناوری‌ های ساخت بمب می باشد.

اما ایرانِ رئیسی برای سیاست گذاران غربی به چه معناست؟ شناخت رئیسی ممکن است برای ما موضوع قدرت و چگونگی عملکرد داخلی وی را به خوبی آشکار کند. اما از نظر سیاست خارجی مانند روسای جمهور قبلی چندان تفاوتی ندارد. هرچند در حال حاضر هیچ تضمینی برای موثر بودن مذاکرات وین و رفع احتمالی تحریم ها وجود ندارد، ولی باتوجه به گسترده بودن ابعاد فساد در بخش دولتی و گسترش روزافزون تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد کشور نمی توان به بهبود وضعیت اقتصادی ایران که از سال ٢٠١٧منجر به افزایش نارضایتی و ناآرامی های داخلی شده است، خوشبین بود.

صرف نظر از اینکه چه کسی رئیس جمهور ایران است، همیشه دفاع از اصل نظام و منافع ایدئولوژیکی آن به جای توسعه جامعه مدنی در اولیت بوده و خواهد بود. بدون شک رئیسی نیز به دنبال توسعه اقتصادی، رفاه و امنیت و بهبود وضعیت کنونی کشور برای کاهش نارضایتی های مردمی نیست. سرکوب اعتراضات اخیر مردم خوزستان و دیگر شهرهای ایران و همچنین کشتار و زندانی کردن معترضان در روزهای آغاز ریاست جمهوری رئیسی، درک این موضوع را برایمان ساده تر خواهد کرد. به همین دلیل سیاست‌گذاران غربی در این مورد نباید خوشبین باشند.

ابراهیم رئیسی نیز همچون حمید نوری بیشتر به یک اتاق محاکمه در دادگاه بین المللی تعلق دارد تا دفتر ریاست جمهوری. شخصی افراطی و سنگدل با کارنامه چندین دهه سرکوب که در مسیر تحقق آرمانهای سلطه‌گرانه رژیم جمهوری اسلامی، مخالفان و منتقدان سیاست‌ رژیم را روانه زندان، شکنجه و اعدام می کند.